کد خبر: 386480
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۱
از سريال‌هاي جور واجور تلويزيوني تا نقش‌هاي پيشنهادي آينده در گفت‌وگوي «جوان» با مهران رجبي
شما هم حتماً مثل من بارها و بارها اين ضرب‌المثل را شنيديد كه با يك دست نمي‌توان چند هندوانه را برداشت اما مهران رجبي اين كار را بدعت‌گذاري كرد و اتفاقاً موفق هم به انجام رساند تا اين ضرب‌المثل را نقض كند و نامش را در ليست پركارترين بازيگر شايد در تاريخ فيلم و سريال بعد از انقلاب ايران ثبت كرد. او سال گذشته در بيش از 25 فيلم سينمايي و تلويزيوني حضور داشت و تقريباً از همه آنها نمره قبولي گرفت، هر چند كه زنگ خطر راجع به او به صدا درآمده است و او بايد از اين همه ديده‌شدن بر حذر باشد. با او در اين مورد به گفت‌وگو نشستيم كه ماحصل گفت‌وگوي چالشي‌مان خواندني شد.آقاي رجبي شما سال گذشته به عنوان پركارترين بازيگر انتخاب شديد و با حضور بيش از 25 فيلم سينمايي و سريال ركورد شگفت‌انگيزي را از خود به جاي گذاشتيد!! ظاهراً پارسال به هيچ كس نه نگفتيد؟شايد باور نكنيد اصلاً اين طور نبود كه من سال گذشته چشم بسته با هيچ شرط و شروطي همه كارها را بپذيرم، اين 25 كاري كه در سال گذشته در آنها حضور داشتم حتي يك سوم پيشنهاداتي نبود كه به من شد، از طرفي من جزو آن دسته از آدم‌هايي نيستم كه ببينم كاري از دستم بر مي‌آيد و مي‌توانم گوشه‌اي ازكاري را بردارم ولي عامدانه آن را انجام ندهم هميشه نيتم آن بوده است كه گوشه‌اي از كاري را بردارم و گرفتاري كسي را حل كنم. خيلي وقت‌ها شده كه كارگرداني به من زنگ زده و مي‌گويد من دوست دارم به هر قيمتي در كارم حضور داشته باشي، توضيح مي‌دهم كه سرم شلوغ است به خدا درچندكار همزمان حضور دارم اما مي‌گويد نه اين نقش را تو حتماً بايد بازي كني... خب من هم براي آنكه كار آن بنده خدا لنگ نماند با وجود فشار كاري زيادي كه برمن وارد مي‌شود، قبول مي‌كنم.پس يك جورايي در رودربايستي قرار مي‌گيريد؟مسأله فقط رودربايستي يا بلد نبودن كلمه «نه» نيست. من «نه» گفتن يا راه نينداختن كار ديگران و كلاس گذاشتن را قبول ندارم مثلاً چند وقت پيش كارگرداني با من تماس گرفت و گفت مهران مي‌خوام حتماً تو كارم حضور داشته باشي هرچقدر برنامه‌ريزي كردم ديدم امكانش نيست چون هم روز كار بودم هم شب كار... وقتي بهش گفتم اصلاً نمي‌توانم توي كارتان حضور داشته باشم بغض كرد و گفت من روي تو حساب كرده بودم از اين صحنه واقعاً ناراحت شدم اما نمي‌توانستم هيچ طوري برنامه‌ريزي كنم خب من براي دوستان كارگردانم ارزش قائلم، وقتي لطفشان را مي‌بينم آن وقت است كه نه گفتن برايم سخت مي‌شود ولي خب گاهي اوقات ديگر نمي‌توانم.ولي خب بايد قبول كنيد اين همه پركاري‌تان كه به واسطه باز كردن گره ديگران به وجود مي‌آيد ممكن است گره جدي را در كار خودتان ايجاد كند؟حرفتان را قبول دارم از قديم گفته‌اند هر چيزي زيادش دل را مي‌زند حتي اگر خيلي دوستش داشته باشيد شما اگر عاشق دايي‌تان هم باشيد اما اگر هر شب به خانه‌تان بيايد ناخودآگاه تو روز بيستم ديگر مثل روزهاي اول تحويلش نمي‌گيريد، من هم قبول دارم اين مسأله در دراز مدت ممكن است به ضررم تمام شود.همين طور است، تصميم نداريد به جاي حضور در انبوهي از نقش‌هاي فرعي و مكمل، يك حضور پررنگ را در يك نقش قوي‌تر تجربه كنيد؟چرا، اتفاقاً امسال خودم هم به اين مسأله فكر كردم تصميم گرفتم به قول شما از فرعي‌ها كم كنم و به اصل اضافه كنم.سال گذشته با اين حجم انبوه كارها چطور به سر لوكيشن‌هاي مختلف مي رسيديد، تداخلي ايجاد نمي‌شد؟به سختي، پارسال پيش مي‌آ‌مد كه همزمان در چهار كار حضور داشتم. گاهي وقت‌ها حتي فرصت رفتن به خانه را پيدا نمي‌كردم، توي ماشينم همانجا سركار مي‌خوابيدم واقعاً سال قبل من از ديدن بچه‌‌هايم محروم بودم. از سر هر كاري هم كه زنگ مي‌زدند به من مي‌گفتند تو فقط قبول كن باقي قضايا با ما، ما درس برنامه‌ريزي را خوانديم و خيلي خوب مي‌توانيم كارها را با هم هماهنگ كنيم خب انصافاً از پس كاري كه به آنها محول كرده‌ بودند هم به خوبي بر مي‌آمدند، منتها من نمي‌دانم چرا در اين بين جايي براي خواب من در نظر نمي‌گرفتند...براي ايفاي كاراكترها چطور با مشكل مواجه نمي‌شديد چون بالاخره هر نقش، درگيري‌ها و شرايط خودش را دارد. جدا شدن از يك نقش و فرو رفتن در نقش‌هاي ديگر آن هم در يك روز برايتان سخت نبود؟سخت بود اما من جزو آن دسته از بازيگراني نيستم كه در گفت‌وگوهايشان مي‌گويند مثلاً‌48 ساعت طول مي‌كشد از قالب يك نقش خارج شويم من فقط زماني كه جلوي دوربين هستم به جاي آن نقش فكر مي‌كنم، حرف مي‌زنم و‌... زماني كه كات گفتند خودم مي‌شوم، شوهر همسرم، پدر يك خانواده كه سه فرزند دارد و عاشق آنهاست... به همين خاطر ايفاي نقش‌هاي متعدد در يك روز برايم سخت نبود. از ميان سيل انبوه كارهايتان در سال گذشته كدام را بيشتر دوست داشتيد و در آن بيشتر توانستيد من واقعي‌‌تان را نشان دهيد؟پارسال در ايام نوروز يك كار تك پرسناژي را ايفا كردم كه واقعاً‌ برايم جذاب بود با اينكه كار از سختي زيادي برخوردار بود و من از ابتداي فروردين تا انتهايش بايد سر فيلمبرداري بودم اما برايم تجربه شيريني بود. من در آن كار بايد به جاي تك تك كاراكترها حرف مي‌زدم، گاهي نقش يك زن را بازي مي‌كردم، گاهي يك دختر جوان، پيرمرد، دايي و ... بالاخره در يك اثر با زمان محدود بازي به جاي آن همه كاراكتر مختلف كار سخت و طاقت‌فرسايي است اما خدا را شكر از بازي در آن شرمنده مردم نشدم. اما مخاطبان نسبت به آن اثر اقبال چنداني نشان ندادند؟دليلش آن بود كه آن كار در بين سيل انبوهي از كارهاي عيد پخش مي‌شد وزمان پخش مطلوبي نداشت و تحقيقات پيرامون آن چندان زياد نبود از طرفي كار هم به دليل شتابزدگي كه در آن وجود داشت به لحاظ موسيقي و تدوين و مونتاژ آن چيزي كه مد نظرمان بود در نيامد، به همين خاطر در سال گذشته و طي فرصتي كه در اختيارمان بود تصميم گرفتيم كار را رتوش كنيم تصميم سيما هم بر اين بود كه كار را عيد امسال تكرار كنيم اما ظاهراً‌ شلوغي و فشردگي برنامه‌ها اين فرصت را به آنها نداد. با اينكه در طول اين سال ها كارنامه شلوغي را از خود به جاي گذاشتيد اما هنوز هم بسياري بهترين بازي شما را در فيلم «زير نور ماه» و سريال «روزگار قريب» مي‌دانند؟اگر كارنامه اكثر بازيگرها را مرور كنيد مي‌بينيد در سيل انبوه كارهايشان تنها دو الي سه كار شاخص دارند و باقي كارهايشان در سطح يكديگر هستند اين عوامل هم به مسائل مختلف برمي‌گردد؛ از انتخاب درست بازيگر براي آن نقش گرفته تا فيلمنامه و آن كسي كه با آن همكاري مي‌كنيد. در اين دو اثر من به خوبي در نقش هضم شدم و با توجه به اينكه خود كاراكترها قابليت ديده شدن را داشتند اين امكان به من دست داد كه از تمام قوايم براي بازيگري بهره ببرم. بعضي از كاراكترها شما را وادار مي‌كنند لايه‌هاي دروني و ناپيداي شخصيتان را بيرون بريزيد. همكاري شما و عياري در «روزگار قريب» به عقيده بسياري يك اتفاق خوب براي هردويتان بود، شنيده‌ام اين همكاري قرار است براي بار دوم تكرار شود؟سريال «روزگار قريب» سريالي بود كه من در آن به نوعي زندگي كردم. اين فرصت را به من مي‌داد كه براي رسيدن به نقش بيشتر بخوانم، ببينم... اتفاقي كه اين روزها در مورد كمتر نقشي مي‌افتد. از طرفي آقاي عياري فرد بي‌نظير و با دانشي هستند و به كاري كه انجام مي‌دهند بسيار مسلطند و اين امكان را به بازيگر مي‌دهند كه بخشي از خود را در كارهايشان به نمايش در آورند. طبيعي بود كه ايشان وقتي براي كار دومشان كه يك سريال تلويزيوني است از من دعوت كردند با آغوش باز بپذيرم و مطمئنم كه اين همكاري ايجاد يك خاطره خوش براي هردوي ما و البته مردم خواهد كرد...نوروز امسال هم حسابي پر كار بوديد هم اجراي برنامه «سيم پنجم» را بر عهده داشتيد وهم در سريال «چارديواري» حضور داشتيد فيلم فراري هم كه با بازي شما پخش شد؟بله، اجراي ويژه‌برنامه نوروز براي شبكه پنج بر عهده من و آقاي احمدزاده بود كه خوشبختانه مردم هم نسبت به آن اقبال نشان دادند. كار آقاي مقدم هم مانند آثار قبلي‌شان با استقبال مخاطبان همراه بود و به نظر من هم سريال تماشايي و البته قابل دفاعي بود. فيلم فراري هم زماني كه وارد فروش خانگي شد از آن بسيار استقبال شد من شخصاً نقشي را كه در اين كار داشتم بسيار دوست دارم.‌ مدت‌هاست كه شما در ژانر كارهاي طنز جاافتاده‌ايد در حالي كه كارهاي ابتدايي‌تان در قالب جدي بود؛ اين تغيير ژانر به ميل خودتان بود!؟بالاخره بازيگر در مسير حركتش با شرايط و موقعيت‌هاي مختلفي مواجه مي‌شود كه بخشي از آن مسير را شرايط براي او تعيين مي‌كند. من هم در ادامه مسير فعاليتم در فضايي قرار گرفتم كه خواسته و ناخواسته به ژانر طنز نزديك شدم كه البته اين خودش بد نيست.بد نيست، اما خيلي‌ها از شمايي كه در ذاتتان توانايي نسبتاً خوبي در بازيگري نهفته است انتظار دارند كه وارد فضاهاي ديگر هم بشويد و از نقش‌هاي تكراري كه به نوعي تكرار خودتان هم محسوب مي‌شود فاصله بگيريد؟اين سؤالتان به نوعي تلفيقي است؛ در بخشي از حرف‌هايم گفتم كه من هم دوست دارم به سراغ نقش‌هايي بروم كه بيشتر بتوانم در آن خودم را نشان دهم اما متأسفانه در ايران تا بازيگري در نقشي خوب ظاهر مي‌شود باقي پيشنهادات به او حول همان نقش است، بالاخره شرايط كنوني و فيلمنامه‌هايي كه به من پيشنهاد مي‌شود به گونه‌اي است كه اكثرشان در قالب طنز است.‌ به نظر شما چرا ذائقه مخاطبان در چند سال اخير تغيير كرده و بيشتر به سمت آثار كمدي رفته است؟مردم ما در طي روز آنقدر درگيري‌هاي كاري و زندگي دارند كه دوست دارند وقتي به سينما مي‌روند يا پاي تلويزيون مي‌نشينند و كانال تلويزيون را باز مي‌كنند، كاري را ببينند كه آنها را كمتر با خود درگير كند و بتوانند چند ساعتي را كنار خانواده خوش باشند و لبخند بزنند...‌ حالا به نظر شما با شتاب رفتن به سمت ژانر كمدي خوب است يا بد؟خنداندن و شاد كردن مردم كه بد نمي‌شود.‌ نه بد نمي‌شود، اما قبول كنيد بعضي از اين كارها آنقدر به لحاظ موضوعي سخيف هستند كه با هر ترفند و قيمتي مي‌خواهند مخاطب را بخنداند. انگار كه اصلاً شعور آنها را در نظر نمي‌گيرند.با اين بخش حرفتان موافقم، خنداندن مردم به هر قيمتي كار درستي نيست. ما بايد در ژانر طنز يك تيم متخصص را داشته باشيم نه اينكه هر كسي تا در يك اثر طنز بازي كرد و تجربه بازيگري داشت فردا پشت دوربين قرار بگيرد و كار بسازد. در هر كاري بايد كار را به كاردان سپرد...‌ در بازي شما چيزي وجود دارد كه مخاطب ناخودآگاه با آن احساس همذات‌پنداري مي‌كند و كاراكتري كه شما ايفا مي‌كنيد برايش ملموس است درست مثل دايي، بقال سركوچه يا...!؟از خيلي‌ها اين حرف‌ را مي‌شنوم و هر وقت كه مي‌شنوم روي شانه‌هايم احساس سنگيني مي‌كنم. اين سنگيني بار مسووليتي است كه مردم به واسطه اعتمادشان روي شانه‌هايم مي‌گذارند. واقعاً سخت است كه آدم خودش را در مقابل طيف گسترده‌اي مسؤول بداند بالاخره اگر شما با همه شش دانگ حواستان هم وارد عمل شويد باز ممكن است يك جاي كار بلنگد. كسي از عملي كه مرتكب مي‌شويد خوشش نيايد.در بازيگري هميشه سعي كردم خودم باشم. وقتي سه، دو، يك گفتند نروم در ذهنم دنبال يك آدم فضايي بگردم كه صورت عيني براي مردم ندارد، مردم بايد يك نقش را باور كنند آنقدر به آن نزديك شوند كه بتوانند با شادي‌هايش بخندند و با غم‌هايش گريه كنند، وقتي آنها با آن كاراكتر ارتباط برقرار كردند آن را بخشي از خود دانستند به راحتي آن را به خانه‌ها‌يشان راه مي‌دهند بايد آن كاراكتر به قول شما به بقال محل، عمو يا دايي مردم نزديك باشد تا آنها بنشينند حرف‌هايش را گوش بدهند وگرنه مي‌گويند او كه اصلاً از ما نيست، خودي نيست.به همين خاطر در موقع ديالوگ گفتن به جاي آنكه خودم را خاص جلوه دهم و از مردم فاصله بگيرم خودم را به آنها نزديك مي‌كنم. در آخر كلام بايد جمله را با اين حرف تمام كنم كه تمام اين كارهايي كه در بازيگري مرتكب مي‌شوم و لطف مردم در همين جمله خلاصه مي‌شود: «هذا من فضل ربي».يكي از خصايص بازيگري شما بداهه‌گويي‌هايي است كه در حين كار داريد؛ اين بخش از طنزذاتي خودتان سرچشمه مي‌گيرد يا...؟در روستايي كه من بزرگ شدم و رشد كردم و اجتماعي كه در آن پرورش يافتم به گونه‌اي بود كه اكثر مردم طبع شوخي داشتند، آنها از روحيه بالايي برخوردار بودند. درجمع‌هاي فاميلي دائم با گفتن حرف‌هاي شيرين و شوخي‌هاي جذاب محفل را شاد نگه مي‌داشتند. من خودم يك دايي دارم كه به لحاظ شيريني و نمك بيان به شدت شبيه فتحعلي اويسي است. روزي كه فتحعلي‌اويسي را ديدم به او گفتم كه من يك نيمه از تو را در روستايمان دارم. در هر حال اين طبع خوش را مديون آن ديار هستم و سعي مي‌كنم كه در بازي‌ام هم از آن استفاده كنم، چون اگر يك بازيگر به ويژه بازيگر طنز بيايد فقط ديالوگش را بگويد و برود كه كار خوب از آب در نمي‌آيد. در هر حال فيلمنامه هر كار محصول ذهن يك نفر است. طبيعي است كه وقتي ذهن‌هاي مختلف به كمك آن ذهن مي‌روند كار جذاب‌تر از آب در مي‌آيد چرا كه همه چيز را همگان مي‌دانند مثلاً يادم است سركار آقاي عياري سريال «روزگار قريب» بلديه‌ها دكان پدر دكتر قريب را بستند. او از آنها خواست كه بداند مدت تعطيلي دكان چقدر است. آنها گفتند سه ماه، وقتي آن بلديه اين حرف را زد ناخودآگاه گفتم تو اون سه كه دم شتر به زمين مي‌رسه، آقاي عياري كات دادند و گفتند مهران تو اين جمله را از كجا آوردي و بعد كه برايش توضيح دادم كلي خوشش آمد و از آن در كار استفاده كرد.شنيده‌ايم از همين حالا كانديداي بازي در كار ويژه ماه رمضان آقاي جودي هستيد؟بله، آقاي جودي از مدت‌‌ها قبل به من خبر دادند كه از همين حالا برنامه آن ايام را خالي كنم تا بتوانم در كار ايشان حضور داشته باشم، وقتي كه حرف‌هاي هميشگي مبني بر شلوغي كارم را گفتم، ايشان گفتند من در اين كار نقش يك مرد فلج را بايد بازي كنم كه روي تخت خوابيده است به همين خاطر گفتند برو در كارهاي ديگرت بازي كن هر وقت خسته شدي بيا اينجا روي تخت بخواب ما فقط براي ديالوگ‌ گويي بيدارت مي‌كنيم! (با خنده) در هر حال از اينكه فرصتي دوباره دست داد تا با كارگرداني مثل آقاي جودي در اين ماه مقدس در خدمت مردم باشم واقعاً خوشحالم.شما تحصيلكرده رشته گرافيك هستيد آنهايي كه در آن رشته درس خواندند از نگاه خلاقانه‌اي برخوردارند اين نگاه چقدر در بازيگري‌تان تأثيرگذاشت؟اين نگاه فقط در بازيگري‌ام تأثير نداشت بلكه در لحظه لحظه زندگي‌ام اثر داشت، بالاخره كسي كه گرافيك مي‌خواند نگاه ظريف‌تر و به قول شما خلاقانه‌تري به همه چيز دارد به همين خاطر من به راحتي از كنار هيچ چيزي نمي‌گذرم همه چيز را بايد در ذهنم آناليز كنم. البته گاهي اوقات اين تجزيه تحليل‌هايم ديگران را اذيت مي‌كند، مثلا خانمم مي‌گويد من هيچ وقت نمي‌توانم با تو يك فيلم را بي‌قال ببينم از بس كه تو از گريم گرفته تا طراحي صحنه و بازي گير مي‌دهي در حالي كه اين گير دادن نيست من ناخودآگاه همه چيز را در ذهنم حلاجي مي‌كنم.پيش از آنكه وارد اين حرفه شويد خودتان معلم بوديد البته از شاگردان استاد مميز... الان چرا به طور كامل از فضاي گرافيك فاصله گرفتيد؟مگر مي‌شود شاگرد استاد مميز بود و از گرافيك جدا ماند. بعد از ورود جدي‌ام به اين حرفه ناخودآگاه مجبور شدم از معلمي فاصله بگيرم، خودم را باز خريدكنم اما هيچگاه نتوانستم از گرافيك دور باشم.اگر اشتباه نكنم به واسطه آقاي ميركريمي و سريال «مدرسه همت» وارد اين حرفه شديد؟بله، آقاي ميركريمي از دوستان نازنين من هستند و به من پيشنهاد دادند كه در كارشان به عنوان طراح صحنه حضور داشته باشم. بعد از مدتي به من گفتند اصلاً چرا نمي‌روي نقش ناظم مدرسه را بازي كني، من هم قبول كردم.تا قبل از آن ذهنيتي نسبت به بازيگري داشتيد يا نه؟!نه، اتفاقاً چندان از بازيگري خوشم نمي‌آمد. احساس مي‌كردم شغلي است كه در آن ثبات وجود ندارد، وقت ‌نشناس است يعني هيچ تايم مشخصي ندارد ولي دست تقدير من را به اين سمت كشاند و به آن هدايت كرد، درست مصداق همان شعر كه مي‌گويد: «من كه‌ام در بساط تندباد كه ندانم كجا خواهم فتاد...به نظر مي‌آيد حالا از اينكه وارد اين مسير شديد احساس رضايت داشته باشيد؟از اينكه مي‌بينم توانستم در اين مسير خنده‌اي بر لب كسي بنشانم و دل مردم را شاد كنم، بله احساس رضايت دارم.چهره شما كاملاً دو وجهي است؛ يعني هم نقش‌هاي مثبت را مي‌توانيد ايفا كنيد و هم منفي؟ همين طور است، هر وقت كه به سراغ نقش‌هاي منفي رفتم آنها را توانستم به خوبي ايفا كنم و نقشم براي مردم باور پذير از كار درآمده است، اما حقيقت آن است كه خودم تمايل چنداني به بازي در نقش‌هاي منفي ندارم. اين نقش‌ها به شدت با منيت وجود‌ي‌ام در تضاد است و هنگام بازي كردن آنها اذيت مي‌شوم به همين خاطر ترجيح مي‌دهم در رل‌هاي مثبت حضور داشته باشم.اين روزها مشغول بازي در چه كاري هستيد؟درگير بازي در مجموعه «قهوه خانه‌اي در بهشت» به كارگرداني محمد تقي انصاري هستم كه مطمئنم در زمان پخشش به دليل قصه‌اي كه دارد مخاطبان بسيار زيادي را پيدا خواهد كرد.كار ديگري را كه همزمان با همين پروژه درحال بازي در آن هستم «آسمان هميشه نيست» نام دارد كه كارگرداني آن هم به عهده سعيد عالم زاده است. پرونده سعيد عالم زاده بر همه روشن است و همگان به خوبي مي‌دانند كه او در جذب مخاطب در نوع خودش استاد است.شما سال گذشته هم در فيلم سينمايي پرفروش اخراجي‌هاي 2 حضور داشتيد، اين طور كه شنيدم بازي شما در اخراجي‌هاي 3 هم قطعي شده است؟بله، آقاي ده‌نمكي از من دعوت كرد كه در سري سوم اين فيلم هم حضور داشته باشم، ظاهراً قرار است در اين فيلم من نقش يك كانديداي رياست جمهوري را بازي كنم. اتفاقاتي كه پيرامون من و ديگر كانديداها مي‌افتد منجر به موقعيت‌هاي خنده‌دار مي‌شود.فكر مي‌كنيد ساخت سري سوم اين فيلم هم به موفقيت ديگر قسمت‌هاي قبلي‌اش باشد يا اسير تكرار مي‌شود؛ اتفاقي كه براي بسياري از آثاري كه سري دوم و سوم آن كار را مي‌سازند مي‌افتد؟اين حرف‌ها زماني كه قرار بود ساخت سري دوم اخراجي‌ها آغاز شود هم گفته مي‌شد، بسياري مي‌گفتند اخراجي‌هاي 2 نه تنها نمي‌تواند موفقيت اخراجي‌هاي 1 را تكرار كند بلكه آن را هم به نوعي خراب مي‌كند.اما ما در موقع اكران با عكس اين قضيه مواجه شديم. اين فيلم توانست با فروش چند ميلياردي‌اش ركورد تاريخ فروش سينماي ايران را بشكند. آن طور كه من فيلم نامه را خواندم و با آقاي ده‌نمكي حرف زدم و در جريان قصه داستان قرار گرفتم شك ندارم كه اين كار به يك اثر پرمخاطب تبديل مي‌شود؛ چرا كه برخي از صحنه‌هايش شكل مستند گونه خواهد داشت.از مجموعه تلويزيوني «محله‌تهراني‌ها» كه در آن ايفاي نقش كرديد هم صحبت كنيد؟اين مجموعه در 50 قسمت تدارك ديده شده و كارگرداني و تهيه كنندگي‌اش بر عهده آقاي سهيل موفق است و قصه آن ماجراي زوج جواني است با نام‌هاي مهران و شيرين‌ كه از برنامه‌ سازان تلويزيون هستند و براي ساخت برنامه‌اي در خصوص اصلاح الگوي مصرف نان به محله تهراني‌ها اسباب كشي مي‌كنند. اهالي خونگرم محله تلاش مي‌كنند اين زوج جوان را در انجام كارشان كمك كنند كه اين مسأله دستخوش اتفاقات طنز مي‌شود. من در اين مجموعه نقش نانواي محل را بازي مي‌كنم. از بازيگراني كه در اين سريال حضور داشتند مي‌توان به محسن قاضي مرادي، رامين ناصرنصير، شيوا بلوريان و امير غفارمنش اشاره كرد.تا چندي ديگر فيلم «دموكراسي توي روز روشن» از شما روي پرده خواهد رفت؛ راجع به موضوع اين فيلم صحبت كنيد؟اين فيلم جزو آثاري است كه ارزش چند بار ديدن را دارد. كاري است كه انسان را وادار به فكر كردن در مورد زندگي كنوني‌اش مي‌كند و به نوعي نشان مي‌دهد كه چگونه خداوند دموكراسي را براي ما اجرا خواهد كرد.از اينكه در اين گفت‌وگو شركت كرديد متشكرم.من هم از شما ممنونم. گفت‌وگوي خوبي بود و بعد از مدت‌ها توانستم حاضر جوابي خودم را در سؤال‌هاي چالشي بسنجم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار