
کریم دهکردی- ضروریات دین اسلام از جمله مسائلی هستند که در زمان و مکان نمیگنجند و به حکم مسلمانی باید بدانها پایبند و مقید بود. واجبات دین برای ایمان آوردندگان و مدعیان توحید، مسألهای است که مشمول قبض و بسط زمان شود. حتی اگر حکومت مستقر نیز حکومتی اسلامی نباشد، انجام فرایض الهی از گردن مسلمین ساقط نخواهد شد.
در دوران اصلاحات یکی از مفاهیم تئوریزه شده «نافرمانی مدنی بود، بدین معنی که مردم مخالفت خود را با سرپیچی از اوامر حکومت به صورت نمادین نشان دهند، متأسفانه مفهوم فوق از ادبیات بومی و دینی گرفته شده بود و نه گرایش لازم را برای توده مردم داشت. تجدیدنظرطلبان، ضمن تئوریزه کردن این واژه برای عملیاتی کردن آن نیز تلاشهای فراوانی کردند که همه آن تلاشها در پرتو بیداری ملی و تدابیر نظام جمهوری اسلامی بسان کف روی آب محو شد و تئوری پردازان آن یا کنج خجلت گزیدند یا رهسپار همان سرزمینی شدند که نافرمانی مدنی را از آنجا به عاریه گرفته بودند.
در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز جلوهای از نظرات هابر ماس به حوزه عمل منتقل شد اما به دلیل عدم استقبال مردمی از حیز انتفاع ساقط شد و در ماههای اخیر معدود زنانی در خودروها یا کوههای اطراف تهران مشاهده میشوند که با بدحجابان دیروز قدری متفاوت هستند، بدین صورت که درون خودرو یا تپههای حاشیه شهر تهران اقدام به کشف حجاب میکنند.
البته اگر این اقدامات همسو با شعارهای روز عاشورا و روز قدس بدانیم، نسبت به انسجام ملی و کشف ماهیت پیادهنظام فتنه، کمک شایانی صورت گرفته است و مردم مسلمان ایران به قضاوت بهتری نسبت به آنچه در مقابل چشمان آنان اتفاق میافتد، خواهند رسید.
رفتارهای اینگونه باعث میشود که عاملان این رفتار، مدعیان راه امام(ره) و انقلاب که فرضاً قرائت دیگری دارند، محسوب نشوند و مردم بدانند که امروز کسانی در مقابل انقلاب ایستادهاند که مشکل اصلی آنان نبرد با حدود الهی است، مگر حجاب که از واجبات مسلم و قطعی دین است ابداع نظام جمهوری اسلامی است که مخالفت با آن در قالب نافرمانی مدنی بروز میکند؛ نافرمانی در مقابل مسلمات دین مسألهای نیست که در قالب مخالفت با نظام جمهوری اسلامی توجیهپذیر باشد.
بلکه این حقیقت را به اثبات می رساند که جماعت مذکور، جمهوری اسلامی را به عنوان اجراکننده احکام اجتماعی اسلام میدانند که اگر این گونه است، چه افتخاری بالاتر از اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران پرچمدار حقیقی حدود الهی است، جالبترین نکته این رفتار سکوت سران غائله نسبت به بیحرمتی به مسلمات دین است. گویی آنان به خاطر بازماندن از چرخه قدرت، هیچ حد و مرزی برای مواجهه با اسلام و انقلاب قائل نیستند و حاضر به ابراز برائت از کسانی که اصل دین را به سخره گرفتهاند، نیستند. اگرچه این جماعت ره به جایی نخواهند برد اما رفتار آنان این حقیقت را برای مردم روشن خواهد کرد که پیاده نظام جریان فتنه فاقد هرگونه ریشه دینی و ملی است و به همین دلیل غیر از انزوای خویش و رهبران پشت صحنه، هنری از آنان بروز نخواهد کرد.
ماهیت این جماعت نشان میدهد که نهتنها اعتقادی به اصل نظام جمهوری اسلامی ندارند که مشکل آنان اصل اسلام است. همانگونه که در روز عاشورا فریاد زدند که مشکل آنان اصل ولایت فقیه است. اگر کشف حجاب در خودروها و کوه های اطراف تهران را در ادامه سناریوهای روز قدس و عاشورا به حساب آوریم، نتیجهای جز حمایت مجدد مردم از انقلاب و نظام نخواهد داشت، اگرچه روی دیگر رفتار آنان اعلام سرسپردگی به غیر خداست.
اما دستاوردی که برای نظام جمهوری اسلامی تهدید باشد از آن ساطع نخواهد شد. این اراده الهی است که دشمنان نظام جمهوری اسلامی را از احمقترین قرار داد که حد و مرزی برای نمایاندن حقیقت عریان خود نمیشناسد. این هم بگذرد.