
بهروز یانچشمه- هر روز در صفحات حوادث روزنامهها، خبرهایی درباره سرقت،کیفقاپی، اختلاس و گروگانگیری به منظور اخاذی را میشنویم یا میخوانیم.
خوانندگان و مخاطبان رسانهها گاه برایشان باور این همه رفتارهای مجرمانه و غیرقانونی دشوار است اما وقتی این حوادث با تصویر همراه میشود رنگ واقعیت به خود میگیرد. آیا مرکزی برای ارزیابی آمار این همه رفتارهای غیرقانونی و مجرمانه وجود دارد تا پس از رصد اخبار به فکر چاره باشند یا فقط به جرمها رسیدگی میکنند و بس!
بیتردید گسترش ناهنجاریها و مفاسد اجتماعی، امنیت جامعه را سلب میکند و به اخلاق شهروندی و انسانی ضربه میزند. این جرائم که گاه به صورت سامان یافته انجام میشود مانع رشد اجتماعی و فرهنگی میشود و پیدا کردن راهی برای برون رفت از این معضل اجتماعی را میتوان جزو اولویتهای اولیه جوامع به ویژه جوامع در حال توسعه عنوان کرد؛ چرا که گسترش بزههای اجتماعی گاه مرزی را نمیشناسد و گاه دامنه رفتارها از حیطه خسارت مالی، حیثیتی، صدمات جسمی، روحی و روانی فراتر رفته و خدشه بر ارزشهای بنیادین جامعه از جمله باورهای دینی و نظم عمومی وارد میسازد.
از یک نظر ریشه اصلی مشکلات موجود در کشور از جمله فساد، بیکاری، اعتیاد، قتل و جنایت و... را باید در فاصله طبقاتی جستوجوکرد که این فاصله طبقاتی فقط به پول ختم نمیشود و بسیاری دیگر از مؤلفهها را میتوان در آن دخیل دانست؛ مؤلفههایی همچون بحث عدالت و عدالت اجتماعی. از آنجایی که فاصله طبقاتی همواره در گذر زمان وجود داشته میتوان اینگونه برداشت کرد که این فاصله طبقاتی نتیجه عدم حرکت دولتها و عملکرد مسؤولان در هر دوره است که در دوره بعدی نمود بیشتری پیدا میکند، به واقع از آنجایی که در کشور ما بنابر اذعان صریح برخی مسؤولان آمار دقیقی از موارد بیان شده وجود ندارد. پس نمیتوان نتیجه گرفت که فعالیتهای صورت گرفته و یا وعدههای داده شده توسط مسؤولان تا چه میزان سبب کاهش و کم کردن فاصله طبقاتی شده است.
از آنجا که هر روز جامعه مسیر ترقی را طی میکند، این پرسش مطرح است که آیا در زمینه کاهش جرائم، ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هم گامهایی همسان برداشته میشود؟
هر چند نمیتوان منکر اقدامات انجام شده بود ولی ولی آیا میتوان به افق این اقدامات و تدابیر صورت گرفته که همواره با وعدهها آمیخته است امیدوار بود؟
زمان میگذرد و سرمایههای اجتماعی بسیار در این راه هدر میرود که خسارت معنوی این سرمایهها که اکثر آنان را جولنان و نوجوانان تشکیل میدهند را چه زمان و چگونه میتوان جبران کرد؟ خلاصه کلام آنکه برخی مسؤولان از عملکرد نامشخص خود دفاع میکنند که جای تأمل دارد. راه چاره این است که با کار و همت مضاعف به جای وعده دادن به حفظ سرمایههای اجتماعی بیندیشیم.