
امیر کوشا
بی شک آندرانیک تیموریان برای رسیدن به روزهای پایانی ماه دسامبر لحظه شماری می کرد. دیدن روزی که باشگاه فولام لیست بازیکنان مازادش را بنا بر نظر روی هاجسون اعلام کند. آندرانیک که در تمامی نیم فصل اول لیگ جزیره فرصتی برای خودنمایی پیدا نکرده بود، فقط انتظار روزی را می کشید که باشگاه نام او را جزو لیست مازاد بازیکنان خود قراردهد. اما برخلاف تصور، ناخم تیموریان در لیست پنج نفره ای که کادر فنی و مدیریت باشگاه روی خروجی سایت خود اعلام کرد جایی نداشت.
چنین اتفاقی برای آندو چگونه تفسیر می شود؟ آیا این نشانه ای از تغیر مواضع تند سرمربی تیم فولام نسبت به آندرانیک نیست؟ آندو اما خیلی زود قضاوت نمی کند: «نمی توانم معنی این کار باشگاه را درک کنم. من در نیم فصل اول آن قدر آماده بودم که تصور نمی کردم کمتر از 10 بازی ثابت به من بازی برسد. ولی کادرفنی به راحتی از کنار من گذشت. نمی توانم باور کنم آنها مرا در لیست فروش نگذاشته اند!»
اما این به معنی خرسندی تیموریان از تصمیم باشگاه نیست: «نه! من خسته شدم آن قدر به این جا اعتماد کردم. سال اول همه چیز باب میل من بود. سام آلاردایس می فهمید از من چطور بازی بگیرد. خوب درکم می کرد. من از جام جهانی برگشته بودم و هنوز باورم نمی شد که می توانم در لیگ انگلستان بازی کنم. اما سام مرا مقابل تمام تیم های بزرگ انگلیسی به زمین می فرستاد. مقابل منچستر بازی کردم. بازی با آرسنال بهترین بازی عمرم را انجالم دادم. همین طور مقابل چلسی و لیورپول. من همان آندرانیک هستم. حتی اگر بخواهم صادقانه بگویم، از آن روزها بهتر شدم. هم تجربه دارم و هم از نظر جسمی آماده ترم. اما بازی نمی کنم. چرا؟»
این آخرین کلمه که با حالتی عصبی از زبان تیموریان بیرون می آید دقیقا همان چیزی است که ما می خواستیم از مقابل او طرح کنیم. آندو خودش سئوال می پرسد و خودش جواب می دهد: «نمی دانم... نمی دانم! خسته شدم.»
به نظر می رسید پیش از این بین آندرانیک تیموریان و باشگاه توافقی برای جدایی این بازیکن از تیم صورت گرفته باشد. اما آندو چنین ادعایی ندارد: «نه! این جا همه چیز باید طبق اصول و قانونی پیش برود. من نمی توانم سرم را بیاندازم پایین و بروم پیش سرمربی تیم و بگویم می خواهم با هم حرف بزنیم. باشگاه ها قانون دارند. اگر بخواهی در مورد وضعیت بازی ات در تیم با مربی صحبت کنی باید از منشی او وقت بگیری. اگر بخواهی با مدیر تیم جلسه ای داشته باشی که باید چند سال در نوبت بمانی! اینجا مثل ایران نیست که بازیکن در اتاق مدیرعامل باشگاه را باز کند و برود داخل اتاق دو لیوان چای هم با هم بخورند!»
تیموریان اما برای گفت و گو با مردی که چندان اعتقادی به بازی گرفتن از او ندارد، تمایلی نشان نمی داد. او خیلی خونسرد و بی آن که نشان دهد از وضعیتی که بازیکن بزرگ دیروز فوتبال انگلیس و مربی کنونی تیم اش برای او به وجود آورده ناراضی است، فقط سر تمرین حاضر می شد و بعد به خانه اش می رفت: «دلیلی نمی دیدم بال زبانم با او حرف بزنم. من هر روز سر او فریاد می کشم. با تمرین کردنم فریاد می زنم. آن قدر خوب تمرین می کنم که بفهمد اشتباه می کند. ولی نمی فهمد! شاید هم می فهمد و خودش را به نفهمیدن و ندیدن می زند! من با او حرفی ندارم. کلا با هیچ کس کاری ندارم. می خواهم بروم، ولی حتی سر راه رفتن من هم سنگ می اندازند!»
تیموریان که چندی قبل به دلیل انجام مصاحبه هایی علیه سرمربی تیم از باشگاه تذکر کتبی دریافت کرده بود، نشان می دهد که چندان علاقمند به ادامه حرف هایش نیست: «من یک سئوال دارم! آیا حرف هایم کمکی به من می کند؟ شما فکر می کنید می توانم با این حرف ها فرصت بازی پیدا کنم؟ فکر می کنید می گذارند بعد از این که این مصاحبه را انجام دادم از تیم جدا شوم؟ من امروز 4 پیشنهاد عالی از انگلیس، اسپانیا و آلمان دارم. اما اسم من در لیست مازاد نیست! چرایش را نیم توانم درک کنم... فقط می دانم که کم کم دارم دیوانه می شوم!»
آمی توان او را تا حدودی درک کرد. بازیکنی که ناگهان در فوتبال ایران پدیده شد و در جام جهانی بازی کرد تا خیلی زود از دروازه اروپا رد شود و در لیگی مثل لیگ برتر جزیره بازی کند، حالا تمامی دلخوشی اش شده امید بستن به بازی های ملی. خودش می گوید: «یک بار از فدراسیون فوتبال ایران برایم دعوتنامه رسید. به باشگاه رفتم و گفتم می خواهم بروم. گفتند برو، ولی این هفته می خواستیم تو را بازی دهیم. می دانستم دروغ می گویند... گفتم اشکالی ندارد! می روم بازی می کنم، آماده تر می شوم و برمی گردم، بعد بازی ام دهید! اما باز هم روی نیمکت نشستم. حالا تمام دلخوشی من بازی کردن در تیم ملی است. خودم می دانم نمی شود به این روند ادامه داد. خودم می دانم اگر روال همین طور پیش برود هم من ضرر خواهم کرد، هم تیم ملی! پس باید بروم!»
حالا که نامش در لیست مازاد بازیکنان فولام قرار نگرفته، او چه راه حلی برای خروج خواهد داشت؟ تیموریان خودش هم از بابت اتفاقاتی که ممکن است او را در نیم فصل دوم هم در تیم نگه دارد و پایبند کند، آندرانیک که خودش را برای جدایی از تیم و شاید هم وداع با لیگ جزیره آماده می کرد، حرف هایش را با دلشوره همراه می کند: «نمی دانم! به خدا قسم که خسته شدم. نمی خواهم بروم با کسی در باشگاه مشورت کنم یا با کسی صحبت کنم و بخواهم التماس کنم که اجازه بدهند من از این تیم بروم. نه بازیکن شروری بودم که مشکلی برای شان بوجود آورم، نه تا امروز به کسی بی احترامی کردم. من غرورم را حفظ می کنم. مطمئنا خودم پا پیش نمی گذارم. اگر شده تا آخر فصل هم صبر می کنم، اما به کسی خواهش نمی کنم!»
شاید تنها راهی که امروز پیش روی آندرانیک قرار گرفته، جلو رفتن و پا پیش گذاشتن مدیربرنامه های آندو باشد. چیزی که خود باشگاه هم می خواهد. آن چه مسلم است، شکل رفتاری که با آندرانیک طی یک سال اخیر شده، بوی جوانمردی ورزشی را نمی دهد!
*****
آندو زیاد وارد جزییات نمی شود. از او می پرسیم آیا زندگی کردن در انگلیس که چند وقتی هست با ایران دچار چالش های سیاسی و اجتماعی شده طی ماه های اخیر دشوار نیست؟ آندو خیلی زود می گوید: «من با ایرانی ها بیشتر ارتباط دارم و با آنها زیاد نمی جوشم. به همین دلیل کسی جرات نمی کند با من در مورد مسئله ای که به او مربوط نیست اظهار نظر کند. یک بار فقط فکر می کنم در یک رستوران با دوستانم نشسته بودم که یکی به سمت ما آمد و گفت می خواهم چند سئوال بپرسم. اول فکر می کردم یکی از هواداران تیم است. برای همین یکی از صندلی ها را کشیدم و به او تعارف کردم که کنار ما باشد. چند کلمه ای که حرف زد فهمیدم می خواهد در مورد مسائل سیاسی و ... سئوال کند. خیلی محترمانه به او گفتم این چیزی نیست که من و تو بخواهیم در موردش حرف بزنیم. من به رستوران آمدم تا در آرامش غذایی بخورم و بروم. فکر می کنم بهتر است تو هم سر میزت بروی و غذایی که سفراش دادی را بخوری! ولی دیدم او به حرافی هایش ادامه می دهد. چیزهایی می گفت در مورد این که در ایران امنیت نیست و ...! من عصبانی شدم و گفتم که این مسائل به خود ما ایرانیان مربوط می شود. شما به کشور خودت برس. و بعد دستم را به نشانه این که این جا را ترک کن بلند کردم. می خواست حرکت تندی بکند که یکی از دوستانم دست او را گرفت! اما این اتفاق همان یک بار بود و بس! من آدمی نیستم که به کسی اجازه دهم وارد حریم زندگی ام شود!»
تیموریان روزهای متفاوتی را در جزیره تجربه می کند. تلاش او برای جدایی هم حالا با سنگ اندازی باشگاه انگلیسی همراه شده. چیزی که او را عذاب می دهد، رفتار مرموزانه و دور از صداقت باشگاه فولام است. خودش می گوید قبل از این به صورت شفاف با جدایی اش از باشگاه موافقت شده بود و حالا که اول ژانویه رسیده، او را در منگنه قرار داده اند! این بازی با روان او، نگران کننده به نظر می رسد!