
روز سهشنبه به فاصله 24 ساعت بعد از حوادثی که در سالگرد روز دانشجو در ایران رخ داد، کاخ سفید به طور بیسابقهای لحن محتاطانه خود بعد از حوادث انتخابات خردادماه را تغییر داد و یان سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با لحنی زهردار گفت: ما شاهد آن هستیم که مردم (ایران) خواهان حقوق دموکراتیک خود هستند اما به شدت سرکوب میشوند. آنان (مردم ایران) باید بدانند که صدایشان شنیده میشود. ما هر دفعه که میبینیم حکومت از تمرین مسالمتآمیز مردم برای دستیابی به حقوق دموکراتیک جلوگیری میکند، ناراحت میشویم.
این موضعگیری تند و تیز وزارت خارجه آمریکا که احتمالاً طی ساعات و روزهای آتی از زبان سایر مقامهای آمریکایی هم شنیده خواهد شد، طی ماهها و هفتههای بعد از حوادث انتخابات ایران بیسابقه است و نشان میدهد کاخ سفید و تیم همراهان اوباما رویکرد محتاطانه خود در برخورد با حوادث ایران را تغییر دادهاند. اوباما روز شانزدهم ژوئن یعنی چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران از حوادث پیش آمده ابراز نگرانی کرد ولی در سخنانی که خیلیها را در آمریکا برآشفت، تأکید کرد: این به خود ایرانیان بستگی دارد که تصمیم بگیرند رئیسجمهورشان چه کسی است. ما به حاکمیت ایران احترام میگذاریم و میخواهیم از اینکه آمریکا به محور بحثهای داخلی ایران تبدیل شود، اجتناب کنیم.
(w.s. ournal,Jun16,2009 )
اوباما یک روز قبل از روز 22 خردادماه و در کش و قوس مناظرات تند و تیز نامزدهای انتخابات ایران حتی ابراز امیدواری کرد که نتیجه انتخابات باعث نزدیکی تهران و واشنگتن شود. او روز یازدهم ژوئن گفت: شاهد این هستیم که مردم به دنبال احتمالات جدید میگردند. نتیجه انتخابات ایران به نفع هرکسی که باشد، واقعیت این است که بحثهای قوی به تواناییها برای ورود به تعامل با آنها (ایران) کمک خواهد کرد. (Bloomberg,Juon12,2009)
رویکرد اوباما در قبال انتخابات ایران آنقدر محتاطانه بود که جانمککین رقیب جمهوریخواه او، از نحوه صحبت کردن اوباما برآشفت و او را به زیر پا گذاشتن اصول مورد حمایت آمریکا متهم کرد. مککین گفت: من ناامید شدهام. از زمان شکلگیری آمریکا تاکنون، به اصولی یکسان پایبند بودهایم و آن این است که آنها(مردم) حق انتخابات آزاد و برای انتخاب رهبرانشان را دارند. مردم در خیابانهای تهران و سراسر ایران کشته میشوند و کتک میخورند و ما باید با آنها همراه شویم. او تأکید کرد که حمایت اوباما از مخالفان کافی نبوده است.( foxnews,Jun17,2009)
اما چرا کاخ سفید بعد از 6 ماه رویکرد خود را تغییر داد و حالا میگوید که ما صدای مردم ایران را میشنویم؟
توافقی که عملی نشد
اوباما قبل از انتخابات ریاست جمهوری طی نامهای به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد که سوخت نیروگاه هستهای تهران در حال تمام شدن است و از محمد البرادعی خواست تمایل ایران برای خرید سوخت را به اعضای آژانس اعلام کند. البرادعی موضوع را با اعضای آژانس از جمله فرانسویها و روسها در میان گذاشت ولی تلاش کرد آمریکاییها در تأمین سوخت نیروگاه تهران نقش محوری داشته باشند، با این امید که دستیابی به یک توافق ابتدایی بین تهران – واشنگتن مسأله هستهای ایران را از وضعیت بغرنج خود خارج کند. مقامهای دولت اوباما نیز دیدگاهی مشابه داشتند و معتقد بودند مشارکت در تأمین سوخت هستهای نیروگاه تهران میتواند گشایشی برای بحران هستهای ایران باشد. این دیدگاه در بین مقامهای کاخ سفید در طول انتخابات خردادماه و حوادث بعد از آن حفظ شد و آنطور که منابع آگاه میگویند در تهران و واشنگتن تأیید میکنند: دولت آمریکا طی این مدت حداقل 2 بار برای مقامهای ایرانی در سطوح بالا نامه ارسال کرده است. اوباما و تیم همراهان او امیدوار بودند که وقتی آتش اغتشاشات ایران فروکش کندع میتوانند با ایران به یک توافق هستهای قرص و محکم برسند. این دیدگاه بین لابی وسیعی از مقامهای میان پایه آمریکایی و کارشناسان اتاقهای مطالعاتی ایالات متحده شایع بود. یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود، روز سیزدهم ژوئن در گفتوگو با politico گفت: استراتژی دولت آمریکا برای تعامل با ایران ادامه خواهد یافت. سیاست آمریکا تغییر نکرده است ... ما به صراحت گفتهایم که برای پیگیری نگرانیهای آمریکا مایل به گفتوگو با ایران هستیم.»
استیو کلمونز کارشناس مؤسسه نیو آمریکا چند روز بعد از انتخابات خردادماه میگوید: اوباما باید مثل نیکسون عمل کند و تعیین کند که چگونه میتوان به یک توافق مبتنی بر منافع با ایران دست پیدا کرد.
این دیدگاه در بین بیشتر کارشناسان مسائل ایران و آمریکا طی روزها و هفتههای بعد از انتخابات خردادماه شایع بود و البته روی رهیافت و کاخ سفید هم تأثیر گذاشت. ابراز تمایل ایران برای مذاکرات ژنو و بعد از آن طراحی پیشنویس وین، امیدهای رئیسجمهور آمریکا را تا حد زیادی به باد داد. حالا چند هفته است که باراک اوباما به چین و ژاپن میرود، با روسها و ترکها چانهزنی میکند و سعی دارد که برای تحریمهای جدید به تهران چنگ و دندان نشان دهد.
رئیسجمهور آمریکا با کمری خم شده!
اینکه اوباما نتوانست با ایران به توافق برسد، به همراه ضعفهای تیم سیاستگذاری او برای پیشبرد روند صلح خاورمیانه و نهایی کردن استراتژی افغانستان، باعث شد که جمهوریخواهان و لابی اسراییلی طی چند هفته گذشته در آمریکا با قوت بیشتری سیاست خارجی اوباما در قبال ایران را به نقد بکشند. شبکه خبری فاکس نیوز هفته قبل میزگردی را با چند نفر از کارشناسان سیاست خارجی آمریکا برگزار کرد که بازتاب نضج گرفتن دیدگاههای نومحافظهکاران در آمریکاست. چارلز کراتهامر، کارشناس آمریکایی نزدیک به محافل جمهوریخواه در این میزگرد از سیاستهای اوباما به شدت انتقاد کرد و گفت: دولت اوباما چند بار میخواهد از ایران جواب نه بگیرد؟ جواب ایران «نه» است و آنچه که ایران (در کاخ سفید) در مقابل خود میبیند یک رئیسجمهور متملق، بسیار نرم با کمری خم شده است که برای یک جواب «بله» به ایران تمنا میکند ولی همه جوابهایی که گرفته است منفی است».
(foxnews,dec1,2009)
دیدگاههای کراتهامر و محافل نزدیک به جمهوریخواهان طی هفتههای گذشته به شدت نخبگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است.
گزارشهای منتشر شده نشان میدهد حلقههای نومحافظهکاران و به خصوص لابی اسراییل فشارهای خود را بر کاخ سفید طی چند هفته گذشته افزایش داده است.
هتفه پیش بیش از 200 دانشجو از دانشگاههای واشنگتن و نیویورک به دعوت لابیهای اسراییلی کلاسهای خود را رها کردند تا نمایندگان کنگره آمریکا را برای حمایت از لایحه جدید تحریمهای ایران تحت فشار بگذارند. این لایحه که شب گذشته در سنای آمریکا مطرح شد حاصل لابی گسترده گروههای نزدیک به اسراییل به خصوص آیپک طی چند هفته اخیر است. گفته میشود لابیهای اسراییلی طی روزهای اخیر دستکم 52 نشست با نمایندگان بیش از 35 ایالت آمریکا برگزار کرده است که سناتور جوزف لیبرمن دموکرات و دیوید گیلت، از عناصر لابی اسراییلی آیپک در این بین نقش اساسی داشتهاند. نام طرحی که مورد بحث قرار گرفته «لایحه تحریم فرآوردههای نفتی ایران» است و این برای سومین مرتبه است که لابیهای اسراییلی آن را مطرح میکند. اکیسون سیلور، رئیس کمیته اقدام سیاسی دانشگاه یشیوا که از گروههای نزدیک به اسراییل محسوب میشود، با اشاره به لابی گسترده برای تصویب لایحه فوق میگوید: من حدود 50 تا 60 ایمیل دریافت کردهام و افرادی هم به من مراجعه کرده و گفتهاند از اینکه برای لابی کردن نزد من میآیند خیلی خوشحالند. ما بر کنگره تأثیر گذاشتهایم و در دانشگاه نیز اثرگذار بودهایم.
(jewish telegraph agency,dec8,2009)
لابی مخملی در آمریکا
گزارشهای منتشر شده نشان میدهد بخشی از مخالفان ایران و دولت ایران نیز طی هفتههای اخیر در تغییر رویکرد کاخ سفید و تیم اوباما در مقابل ایران نقشی اساسی داشتهاند. مجله تایمز روز 23 نوامبر فاش کرد دولت اوباما از کانالهای عمومی و خصوصی درخواستهای مختلفی برای در پیش گرفتن موضعی سختتر علیه ایران و اعمال تحریمهای شدیدتر دریافت کرده که مربوط به نمایندگان جنبش موسوم به سبز بوده است. به نوشته تایمز، محسن مخملباف کارگردان ایرانی که خود را نماینده بینالمللی سبزهای ایران معرفی میکند در طول هفتههای گذشته چندین بار با مقامها و کارشناسان آمریکایی ملاقات کرده و برای آنها سخنرانی گذاشته و آنها را برای تحریم جمهوری اسلامی تحت فشار گذاشته است.
به نظر میرسد افرادی مثل مخملباف حتی روی برخی گروههای ایرانی مثل «شورای ملی ایرانیان آمریکا» معروف به نیاک نیز تأثیرگذار بوده است به طوری که حلقههای نزدیک به این گروهها نیز که نفوذ قابل توجهی در کاخ سفید و تیم اوباما دارند، اکنون مواضع خود را تغییر داده و از لزوم رویکرد سختگیرانهتر اوباما علیه ایران صحبت میکنند.
گفته میشود تریتا پارسی رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا (نیاک) با وجود اینکه با تحریمهای ایران مخالف است رویکردهای سختگیرانه دولت اوباما طی هفتههای اخیر را قابل دفاع دانسته است. کریم سنجابپور از کارشناسان ایرانی نزدیک به کاخ سفید و نیاک نیز در تازهترین گفتوگوی خود گفتهاست که تا وقتی ساختار حکومت در ایران به شکل و شمایل کنونیاش باشد، مسأله هستهای حل نخواهد شد.
او میگوید: من معتقدم مشکل مهمی که ما داریم، چارچوب حکومت در ایران است نه تمایلات هستهایاش»
به نظر میرسد این روزها به دور اوباما و تیم همراه او مشاورین و گروههایی حلقه زدهاند که معتقدند زمان دیپلماسی با ایران به پایان رسیده است. این گروهها از جناح راست و جمهوریخواهان آمریکا گرفته تا لابیهای اسراییلی و بعضی گروههای ایرانی مخالفت جمهوری اسلامی در ستیز هستند. اوباما از منتها الیه چپ به قدرت رسید ولی به نظر میرسد راست آمریکایی به فاصله یک سال بعد از ورود او به کاخ سفید، او را زیر فشارهایی بیامان گرفتهاند.