
امیر کوشا
سرنوشت افشین قطبی با یک جلسه دوستانه و خودمانی که میان رئیس و سرمربی برگزار شد رقم خورد. آن چه از پشت درهای بسته به بیرون میرسد را میتوان در سیمای افشین قطبی دید که با لبخندی رضایتبخش تحویل میدهد و البته علی کفاشیان که سعی میکند با همان بذله گوییهای همیشگیاش باز هم مدعی شود که همه چیز در امن و امان است. اما واقعاً میتوان همه چیز را همانگونه که مدعی میشوند باور کرد؟!
علی کفاشیان کار خاصی انجام نداد. در حقیقت او فقط راهی را رفت که خود میخواست و فقط میدید که در راه عبوریاش کس دیگری سنگ میاندازد. حالا یا از روی خیر و برای آگاه کردن او از اشتباهی که بدان پای نهاده است یا برای نشان دادن خود در رسانهها! حمایت علی کفاشیان از افشین قطبی، راهحل جدیدی نبود که کسی را متعجب کند، در حقیقت رئیس سعی داشت نوار شایعاتی را پاره کند که خود در شکلگیری شان هیچ نقشی را ایفا نکرده بود!
این دوگانگیها را چگونه باید معنی کرد؟ تاج اولین کسی بود که بحث کنارگذاشتن قطبی از سرمربیگری تیم ملی را به صورت مخفیانه در گوش خبرنگارانی که به خود نزدیک میدید، نجوا کرد. در حقیقت او که روزی روزگاری به واسطه ارتباطش با یکی از روزنامه نگاران قدیمی ورزشی نویس که دست برقضا با دلال قطبی هم رابطه نزدیکی دارد افشین قطبی را به تیم ملی نزدیک کرده بود، به دلایلی مشخص حمایت خود را از قطبی دور کرد و مدعی شد سازمان تربیت بدنی موافق بقای قطبی در تیم ملی نیست. در حالی که ادعای تاج با خط و مشی سازمان و شخص دکتر سعیدلو مبنی بر استقلال بخشیدن به فدراسیون کاملاً در تضاد بود. نایب رئیسی که در عین حال ریاست کمیته تیمهای ملی را هم برای خود میدید، با این رویه فشار افکار عمومی را بر فدراسیون برای تعیین جانشین قطبی بیشتر کرد. هرچند قطبی هرگز لایق نشستن بر کرسی تیم اول فوتبال ایران نیست، اما راه نایب رئیس هم راهی منطقی به نظر نمیرسید!
بررسی وقایع، کلید قفل ماست. تاج خودمحور و براساس امیال خود فشاری را برای تغییر سرمربی تیم ملی متوجه فدراسیون کرد و علی کفاشیان پس از آن که پست ریاست کمیته تیمهای ملی را از چنگ تاج درآورد به افشین قطبی اطمینان لازم را برای ادامه همکاری با تیم ملی داد.
فدراسیون اینگونه اداره میشود... براساس لجاجتها و تصمیماتی کاملا شخصی که از سوی نایب رئیس مطرح و بعد از سوی رئیس وتو میشود! در چنین وضعیتی، تیم ملی نیز در دست مردی افتاده که نه براساس کارنامه، نه برپایه آن چه تا امروز ارایه کرده و نه با نگاهی به اطرافیانش که همگی دستی در بازار نقل و انتقالات بازیکنان دارند، لیاقت سرمربیگری در تیم ملی را ندارد! باید هم نگران بود.