کد خبر: 212391
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۶
ناگفته‌هاي مهدي صياد شيرازي از ترور پدرش
فرزند شهيد سپهبد صياد شيرازي در گفت‌وگويي مشروح كه با هدف بررسي زاويه‌ ديگري از ترور وي و همچنين ويژگي‌هاي برجسته شخصيتي اين شهيد صورت گرفت، به بيان ناگفته‌هايي در مورد اين شهيد و حادثه‌ ترور وي پرداخت. شب قبل از ترور چه مسائلي بين شهيد صياد شيرازي و خانواده گذشت؟ آن سال من سوم دبيرستان بودم و شب شهادت ايشان، شب امتحان درسي بنده هم بود و براي استفاده از محضر ايشان و طرح مسائل درسي خود به ايشان مراجعه کردم؛ چراکه بر رياضيات و زبان انگليسي تسلط کاملي داشتند. ايشان هم تازه از سفر مشهد مقدس و زيارت امام رضا (ع) و ديدار با والده برگشته بودند و روحيه معنوي قوي هم در وجودشان بود و اين روحيه معنوي را به فضاي خانواده نيز انتقال داده بودند. در صبح روز ترور شما در صحنه حاضر بوديد، واقعه ترور ايشان چگونه بود؟ در روز ترور من و برادرم براي رفتن به مدرسه آماده شده بوديم و قرار بود که پدرم ما را به مدرسه برسانند. بنده کمي زودتر وارد حياط شدم و پدرم از حسينيه‌اي که در طبقه پايين منزل ما بود با دو کيفي که در دست داشتند خارج شدند و آن دو کيف را در صندق عقب ماشين قرار دادند. بنده هم کيف مدرسه خودم را در ماشين گذاشتم و در پارکينگ را باز کردم و ايشان ماشين را ساعت شش و 30 دقيقه بود كه از پاركينگ منزل خارج كردند و چند دقيقه‌اي براي اينکه برادرم هم به ما ملحق بشوند در مقابل در منزل توقف کردند. در اين لحظه من مشغول بستن در پارکينگ بودم و شخصي را ديدم كه با لباس نارنجي رنگ شهرداري در حالي که ماسک به صورت و يک جارو در دست داشت، به ماشين نزديک شد و نامه‌اي را به پدرم داد و در حالي که پدرم مشغول مطالعه اين نامه بودند، اين فرد اسلحه‌اي را از لباس خودش خارج کرد و چهار گلوله به سر ايشان شليک کرد و به سرعت به سمت کوچه پاييني منزل ما فرار کرد. در همان لحظه صداي موتوري را شنيدم؛ لذا به احتمال زياد اين فرد تنها نبود. وقتي بنده صداي تير را شنيدم به سمت ماشين حرکت کردم و پدرم را غرق در خون ديدم و ديگر اعضاي خانواده نيز که صداي شليک را شنيده بودند به سمت در منزل آمدند و ما به سرعت ايشان را به بيمارستان رسانديم؛ ولي به دليل اينکه گلوله‌ها به نقطه حساس بدن ايشان يعني سر، مغز و جمجمه اصابت کرده بود به فيض شهادت نائل شدند. در مورد پيگيري پرونده ايشان چه مراحلي توسط خانواده، وكلاي شما و دولت طي شده است؟ در حال حاضر پرونده ترور شهيد صياد شيرازي در حال بررسي است و بنده نيز به عنوان شاكي و شاهد دنبال اين كار هستم و همه نهادهاي قضايي از جمله قوه قضائيه ‌زحمت كشيده‌اند. اين پرونده به فضاي بين‌المللي و در يك دادگاه بي‌طرف در كشور فرانسه پيگيري مي‌شود و طرح دعوا و شكايت خانواده را مطرح كردم و چگونگي به وقوع پيوستن را هم براي مسؤولان اين دادگاه شرح دادم و اسناد و مداركي را در اختيار آنها گذاشتم، ولي همچنان نتيجه قطعي براي بيان حاصل نشده است. خود شما اين شكايت را طرح كرده‌ايد؟ نه، شكايت از سوي خانواده طرح شده ؛از همان 10 سال پيش وقتي پرونده وارد پروسه قضائي شد، وكلاي ما نيز گرفته شد و زماني كه قرار شد در فرانسه نيز طرح دعوا صورت بگيرد، به دليل اينكه خود سازمان مجاهدين خلق (منافقين) اين ترور را بر عهده گرفتند، لذا شكايت‌ها از اين سازمان صورت گرفت. تحليل خود شما براي به نتيجه رسيدن اين پرونده و بازداشت عاملان اين ترور چيست؟ من متناسب با سند و مدارك موجود صحبت مي‌كنم؛ اما خود سازمان مجاهدين خلق اين ترور را براساس اخبار منتشر شده از سوي آنها در اينترنت و هم براساس فيلم‌هايي كه منتشر كرده‌اند، بر عهده گرفتند و دادگاه فرانسه و مسؤولان قضائي آن كشور نيز متوجه اين قضيه شده‌اند و در حال بررسي ديگر ابعاد اين ترور هستند. سازمان مجاهدين خلق نيز علت ترور ايشان را مقابله با منافقين در عمليات مرصاد عنوان و اين سخنان خود را با فيلم و برخي اسناد مطرح كرده‌اند. آيا اين سازمان به اهداف خود در ترور شهيد صياد شيرازي دست پيدا كرده ‌است؟ اين افراد اهدافشان براي شهيد صياد شيرازي در حوزه اهداف سازمان مجاهدين خلق بود و به دنبال منافع گروهي و سازماني خودشان بودند و تنها به دنبال سركوب كردن افرادي مانند شهيد صياد شيرازي؛ چراكه چنين شخصيت‌هايي را مخالف و مانع تحقق اهداف خودشان مي‌دانند. بر عهده گرفتن اين ترور از سوي مجاهدين خلق نشانه چيست؟ اين امر نشان مي‌دهد كه اين افراد يك برنامه آني نداشتند؛ بلكه از مدت‌ها قبل براي ترور ايشان برنامه‌ريزي كرده بودند تا راه اجراي برنامه‌هاي خود را باز كنند و به دنبال فرصت مناسب براي تحقق اين امر بودند. شايد اين زمان را كه ايشان راننده و محافظ نداشتند، بهترين فرصت براي ترور ديدند. چرا ايشان راننده و محافظ نداشتند؟ ايشان يك خصوصيتي كه داشتند اين بود كه مردمي بودند، سعي مي‌كردند به كسي زحمتي ندهند؛ هم خودشان رانندگي كنند، هم از محافظ استفاده نكنند. من يادم هست كساني هم اين حرف را به ايشان مي‌زدند، ايشان جواب مي‌داد كه محافظ هم، بنده خداست. تا آنجا كه مي‌توانستند سعي مي‌كردند احساس مسؤوليت در اين مسأله داشته باشند و نمي‌خواستند كسي را به زحمت و خطر بيندازند. ضمن اينكه اين مسأله حفاظت ايشان، براي خانواده‌شان هم محروميت‌هايي را مي‌آورد؛ بالاخره هر جايي مي‌رفتند بايد با يك گروهي مي‌رفتند. ولي با عدم حضور محافظ از نزديك مي‌توانستند با بچه‌ها و خانواده باشند. البته تا حدودي در اين امر غفلت شد و هميشه گفته‌ايم كه هم در آن زمان و هم امروز براي برخي از شخصيت‌هاي ما غفلت صورت مي‌گيرد و نظر من اين است كه بايد اين حفاظت در مورد افرادي كه شخصيت مردمي دارند، به صورت نامحسوس انجام شود. چه خصلت‌هايي در شهيد صياد شيرازي وجود داشت كه شخصيت او را فردي مردمي كرده بود؟ يكي از ويژگي‌هاي ايشان غير از اخلاق خوب و مهرباني كه با مردم و خانواده و با طبقات مختلف جامعه داشتند، شركت در نماز جمعه بود بدون اينكه در محل مخصوص شخصيت‌ها حضور پيدا كنند و در صف‌هاي عقب و در كنار قشرهاي مختلف مردم حضور پيدا مي‌كردند. شهيد صياد شيرازي بدون هيچ تشريفاتي در جلسات مذهبي و در كنار مردم حضور پيدا مي‌كردند و يكي از جلساتي كه ايشان شركت مي‌كردند و به آن علاقه داشتند، جلسات حاج آقا مجتبي تهراني بود كه محفلي براي جوانان بود و ايشان هم در كنار مردم مشغول يادداشت مطالب آموزنده اين جلسات بودند. شهيد صياد شيرازي به فقرا و نيازمندان رسيدگي زيادي داشتند و حتي اكثر اين افراد كه به صورت آبرومند اما در فقر زندگي مي‌كردند، اگر شهيد صياد شيرازي متوجه مي‌شدند حتماً به آنها از نظر مالي و معنوي كمك مي‌كرد و در مجموع رابطه صميمي با مردم داشتند. شهيد صياد شيرازي تا جايي كه توان داشت تلاش مي‌كرد مشكلات مردم را حل كند و تا مي‌توانست جواب رد به درخواست آنها نمي‌داد. تصويري كه جامعه و مردم ما از اين حادثه در خاطر دارند حضور مقام معظم رهبري در مراسم تشييع پيكر ايشان هست. نحوه حضور ايشان را شرح مي‌دهيد؟ شب تشييع پيكر ايشان خانواده در غسالخانه با پدرم آخرين صحبت‌ها و وداع‌ها را انجام دادند و به ما گفته شد كه قرار است مراسم تشييع پيكر ايشان در ستاد كل نيروهاي مسلح انجام شود و قرار شد مراسم ايشان در همان محل كار ايشان برگزار شود. در اين مراسم به ما خبر دادند كه مقام معظم رهبري هم در مراسم حضور پيدا كرده‌اند كه بنده به دليل اينكه توفيق ديدار ايشان را تا آن زمان نداشتم، اولين ديدارم در كنار تابوت پدرم با ايشان بود و زماني كه با ايشان مواجه شدم اول خم شده تا پاي ايشان را ببوسم و ارادت خودم را به ايشان نشان بدهم و ايشان هم ما را مورد مهر و محبت خود قرار دادند و روزهاي بعد از تلويزيون بوسيده شدن تابوت پدرم را توسط مقام معظم رهبري ديدم. در آن ديدار به مقام معظم رهبري گفتم كه ايشان در راه امام حسين (ع) شهيد شدند كه ايشان لبخند محبت آميزي به بنده زدند و مادر بنده نيز به ايشان گفتند: «براي ما دعا كنيد تا همه ما به گونه‌اي شهيد شويم» و مقام معظم رهبري هم پاسخ دادند «شهادت افتخار همه ماست» و بعد از اين مراسم صبح روز بعد زماني كه بر سر مزار ايشان حاضر شديم ديديم كه مقام معظم رهبري نيز در آنجا از صبح زود حضور پيدا كرده‌اند و مادر ما به ايشان گفتند: «از بس كه گريه كرده‌اند ديگر توان و قوت اشك چشم ايشان خشك شده است» و مقام معظم رهبري در پاسخ فرمودند: گريه كردن براي شهيد صياد شيرازي بسيار تسكين دهنده است و شما شريك زندگي ايشان بوديد و صبر و همراهي كه با ايشان در طول دفاع مقدس و پس از آن داشتيد به طور حتم شما را در پاداش شهادت ايشان شريك مي‌كند. از آن لحظه‌اي كه براي دريافت درجه سپهبدي خدمت مقام معظم رهبري رفته بوديد، مي‌فرماييد؟به خانواده ما گفته شد كه يكي از اعضاي خانواده بايد براي دريافت درجه به نيابت از اين شهيد خدمت مقام معظم رهبري بروند و لذا چون هم بنده علاقه بسياري به ديدار دوباره ايشان داشتم و هم شرايط روحي من بهتر از ديگر اعضاي خانواده بود، لذا بنده به ديدار ايشان رفتم. قرآني هم در اين ديدار با خود خدمت مقام معظم رهبري برده بوديد، از اين قرآن بفرماييد. بله در اين ديدار يك قرآن همراه خودم بردم تا مقام معظم رهبري مطالبي را در ابتداي اين قرآن بنويسند و مقام معظم رهبري نوشتند: بسم‌الله الرحمن الرحيم جواني را در راه خودسازي روحي، جسمي و فكري مغتنم بشماريد و نماز را با توجه و حضور قلب بخوانيد و با قرآن عزيز انس پيدا كنيد و فضاي معطر شهادت را كه زندگي شما را معطر كرده قدر بدانيد و بنده نيز تلاش مي‌كنم زندگي خود را بر همين اساس پايه‌گذاري كنم و از ايشان خواستم تا براي ما دعا كنند. پدرتان معمولاً تأكيد‌ات و سفارشات ويژه‌اي هم به شما داشت؟ توصيه هميشگي پدرم ايستادگي بر سر هدف و دفاع از كلمه حق در هر شرايطي بود و تأكيد‌ داشتند كه اين 2 امر مهم تنها در سايه قرار گرفتن در خط اصيل ولايت حاصل مي‌شود. پدرم توصيه هميشگي‌شان اين بود كه تبعيت از ولايت، در همه جا و در همه حال معيار ما در تمامي گزينش‌ها اشاره ايشان است. به ياد دارم كه پدرم در زمان شهادت شهيد لاجوردي گفتند: براي رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصيلش حضرت مهدي (عج)، بايد در ولايت ذوب شد. اما شهيد صياد شيرازي بيشتر تلاش مي‌كردند تا در عمل خود بسياري از خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي را به ما بياموزند و حتي در مسائل انقلابي، اجتماعي و اسلامي را به ما به همين روش انتقال مي‌دادند. ايشان يك توصيه را به عنوان وصيت به ما گفتند و آن هم نماز اول وقت بود واين وصيت را در يكي از نمازهاي جماعتي كه در منزل داشتيم در بين دو نماز به خانواده گفتند: «تنها وصيت من اين است كه تلاش كنيد نمازهاي خود را اول وقت بخوانيد» و اين حرف را يك هديه از سوي خود به ما ارائه كردند. هر جمعه در بين مردم به نماز مي‌ايستادند و آن را به هر برنامه ديگري اولويت مي‌دادند و هميشه به من توصيه مي‌كردند كه نماز جمعه، مركز وحدت، عشق و ايمان به رهبري است. ايشان در قنوت هم دعاهاي مختلف را مي‌خواند ولي در پايان قنوت دعاي «اللهم ايد
آيت الله العظمي خامنه‌اي اللهم حفظه و وفقه و ثبته» را هميشه قرائت مي‌كردند. اگر روزي با ضارب شهيد صياد شيرازي مواجه شويد چه حرف‌هايي مي‌زنيد؟ ما همين روحيه‌اي كه امروز داريم، در همان روز هم تلاش مي‌كنيم با روحيه تعقل از اين فرد اهدافش را سوال كنيم و از رفتارهاي غيرمنطقي خودداري خواهيم كرد و تنها به دنبال اجراي حكم قانون شرع و اسلام مانند امروز خواهيم بود و اينگونه برخورد كردن اشتباهات آن فرد را به وي متذكر مي‌شود. منبع: سايت تحليلي وطن
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار