کد خبر: 211975
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۲
حبيب ترکاشوند- هنگامي كه جريان دوم خرداد در عرصه سياسي كشور ظهور يافت باتوجه به بافت مذهبي جامعه درصدد مشروعيت بخشي به اهداف، راهكارها و رفتارهاي خود در نزد افكار عمومي جامعه بود كه در اين راستا پشتوانه معنوي علماي برجسته و مراجع به‌عنوان سنگربانان اصلي مكتب تشيع ضروري مي‌نمود.اما مشكل اصلي اين جبهه نوپديد در پهنه سياست نظام اسلامي اين بود كه اولاً شاكله اصلي حركتي آنان، خصوصاً در حوزه فكري و ايدئولوژي با گفتمان تقريباً همگي مراجع رسمي وقت فاصله زيادي داشت و از طرفي هرچند مراجع عظام هميشه بر رشد سياسي و بصيرت مردم تأكيد داشته‌اند اما هيچ‌گاه چه در گذشته و چه ساليان پس از انقلاب حاضر نشده‌اند بازيچه دست احزاب و گروه‌هاي سياسي قرار بگيرند.آيت‌الله منتظري اولين سوژهبنابراين سران دوم خرداد ابتدا مي‌بايست به دنبال مرجعي بودند كه با اصول فكري آنان هم‌جهت باشد و ثانياً اينكه حاضر به اعلام مواضعي در حمايت از اصلاح‌طلبان خصوصاً در منابر عمومي باشد. موضوعي كه مصداق آن هيچ‌كدام از مراجع مطرح آن روز البته بجز منتظري نبود. شايد در نگاه اول سوژه موردنظر آنان آقاي منتظري بود چرا كه وي داراي سابقه مبارزه طولاني با طاغوت، تسلط بر فقه و داشتن جاي پا در حوزه و همچنين شهرت درميان مردم بود اما مشكلي كه پيش روي آنان بود تضاد فكري وي با امام راحل ـ كه منجر به بركناري وي از قائم مقامي رهبري توسط بنيانگذار انقلاب شد ـ و زاويه داشتن وي با اصل نظام خصوصاً پس از بركناري بود كه با سخنراني مشهور 23آبان سال 76 وي عليه ولايت فقيه، اين مشكل بسيار پررنگ‌تر شد و اين جناح مجبور شد هرگونه ارتباط رسمي خود را با اين مرجع قطع كند هرچند ارتباطات غيررسمي كماكان
ادامه يافت.ابداع تشكلي حوزويرهبران اصلاح‌طلب و چهره‌هاي پشت پرده آنان براي تحقق هدف خود ابتدا بايد جاي پاي خود را در حوزه علميه به‌عنوان سرچشمه فكري مذهب محكم مي‌كردند و بدين‌منظور با حمايت آنان و پشتيباني رسانه‌هاي زنجيره‌اي، نهادي حوزوي تحت عنوان «مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه» در مقابل جامعه مدرسين با سابقه 50ساله قد علم كرد. خاصيت اين تشكل حوزوي اين بود كه با ارائه نظراتي متفاوت از جامعه مدرسين، اين نهاد پرسابقه حوزوي را به سياسي‌كاري متهم سازد و با مدح و ثناي سران اصلاح‌‌طلب و تفكر دوم خرداد آنان را ناجيان دين و ملت
معرفي كنند.اين تشكل كه شايد اعضاي اصلي آن به تعداد انگشتان دست نيز نمي‌رسيد و نمي‌رسد با حمايت رسانه‌هاي دوم خرداد سعي در بزرگ كردن برخي شخصيت‌هاي همفكر خود و بسترسازي براي مرجع كردن آنان داشت.مرجع‌سازيپس از بسترسازي مجمع محققين و مدرسين حوزه، حالا نوبت اين بود كه جبهه دوم خرداد به يك «مرجع تقليد اختصاصي» مزين گردد؛ مرجعي كه هرگاه آنان نياز به فتوا داشتند و يا نياز بود كه در مقابل نظرات ساير مراجع نظر متفاوتي ارائه دهد به ميدان بيايد، تا اين جناح با بهره‌برداري از اختلا‌ف‌نظر مراجع (!) درباره يك موضوع بتواند منويات خود را پيش ببرند. بدين‌خاطر با توجه به تغيير آراي فقهي و فكري شيخ يوسف صانعي كه تا چند سال قبل از آن جزو حاميان سرسخت ولايت‌مطلقه فقيه محسوب مي‌شد، اين فرد مي‌توانست بهترين گزينه باشد.بدين‌گونه طي يك پروسه طراحي شده شيخ يوسف صانعي در رسانه‌هاي دوم خرداد به آيت‌الله العظمي صانعي تغيير نام يافت و رساله عمليه وي در تيراژ وسيع در سطح كشور
منتشر گرديد.انتخابات دهم و گرايش مجدد به منتظرييكي از رخدادهاي پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري اين‌بود كه با توجه به شرايط ملتهب كشور، آيت‌الله منتظري با استفاده از فرصت پيش آمده بار ديگر به صحنه سياسي كشور برگردد و با حمايت وسيع از سران فتنه، همانگونه كه عطاءالله مهاجراني وزير ارشاد اصلاحات و خارج‌نشين فعلي حامي جريان فتنه اعلام كرد وي لقب پدر معنوي جنبش سبز را به خود گرفت.كمااينكه شاهد بوديم ميرحسين موسوي براي ايجاد شبكه‌هاي اجتماعي مورد ادعاي خود براي مهار نظام (!) طي يك نامه‌اي استفتاء‌گونه از آيت‌الله منتظري خواستار راهكار مي‌شود و منتظري نيز ضمن تمجيد از وي و پروژه‌اش تلويحاً آنان را به ادامه اغتشاشات جهت مقابله با نظام و اصل ولايت‌فقيه تشويق مي‌كند.
مرگ آيت‌الله منتظري و جست‌و‌جو به‌دنبال پدرمعنويچند روزي از نامه ميرحسين و پاسخ منتظري نگذشته بود كه به‌يكباره وي به دليل بيماري فوت كرد تا جنبش فتنه با خلأ پدر معنوي مواجه شود. پس از آن تئوريسين‌هاي اين جريان به‌دنبال يافتن فردي جديد براي جايگاه پدر معنوي سبزها برآمده كه با توجه به سخنراني‌هاي تند و مواضع يوسف صانعي وي اولين شانس را براي احراز اين جايگاه داشت اما با اعلام عدم صلاحيت وي براي مرجعيت توسط جامعه مدرسين انتخاب وي عملاً منتفي شد و يافتن فردي جديد آغاز شد.طي چندماه گذشته سران جنبش سبز ضمن بررسي افراد مختلف آنان را مورد ارزيابي قرارداده و اكنون تقريباً به جمع‌بندي رسيده‌اند كه «الف?ـ?ب» را با توجه به مواضع حال و گذشته جايگزين يوسف صانعي سازند. اينان درصددند با ديدارهاي پياپي با اين شخص، كه نمونه‌هايي از آن را تحت عنوان ديد و بازديدهاي نوروزي شاهد بوديم، وي را آماده اين جايگاه سازند و در لحظه نياز با استفاده از مواضع اين پدر معنوي جديد، استراتژي خود را پيش ببرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار