کد خبر: 211177
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۵

گفت‌وگو از: ‌محمد رنجبر و مهرداد ابراهیمیان
‌لابد می‌پرسید چطور می‌شود که یک نفر خیلی مهربان باشد و رکورد باور نکردنی در کشتار داشته باشد، رکوردی که ‌تا کنون به نام هیچ کس در کشورمان و شاید در جهان ثبت نشده است. ‌ می‌توان به او عنوان ‌بزرگترین ‌را داد؟ !!. ‌راستش ‌برای خودم هم جالب بود ‌که بدانیم چرا «آقا زیاد»، ‌دست به کارد شده و این همه خون ریخته است. ‌الان هم با اینکه چند سالی از این اتفاقات می‌گذرد، ‌بازهم همان لحن دوستانه و مهربان را در صدایش می‌توان حس کرد. ‌مگر می‌شود این همه کشت و کشتار در روحیات انسان تاثیری نگذارد؟! اینها سؤالاتی بود که فکر همه ‌کسانی ‌که او را می‌شناسند به خودش مشغول کرده بود ولی با فرصتی که برای ما پیش آمد از او برای انجام یک مصاحبه جنجالی دعوت کردیم.
راستش «آقا زیاد» ‌وقتی موضوع مصاحبه را شنید، ‌همچین بدش هم نیامد و سریع رفت و ‌رخت و لباس‌هایش را عوض کرد و چشم به چشم ما دوخت و درست ‌نشست رو به روی ‌ما بدون ترس و لرز. ‌با اعتماد و مهربانی و عطوفت دوستانه‌ای که از او سراغ داشتیم ‌قبل از هر چیزی به چشم‌هایش نگاه کردیم، ‌راستی که با این همه کشت و کشتار هنوز هم چشم‌های مهربانی داشت. ‌«آقا زیاد» اعتقاد دارد کار او نوعی خدمت به جامعه ‌گوشتخوارها می‌باشد؛ جوامعی که ‌متناسب با خلق و خوی و فطرت خدادادی خود از این اقدام متهورانه « آقا زیاد» حمایت می‌کنند و به نوعی او را تنها حامی و دوستدار واقعی خود می‌دانند.
اگر اجازه بدهید بی‌‌خیال شویم تا انگی نچسباند‌ه‌‌اند ‌و اول «آقا زیاد» را معرفی کنیم. ‌آقای زیاد عظیمی ‌یکی از کارکنان پرتلاش، ‌‌مهربان و زحمتکش باغ وحش ارم سبز است. ‌او هشت سالی است که به شغل مراقبت از حیوانات در باغ وحش ارم مشغول است ‌و در کنار این کار، ‌تأمین‌ غذای حیوانات گوشتخوار باغ وحش را هم برعهده دارد. ‌اگر دوست دارید بیشتر درباره او بدانید به مصاحبه‌ای که با وی ترتیب داده‌ایم توجه کنید ...
آقا زیاد چند سال است که مسؤولیت ‌ذبح الاغ‌های باغ وحش را در اختیار دارید؟
چهار سال
چطور شد در کنار مراقبت از حیوانات باغ وحش، ‌دست به این کار هم زدی؟
راستش را بخواهید، ‌حدود چهارسال پیش، ‌آقای قربانی که کار ذبح را بر عهده داشت از این کار خسته شده بود و من به دستور مدیر باغ وحش مدت یکی دو ماه همکارش شدم و با گذشت زمان به فوت و فن این کار آشنا شدم. ‌آقای قربانی هم به شغل اصلی خودش، ‌مراقبت از قفس شیرها برگشت.
مگر این کار فوت و فن خاصی هم دارد؟
بله، ‌کشتن حیوانی که وزنی معادل 300 کیلو به بالا دارد آن هم دست تنها، حتماً باید فوت و فن خاصی را داشته باشد تا اولاً حیوان زجر نکشد و ثانیاً خودت هم خسته نشوی.
لطفاً بیشتر توضیح بدهید؟ مگر کشتن این حیوان با کشتن گوسفند و دیگر حیوانات حلال گوشت فرق خاصی دارد؟
بله. ‌همانطور که هرکسی می‌تواند حدس بزند این حیوان قدرت زیادی دارد و اگر قرار باشد آن را مثل گوسفند سر برید، ‌اولاً باید چند نفر را اجیر کرده تا دست و پاهای حیوان را بگیرند و ثانیاً برای کشتن هر حیوان زمان زیادی را باید صرف کرد. ‌همانطور که من از آقای قربانی و او هم از قبلی‌ها یاد گرفته بود، ‌من ابتدا با یک چوب ضربه محکمی را به پشت گردن حیوان ( قسمت گیجگاه ) می‌زنم. ‌این ضربه باعث می‌شود حیوان بی‌‌حس شده و بر روی زمین بیفتد. ‌این موقع است که ‌سریعاً دست به کارد شده و حیوان را راحت می‌کنم.
این روش در همه جای دنیا مرسوم است؟
تا آنجایی که من اطلاع دارم و پرس و جو کردم در تمام باغ وحش‌های جهان، ‌مثل باغ وحش فرانسه این کار مرسوم است.
جالبه! شما روزانه چند تا الاغ را به این روش سر می‌برید؟
من در باغ وحش، ‌هفته‌ای سه نوبت و در هر نوبت حدود پنج حیوان را به این روش سر می‌برم و بعد از اینکه پوست آن را از تنش جدا کرده و آن را خرد کردم، ‌سهم هر حیوان را به کمک مراقبین زحمتکش قفس‌ها برای حیوانات گوشتخوار می‌فرستم.
با این تعداد که گفتید، ‌در مدت این چهار سال حدوداً چند الاغ را سر بریده‌اید؟
بیشتر از 3000 ‌رأس.
فکر نمی‌کنی این تعداد خیلی زیاد باشد؟
چرا، ‌تا آنجا که اطلاع دارم و از مدیر باغ وحش شنیدم، ‌این تعداد یک رکورد محسوب می‌شود و قصد دارم آن را به ثبت در کتاب گینس هم برسانم.
آیا تا حالا اتفاق افتاده است از بریدن سر حیوانی پشیمان بشوید؟
نه، ‌!!! ‌وظایف و شرایط کاری از یک طرف و ضرورت تغذیه گربه‌سانان از طرف دیگر باعث شده که من به این وظیفه شغلی مانند هر فرد دیگری ‌متعهد باشم .
موقع سربریدن حیوان به چشماش هم ‌نگاه می‌کنید؟ چرا؟
نه، ‌تا حالا این کار را نکردم و فکر می‌کنم اگر این کار را بکنم و در چشم‌های حیوان نگاه کنم، ‌دلم به رحم بیاید و نتوانم کارم را درست انجام بدهم و ممکن است این نگاه و به قولی دل رحمی، ‌باعث رنجش و زجر بیشتر حیوان بشود.
آیا این کار در روحیات و شخصیت شما هم تاثیری گذاشته و تغییری را ایجاد کرده است؟
نه، ‌فکر نمی‌کنم. ‌چون تا حالا کسی در این مورد اعتراضی را به من نکرده است.
بعد از اینکه سر حیوان را از تنش جدا کردی چه بلایی سر کله این حیوانات می‌آید؟
سر این حیوان ‌غذای ایده‌آلی برای شیرها است. ‌شیرها علاوه بر گوشت ران الاغ به سر این حیوان هم علاقه زیادی دارند.
دل و جگر الاغ‌ها را دور می‌ریزید؟
نه، ‌این قسمت سهم پرندگان گوشتخواری مثل عقاب، ‌سارگپه و ‌دلیجه است.
به‌عنوان یک نفر که مدت‌ها با گوشت الاغ سر و کار دارید، ‌لطفا بگویید آیا بین گوشت الاغ و گاو از نظر ظاهری فرق خاصی دیده می‌شود؟
نه. ‌گوشت الاغ هیچ فرقی از نظر ظاهری با گوشت گاو ندارد. ‌حتی بعضی مواقع گزارش هم شده که برخی از افراد سودجو گوشت این حیوان را به‌جای گوشت گاو، ‌در معرض فروش قرار می‌دهند.
به نظر شما، ‌اگر قرار بشود حیوانات تنبل و گوشتخوار باغ وحش که فقط یاد گرفته‌‌اند که بخورند و بخوابند، ‌به شکار این الاغ‌ها بروند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاید خنده‌دار باشد که بگویم سال‌ها قبل یک‌بار برای اینکه حس درندگی شیرها را تقویت کنند یکی از الاغ‌های پیر و بیمار را به بیشه شیرها بردند. ‌وقتی در قفس دو عدد از شیرهای گرسنه که چند روزی بود غذا نخورده بودند به سمت بیشه باز شد و آنها الاغ را دیدند، ‌به آن زبان بسته حمله کردند. ‌چشمتان روز بد نبیند. ‌شیرهای باغ وحش که در ناز و نعمت در باغ وحش متولد و بزرگ شده بودند بجای اینکه گلوی الاغ را بگیرند و این حیوان زبان بسته را زود خلاص کنند اشتباهاً ران الاغ را به دندان گرفتند و الاغ بیچاره هم که چاره‌ای نداشت و تحمل درد برایش سخت شده بود در دفاع از خودش دم آقا شیره را به دندان گرفت. ‌در آن لحظه آنقدر ‌الاغ قوی به نظر می‌رسید که همه فکر می‌کردیم الانه که آقا شیره از زور درد از جا بلند بشود و شروع کند به فرار. ‌دقایقی به همین منوال گذشت و الاغ بیچاره داشت عذاب می‌کشید. ‌فکر می‌کنم بیشتر از درد پاهایش، ‌دندان‌هایش درد گرفته بود. ‌بالاخره ‌مسؤولین باغ وحش برای اینکه الاغ بیچاره را از آن وضعیت نجات بدهند مجبور شدند آن را با شلیک یک تیر خلاص کنند و بقیه‌اش را هم که خودتان می‌توانید حدس بزنید ...
تا حالا شده برای شما در حین انجام این کار اتفاقی بیفتد؟
بله، ‌یادم می‌یاد یک روز یکی از الاغ‌ها با اولین ضربه چوبی که به دقت به سرش نخورده بود بی‌‌حس نشد و من مجبور شدم یک ضربه دیگر هم به سر این حیوان بزنم و این موقع بود که حیوان زبان بسته به بی‌‌حسی ناقصی دچار شد. ‌سرش را با دستم نگه داشته بودم که متوجه شدم انگشت دستم را با تمام قدرت گاز گرفته است. ‌واقعاً درد شدیدی تمام وجودم را گرفته بود و هرکاری کردم انگشتم را ول نکرد. ‌هیچ کس هم دور و ‌برم نبود که از آن کمک بگیرم. ‌راستشو بخواهید داشتم صدای خورد شدن انگشت دستم را می‌شنیدم. ‌چاره‌ای نداشتم! کارد را به شدت روی گلوی الاغ گذاشتم و سرش را بریدم و بعد از اینکه حیوان بیچاره تسلیم شد انگشتم را از دهانش بیرون کشیدم. ‌با مراجعه به اورژانس شرکت، ‌سریعاً به بیمارستان حضرت رسول رفتم و دکترهای آن بیمارستان بعد از انداختن عکس از انگشتم و گذشت چهار پنج ساعت، ‌به من گفتند که انگشت شما شکسته است و ما در این بیمارستان پلاتین نداریم و به همین دلیل مجبور شدم سریعاً خودم را به بیمارستان میلاد برسانم و دکترهای آنجا با دیدن عکس دستم، ‌با استفاده از پلاتین، ‌کارم را سرپایی راه انداختند و با دادن یک‌ماه استراحت پزشکی، ‌من را مرخص کردند.
وقتی دکتر انگشت شما را دید، حتماً جویای دلیل حادثه شد. ‌جواب شما و عکس‌العمل او نسبت به این جواب چه بود؟
چی می‌خواستم بگویم. ‌راستش را گفتم. ‌گفتم دستم را الاغ گاز گرفته است و با گفتن این جواب دکتر و بقیه پرستارهایی که بالای سرم بودند ناخواسته شروع کردند به خنده. ‌آنها فکر می‌کردند که من دارم شوخی می‌کنم اما کم کم وقتی به آنها درباره محل کارم توضیح دادم، ‌هم برای من و هم برای الاغ‌های باغ وحش ‌متأثر شدند.
اتفاق دیگر چطور؟
همانطور که شما می‌دانید من مراقبت از قفس پرندگان گوشتخوار را هم بر عهده دارم. ‌اتفاقات دیگری هم در آن قسمت‌ها برایم افتاده است. ‌به‌طور مثال سه سال پیش، ‌وقتی رفته بودم داخل قفس عقاب‌ها و مشغول نظافت قفس بودم، ‌یکی از آنها از بالا پرید روی پشت گردنم و با پنجه‌هایش، ‌تمام آن قسمت بدنم را زخمی کرد و یا یک سال بعد از آن اتفاق، ‌اتفاق مشابهی در قفس کرکس‌ها برایم افتاد و کرکس مهاجم، ‌لاله گوشم را با منقارش گرفت و کند.
آثاری از اتفاقات روی بدن شما باقی مانده است؟
بله، ‌بعد از شکستن انگشتم توسط گاز الاغ، ‌دو بند این انگشتم دیگر حرکت نمی‌کند.
اگر اجازه بدهید به‌عنوان آخرین سؤال، ‌از شما در مورد میزان علاقه‌تان به کار با حیوانات بپرسم؟
به کار در باغ وحش و سر و کار داشتن با حیوانات علاقه زیادی دارم و شاید همین علاقه هست که باعث شده به باغ وحش بیایم و اینجا کار کنم ولی راستش را بخواهید از کشتن الاغ‌ها خسته شده‌ام و دیگر علاقه‌ای به ادامه این کار ندارم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار