
هیچوقت یادم نمیرود از المپیک سیدنی به بعد وقتی تیمملی وزنهبرداری بزرگسالان ایران عازم رقابتهای جهانی و المپیک یا حتی بازیهای آسیایی میشد، شاید نمیتوانستی حتی یک نفر را در سراسر کشور پیدا کنی که در دلش ذرهای از عدم کسب مدال طلای دسته فوق سنگین وزنهبرداری که بهترین و ارزشمندترین مدال رقابتهای وزنهبرداری در عرصههای بینالمللی است، توسط قویترین مرد جهان یعنی پسر خوب اردبیل، حسین رضازاده ملیپوش و قهرمان بلامنازع و بیچون و چرای دسته 105+ کیلوگرم جهان و المپیک کشورمان در سالهای 2000 تا 2006 تردید داشته باشد و شک کند.بهراستی مگر پیش از ظهور اسطوره ایرانی وزنهبرداری جهان حسین رضازاده اصلاً کسی در مخیلهاش میگنجید که روزی یک وزنهبردار ایرانی بتواند به این راحتی و آسانی در میادینی معتبر همچون پیکارهای آسیایی، جهانی و المپیک در روز پایانی رقابتها روی تخته حاضر شده و در حضور رقیبان سرشناس، قدرتمند و مشهوری همچون جابر سالم بلغاری الااصل که تبعه قطر شده بود و برای این تیم در فوقسنگین به میدان میرفت با آن همه مدالهای ریز و درشتش یا ویکتور شرباتیس لیتوانیایی، الکساندر چیگی شف روس و چندین و چند اسطوره وزنهبرداری دنیا در دسته فوقسنگین فقط با یک تک حرکت، آری فقط با همان حرکت اول، همه مدعیان را مات و مبهوت قدرت خدادادی خود کند و با ذکر یا اباالفضل خود که همیشه در زیر لب زمزمهاش میکرد و در هنگام بالای سر بردن وزنههای فوقالعاده سنگین و شکستن رکوردهای دستنیافتنی دنیا، با فریاد زدن این نام مقدس سالن مسابقه را به لرزه درمیآورد و دل میلیونها ایرانی هموطنش را در سراسر دنیا خصوصاً داخل کشور شاد کرده و غروری وصفناپذیر را در دل ایرانیان جا میداد، اما این آرزو به واقعیت تبدل و داستان دلاوریهای رستم بار دیگر در سرزمین باستانی ایران تکرار شد.آری یادش بخیر چقدر دلچسب و خوشایند بود آن زمان که هرکول بیچون و چرای ایرانی وزنهبرداری دنیا پایش را در سالن مسابقه میگذاشت. بزرگان و اسطورههایی همچون الکسیف روس که خودش سالهای سال با شکستن رکوردهای دنیا به عنوان مرد شماره یک وزنهبرداری جهان مطرح بود، فقط برای دیدن هنرنمایی پسر خوب اردبیل یعنی حسین ایرانزمین شخصاً در سالن مسابقه حاضر میشدند تا از نزدیک ببیند که یک جوان ایرانی چگونه به این راحتی وزنههایی را که او هرچه تلاش کرد نتوانست به آنها دست یابد بالای سر برده و همه را مجبور میکند تا سر تعظیم مقابل این همه قدرت و صلابت فرود آورند.خود رضازاده در این باره میگوید:«همیشه پیش از حضور در سالن مسابقه و رفتن روی تخته، استرس عجیبی سرتاپای وجودم را فرا میگرفت، چون میدانستم نگاه میلیونها هموطن به دنبالم است و دل آنها در گرو افتخارآفرینی فرزندشان در عرصه بینالمللی است همچنین وزنهب زدن جلوی بزرگانی مثل الکسیف برایم دشوار و باور نکردنی بود، اما خدا را گواه میگیرم هر وقت یک چنین احساسی سراغم میآمد با تکرار ذکر یااباالفضل(ع) چون ارادت خاصی به این آقا دارم، انگار آب سردی روی آتش و استرس که در درونم فوران میکرد ریخته میشد و قدرتی پیدا میکردم غیرقابل توصیف.» قبل از هر چیز، از فریادهای یا ابوالفضلی بگو که قبل از بلند کردن هر وزنه، در سالن طنین میانداخت و همه را به سکوت وا میداشت.همیشه قبل از رفتن به سالن مسابقه و تخته، استرسی عجیب، سرتاپای وجودم را فرا میگرفت. چرا که از طرفی وزنه زدن جلوی بزرگانی چون الکسیف بسیار دشوار و باورنکردنی بود و از سوی دیگر میدانستم نگاه و امید میلیونها هموطنم به دستان من است که باید وزنهها را بالای سر میبردم. در این موقع بود که با ارادت خاصی که به آقا ابوالفضل(ع) دارم، با تکرار نام ایشان، گویی آبی سرد بر آتش درونم پاشیده میشد و قدرتی غیرقابل توصیف پیدا میکردم.
دلت برای روی تخته رفتن و وزنه زدن تنگ نشده؟مگر میشود دلم تنگ نشده باشد؟!
چه شد که ناگهان رضازاده دیگر نتوانست وزنه بزند؟همه چیز خیلی اتفاقی شد. خودم هم باورم نمیشد که این طور از دنیای وزنهبرداری کنار بروم.
هرچه بود، قبل از المپیک پکن شروع و باعث عدم حضورت در آن رقابتها شد، درست است؟بله. پیش از اعزام به المپیک پکن، در اردو مشغول تمرین بودم که ناگهان خون زیادی از بینیام خارج شد. با اینکه تصور نمیکردم این مسأله کوچک باعث جداییام از دنیای وزنهبرداری شود، اما بلافاصله به پزشک مراجعه کرده و متوجه شدم به دلیل فشار زیادی که در تمرینات به بدنم آورده بودم، فشار خونم بالاتر از حد طبیعی رفته بود. بعد از آزمایشات و بررسیهای دقیق، پزشکان گفتند اگر به همین منوال ادامه دهم، مویرگهای قلبم پاره شده و سکته خواهم کرد. از طرف دیگر سه پزشک متخصص غدد و کلیه که تحت نظرشان بودم، اعلام کردند علاوه بر فشار خون، قند و چربی خونم هم بالاست و همین مسائل باعث عدم حضورم در المپیک پکن شد.
یعنی با همان اتفاق ساده دیگر نتوانستید وزنه زده و ورزش کنید؟دقیقاً. آن زمان همه شاهد بودند بعد از تمرین حرکات یک ضرب در تمرینات درون اردویی، به دلیل بیماری قند آنقدر بیحال و بی رمق میشدم که دیگر قادر نبودم حرکات دو ضرب را انجام داده و تمریناتم را به اتمام برسانم. به همین دلیل پزشکان با توصیه اکید، مرا از ادامه فعالیتهای حرفهایام در ورزش، منع کرده و اجازه حضور در رقابتهای المپیک پکن را به من ندادند.
اما شرکت نکردن رضازاده در رقابتهای المپیک پکن، شایعات زیادی را به وجود آورد.متأسفانه همین طور است که میگویید. باوجود اینکه بعد از گذشته چند سال هنوز آثار آن بیماریها در بدنم وجود دارد و با انجام دقیق دستورات پزشکان توانستهام تا حدودی آنها را مهار کنم، اما عدهای که قصد به حاشیه بردن مرا داشتند، از آب گلآلود ماهی گرفته و بیتوجه به اینکه خدایی هم هست که بر اعمالمان نظارت میکند، دروغهایی گفتند که رضازاده را در چشم مردم خراب کنند. اما دیری نپایید که خود رسوا شده و دستشان رو شد!
خیلیها بر این باور هستند که رضازاده دوست ندارد کسی در ایران رکوردهایش را بشکند، چرا که تصور میکند با رخ دادن این اتفاق، دوران اسطوره بودنش به پایان میرسد.اصلاً چنین چیزی نیست. چرا که اعتقاد دارم رضازاده را خدا بزرگ کرده و به این همه عزت و شهرت و محبوبیت رسانده است. و مطمئن باشید همان خدا، ظرفیت این بزرگی را هم به او داده. کسانی که این شایعات را مطرح میکنند، قصد تخریب رضازاده را دارند. مگر میشود من جلوی رکوردزنی کسی را بگیرم یا مگر در طول این مدت که هنوز کسی نتواسته رکوردهای مرا بزند، فدراسیون جهانی بابت این رکوردها ریالی به من داده؟! اینها همه برای به حاشیه بردن رضازاده است که مطرح میشود وگرنه همان خدایی که مرا برای رسیدن به این جا یاری کرد، میتواند به آنی مرا از عرش به فرش آورده و یا از فرش به عرش ببرد و اگر صلاح بداند، کسی را به جای من بنشاند. من از همان زمان که با دنیای قهرمانی خداحافظی کردم، با توجه به ارزشمند بودن مدالهای دسته فوق سنگین، خیلی دوست داشته و دارم که یک هموطن ایرانی رکوردهایم را شکسته و آنها را ارتقا دهد. اما گویا ترجیح میدهی رکوردهایت توسط فرزندت شکسته شود، نه وزنهبردار دیگری!اگر چندین بار در مصاحبههای مختلف عنوان کردهام که دوست دارم فرزندم ابوالفضل رکوردهایم را بشکند، دلیلش فقط عاطفه پدری بوده و اینکه خیلی دوست دارم فرزندم ادامهدهنده راهم باشد. اما همه چیز که طبق خواست و نظر آدم پیش نمیرود به قول معروف، سیب را که به آسمان میاندازی، هزار چرخ میخورد تا به زمین برسد و هیچ معلوم نیست کدام رویش به دستت بازمیگردد! پسر من هم شاید برخلاف آنچه دوست دارم، در آینده اصلاً علاقهای به وزنهبرداری نشان ندهد. آینده را فقط خدا میداند. شاید فرزند رضازاده یک فوتبالیست، یا مهندس شد یا به هر پیشه دیگری جز وزنهبرداری روی آورد. من که نمیتوانم از الان بگویم او چه کاره میشود!
بگذریم. با توجه به محبوبیتی که طی این چند سال به واسطه کسب مدالهای خوش رنگ طلایی و زدن رکوردهای دستنیافتنی جهانی به دست آوردی، به نظر میرسید در دوران حضورت در فدراسیون وزنهبرداری، برخوردی بهتر از این به عنوان یک مدیر با تو شود!بله. اما بعد از تحمل فشارها و سختیهای فراوان در طول این چند سال، دیگر بیدی نیستم که با این بادها بلرزم. من اهداف خوبی برای بازگرداندن وزنهبرداری به روزهای اوج گذشته در سر دارم که مثل همیشه با توکل به خدا و توسل به ائمه(ع)، با قدرت در تلاش برای عملی کردن آنها هستم. حالا هر کس هرچه دلش میخواهد بگوید. گوش من از این حرفها و تهمتها دیگر پر شده و به شنیدن این مسائل عادت کردهام.
فکر میکنی این همه مخالفت و ایستادگی برابر رضازاده از کجا نشأت میگیرد؟این داستانها و مخالفتها زاییده افکار یکسری افرادسودجو و منفعتطلب است که با حضور رضازاده در رأس فدراسیون وزنهبرداری، دستشان از بیتالمال کوتاه شده و حال به هر ریسمانی چنگ زده و هر کاری میکنند تا چیزی عایدشان شود. غافل از اینکه تا وقتی من در این عنوان فعالیت میکنم، اجازه نمیدهم هیچ کس غیرقانونی و بیحساب و کتاب، هر کاری که دلش میخواهد بکند. برایم فرقی هم نمیکند این آدمها چه پست و مقامی داشته باشند. تا من هستم اجازه سوءاستفاده به کسی نمیدهم.
با توجه به محبوبیت و تواناییهایی که داری به نظر میرسد بتوانی در پستهایی به مراتب بالاتر و مهمتر از مدیریت فدراسیون وزنهبرداری حضور یابی.نه. به اعتقاد من هرکس باید در جایی به کار گرفته شود که تجربه و تخصص آن را دارد تا بتواند بهترین و بیشترین بازدهی را داشته باشد. من عمرم را در وزنهبرداری سپری کردهام و هرچه دارم از این رشته است پس صلاح در این است. که در همین رشته فعالیت کنم نه در زمینههایی که نه اطلاعاتی از آن دارم و نه تجربهای.
اما شاهدیم خیلی از ورزشکاران مدالآور کشورمان در پستهای سیاسی و غیره فعال هستند. فکر نمیکنی روزی از اینکه راه آنها را نرفتی پشیمان شوی؟شاید خیلیها بگویند رضازاده به جای حضور در فدراسیون میتواند در پستهای بالاتر کار کند. درست مثل بعضی از قهرمانان مدالآور دیگر رشتهها که هماکنون در پستهای سیاسی و... کشور حضور دارند اما من باید در جایی به کار گرفته شوم که میتوانم مفید باشم و مطمئنم هرگز از چنین تصمیمی که گرفتم پشیمان نخواهم شد، چون هدفم خدمت به جامعه و مردم است.