بهـــار شد، در ميخــانه باز بايد كرد به سوى قبله عاشق، نمـاز بايد كـرد نسـيم قدس به عشــاق باغ مژده دهد كه دل ز هر دو جهان، بى نياز بايد كرد غمى كه در دلم از عشق گُلعذاران است دوا به جـام مىِ چـاره سـاز بايد كرد كنون كه دست به دامان بوستان نرسـد نظـر به ســرو قدى سرفراز بايد كرد بهار مي آيد و نوروز پيش روست. زمين خسته ، سيصد و شصت بار، گرد خود چرخيد ؛ بدان اميد که يک بار دور خورشيد بگردد و ما نيز دوشادوش اين کره خاکي گشتيم تا دوباره ديده به بهار بگشاييم و جان و دل زمهريري را به جام نوروزي طربناک کنيم.اکنون وقت آن است به سال کهنه بدرود بگوييم. سال 1388 سالي بود مثل همه سال ها و نه مثل همه سال?ها. براي آن ها که سر در لاک خود دارند و جز به خور و خواب خويش نمي انديشند ، سال 88 سالي بود بسان ساليان ديگر که مي آيند و مي روند. اما براي آن ها که جز خود ، گوشه چشمي دارند به آنچه در پيرامونشان جاري است ، سالي بود نه بسان سال هاي ديگر.سال 88 براي آن ها که دغدغه جامعه و جماعت دارند ، آن ها كه دل در گرو اعتلاي نام اسلام و ايران دارند سال بيم بود و اميد ، سال فرصت بود و تهديد ، سال ريزش بود و رويش ، سال آزمايش پرمحنت و سال امتحان صبر و بصيرت.سالي که ملت ايران قرار بود پس از سه دهه انقلاب ، در اولين آزمون ملي دهه چهارم شرکت کند. آزموني چند مرحله اي که نخستينش 22 خرداد بود و آخرينش در اين سال ، 22 بهمن.ملت در امتحان اول، خوش درخشيد. حماسه اي آفريد که چشم جهان را خيره کرد. حضور باشکوه 85 درصدي در تاريخ انتخابات کشور پس از همه پرسي 12 فرورودين 58 بي سابقه بود. 40 ميليون انسان متعهد ايراني در صف هاي طويل انتخابات دهم رياست جمهوري، جلوه?اي از عظمت و اقتدار و اتحاد خود را پيش چشم جهان به نمايش گذاشتند.ملت در آزمون خود پيروز و سربلند بيرون آمد اما دسته اي از خواص، به جاي خضوع و خشوع در برابر اين عظمت ماندني ، طريقي ديگر برگزيدند و آتش فتنه اي را برافروختند که حلاوت آن حماسه را به تلخي مبدل کرد. دشمنان کمين گرفته نيز که ابتدا از شوک 40 ميليوني، مات و مبهوت مانده بودند، به سرعت بر موج فتنه سوار شدند و بر آتش آن هيزم افزوند. بدين طريق كاروان فتنه بر بستر توهم و توطئه به راه افتاد.غبار فتنه که برمي خيزد ، گاه حق و باطل چنان به هم مي آميزد که تشخيص اين دو از هم امکان پذير نيست جز با معجون «صبر و بصيرت».چنين بود که قافله سالار ملت ، رهبر حکيم انقلاب، با گسترش دامنه فتنه ؛ ملت را به «صراط صبر و بصيرت» هدايت کردند تا در پناه اين دو ، غبار فتنه را بنشانند و حق را از باطل جدا کنند. در اين ميان ، الحق که ملت باز سرافراز شد. آن ها را که عوام نام نهاده اند، در لحظه لحظه اين فتنه چندماهه، چنان دقيق و عميق عمل کردند که فرسنگ ها از خاسراني که بدان ها خواص مي گويند، جلو افتادند. بسا خواصي که سال ها نان نام امام(ره) و نمک نظام خورده بودند اما سربزنگاه يا چنان نمکدان شکستند که عالم و آدم متحير گرديدند ، يا چنان در فهم و تحليل به خطا رفتند که به تعبير رهبري فرزانه، در آزمون بصيرت، مهر مردودي بر لوح قول و عملشان نقش بست.علي ايحال ، رهبر و ملت به مقتضاي صبر و بصيرت، چند ماه آشوب و آتش افروزي را تحمل کردند ، خون دل خوردند و درد به جان خريدند تا مگر غبار فتنه بنشيند و شايد ره به خطا بردگان از شتر فتنه به زير آيند.اما گويي در منازعه نفس و ايمان فتنه گران ، نفس مسلط تر بود. دشمن کمين گرفته نيز قرار و آرام نداشت و در روياي مخملين بود. بدين ترتيب، نجابت ملت به بحران اعتماد تفسير شد ، صبر بدنه انقلاب، به افول تعبير گرديد و نصايح رهبري، به ترس ترجمه شد و گستاخي اصحاب فتنه دامن يافت.النهايه كار بدانجا رسيد که مدعي به حريم عشق وارد شد. آن روز که عمله فرقه سبز در حريم دانشگاه، تمثال روح الله(ره) را پاره کردند ، شايد نفهميدند که آتش به خرمن خود زده اند و آن روز که حرمله وار، حرمت روز حسين(ع) را شکستند ، گمان نمي بردند که شور عاشورايي چنان در 9 دي ماه سراسر ايران را فرا گيرد و غيرت و حميت ملت چنان بجنبد که هر جاي اين مرز و بوم کربلا شود. روز 9 دي بغض عاشورايي ملت شکست. آن حماسه باشکوه، فوران خشم ملت پس از ماه ها صبر بر فتنه بود. روزي تاريخي که عظمت تظاهرات تاسوعا و عاشوراي سال 57 را در اذهان زنده کرد . 9 دي اما اولين هشدار جدي ملت به سران فتنه پس از ماه ها صبر و نجابت بود. پيام اين روز، به صريح ترين وجه ممکن در شعارها و دست نوشته ها هويدا گرديد. اما از آنجا که خداوند دشمنان اين نظام را از حمقاء قرار داده ، سران فتنه باز هم از لاک توهم خويش بيرون نخزيدند و بر آن شدند تا يک بار ديگر بخت ناکام را بيازمايند.روز 22 بهمن در پيش بود. روز خوب پيروزي . روزي که نماد اتحاد ملت ايران است. اصحاب فتنه در سوداي آن بودند که اين روز را به عرصه جولان خود تبديل کرده و از آن باطل السحري براي 9 دي خلق کنند. در ذهن ماليخوليايي خود دون کيشوت?وار «اسب تروا» زين کردند تا به زعم خويش انقلاب را در ميدان آزادي زمين گير کنند.اما روز 22 بهمن روز ديگري بود. از بامدادان که خورشيد چشمان خود را از مشرق گشود خيل عظيم ميليون ها انسان را ديد که بسان سيل در خيابان هاي تهران و ايران جاري شده بودند. نزديک به 50 ميليون انسان متعهد ايراني براي تجديد پيمان با آرمان هاي انقلاب و نظام و بيعت با امام و رهبر خود، نداي لبيک را در متن و حاشيه اين مرز وبوم طنين انداز کردند. ملت در آزمون پاياني سال ، يعني حماسه 22 بهمن نيز سرافراز بيرون آمد. حماسه اي سترگ آفريد که شتر فتنه را پي کرد و دشمنان طماع و متوهم را زبون تر از پيش ساخت. و بدين ترتيب سال آزمون بصيرت براي ملت ايران با مهر قبولي به پايان رسيد و با ياري خدا و هدايت مقتداي فرزانه وحضور مردم ، نظام و انقلاب و کشور از گردنه اي صعب ، عبور کردند.اکنون كه به دروازه سال تازه رسيده?ايم اين 12 ماه نفس گير به روزهاي پاياني خود مي?رسد و طليعه بهاري دوباره فراروي ماست. در آستانه سال جديد دست ها را به دعا بلند مي?كنيم و از آن يگانه مهربان مي?خواهيم تا مثل سال 88 و همه اين سال هايي که پناه اين ملت و کشور بوده ، همچنان يد قدرتش ياريگر مومنان در ايران و همه جهان باشد. ان شاءالله.