کد خبر: 210635
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۲:۵۲
عرفان‌های دروغین و فتنه 88 (بخش اول)
امیر محمدی - در طول دو دهه گذشته به خصوص در جریان تسلط جبهه اصلاحات بر دستگاه اجرایی شاهد آغاز فرقه‌گرایی جدیدی در کشور بودیم که حاصل نهضت ترجمه‌ای بود که از فرقه‌های شرقی و غربی در ایران شکل گرفته است. تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهد که تقریباً با این نهضت ترجمه که از نیمه دهه 70 به این طرف آغاز شد مقداری از تفکرات برخی از فرقه‌ها وارد ایران شد که نمونه بارز آن «اکنکار» است. ‌مترجم این تفکر فردی به نام «اهرپور» بوده که شاگردهایی نیز داشت که بعدها همین شاگردها دفاتر عرفانی راه‌اندازی کردند. ‌اما این پایان کار نبود چرا که بعدها با رونق فضای مجازی دست اینها برای فرقه‌گرایی بازتر شد. ‌شاید «اکنکار» شروعی برای فرقه‌گرایی نوین در ایران بوده است و پس از این در طول 13 یا 14 سال گذشته آثار جدیدی از فرقه‌گرایی در ایران مشاهده شده که رگه‌هایی در همین فرقه‌ها دارد. ‌حربه فرقه‌ها این است که در قالب‌های جدید و جذاب مطالبی را به جوان‌ها ارائه می‌کنند و از این راه شروع به جذب طرفدار می‌کنند. ‌نمونه این ادعا را می‌توان در جلسات موفقیت یا جلسات عرفانی رصد روح یا جلسه هاله‌بینی و این قالب جلسات دید که استقبال زیادی هم از آن صورت می‌گیرد. نقشی جدید از بهائیانبررسی و محتوا شناختی تمامی این فرقه‌ها بیانگر این واقعیت است که اگرچه تمامی فرقه‌ها از زوایای مختلف خود را عرضه می‌کنند اما در نهایت پیروان خود را به بیت‌العدل راهنمایی می‌کنند، ‌جایی که مرکز رهبری و هدایت فرقه ضاله بهائیت است. ‌نمونه این ادعا را نیز می‌توان در این نکته دید که هم اکنون در شبه عرفان‌ها مقابله‌ای با صهیونیست نمی‌بینید یا حتی در محافل شیطان‌پرستی هم این موضوع صدق می‌کند. ‌اینها خیلی صریح می‌گویند که صهیونیست‌ها هم دین آسمانی هستند و می‌توان با آنها هم زندگی کرد. اما این پایان قضیه نیست چرا که ایجاد تفرقه در میان شیعیان با ادعاهای واهی امام زمانی نقش جدیدی از تلاش بیت‌العدل برای نابودی اسلام را برملا می‌کند. ‌اتفاقی که در جنگ آمریکا ‌و عراق رخ داد نکته بسیار مهمی است؛ آمریکایی‌ها وقتی شیعیان و علمای شیعه را در عراق دستگیر می‌کردند، ‌بسیاری از سؤالات آنها از این افراد در خصوص مهدویت بود. ‌این نکته جای تعجب زیادی داشت که چرا تا این حد شناخت امام زمان‌(عج) برای آمریکایی‌ها جالب و مهم شده است. ‌سؤال آنها هم بسیار ریز و دقیق است... ‌امام زمان‌(عج) کی می‌آید، ‌چه زمانی می‌آید و چه شکلی است؟این موضوعاتی بود که آمریکایی‌ها به‌دنبال وجه مشترکی برای آن بودند. ‌کارشناسان امنیتی متوجه شدند که آمریکایی‌ها به دنبال این موضوع بودند که در گوشه و کنار ایران مشخصات امام زمان‌(عج) را با فردی تطبیق دهند و سپس روی این فرد کار کنند. ‌بعدها مشخص شد که این قصه بسیار جدی است و در خود اسراییل کمیته‌ای برای این کار تشکیل شده است که اسم این کمیته «مهدی‌سازی» است. ‌واقعیت امر این است که این کمیته تلاش‌های زیادی در خصوص مهدی‌سازی انجام داده و ممکن است در ادامه شاهد این موضوع باشیم که افراد مختلفی به یکباره در نقاط مختلف ظهور کرده و امنیت کشور را برهم زنند. ‌«مهدی‌سازی» چگونه است؟آن چیزی که مسلم است اینکه این پروژه به یکباره قابلیت عملی شدن ندارد و باید در این خصوص با فرد مورد نظر تمرینات زیادی به صورت خواسته یا ناخواسته انجام شود و این فرد شیوه‌های جذب نیرو را فرا بگیرد. ‌این فرد پس از دریافت آموزش‌ها کار خود را آغاز می‌کند، ‌به طور مثال در جایی کار با کلاس تفسیر قرآن آغاز می‌شود و در طول همین جلسات تفسیر جلسات دیگری برگزار می‌شود و هرکسی مسؤولیتی می‌پذیرد. ‌پس از این معلوم می‌شود که فردی در همین جلسات با غیب ارتباط دارد و در حال زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان (عج) است. ‌همین امر نیز باعث می‌شود که تعداد بسیار زیادی از افراد را جذب خود کند،‌ البته ذکر این نکته ضروری است که این فرآیند چندین ساله است و بعد از 10 سال همه به این نتیجه رسیدند که این آقا مسلم امام زمان (عج) است. این کار حداکثر با 100نفر آغاز می‌شود و از اقشار مختلف از جمله دانشجو هم جذب این فرقه‌ها می‌شوند. ‌این فرقه‌ها تحت نام ذکر معارف اهل بیت کار خود را ادامه می‌دهند و سپس چهره نورانی و معرفتی خود را به افراد معرفی می‌کنند ‌بعد هم ‌خواب و کرامت تا کار تمام شود. ‌این تنها یک طریق فرقه‌سازی است. ‌چند سال پیش شاهد ظهور امام سیزدهم در قم بودیم که همان جا نیز اعدام شد. ‌این فرد قبله را به سمت جمکران برد و گفت امام زمان‌(عج) شهید شده و در این محل دفن شده است. ‌افراد سطح بالایی هم جذب وی شده بودند. ‌به طور مثال یکی از آنها رئیس بیمارستانی در مشهد بود. ‌پیروانش تمام لیسانس داشتند در صورتی که خودش سیکل هم نداشت. ‌حال چطور این فرد بیسواد توانسته به این صورت شبکه‌ای عمل کند و موفق هم باشد؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را در پدیده«آقاجون» پیدا کرد... ‌متأسفانه در طول چند سال گذشته یک اتفاق نامیمون بین مذهبیون در حال رخ دادن است که دستگاه‌های امنیتی ‌را هم نگران کرده است. ‌این اتفاق در دیگر اقشار نیز ریشه دوانده است و همه افراد از جمله فیلمسازان، ‌خواننده‌ها و فوتبالیست‌ها هم از این موضوع در امان نیستند و این پدیده چیزی نیست جز «آقاجون». ‌این آقاجون کسی است که پیروان به وی اتکا می‌کنند. ‌اینها بین خودشان مرام‌نامه دارند و مراسم برگزار می‌کنند. ‌مثلاً شخصی به نام «عرفانیان» در طالقان در حال ساخت کعبه بود و چاه درددل هم تاسیس کرده بود. ‌در ایلام هم کسی فونداسیون کعبه را ریخته و سعی صفا و مروه را هم درست کرده بود...!شیوه‌های جذب فرقه‌ایاصولاً در فرقه‌ها جذب به صورت حفاظت شده صورت می‌گیرد و فرد معرفی شده به فرقه باید امتحان پس داده باشد. ‌معمولاً فرقه‌ها حلقه اول و دوم دارند و حلقه سوم هم جماعتی عادی هستند و در کنار شاهد حضور حلقه فکری در این فرقه‌ها هستیم. ‌اینها مناسک دارند و البته از قرآن هم به نام خودشان استفاده می‌کنند ‌اما به طور مثال باید قبل از نماز حتماً نشست و رئیس فرقه را دید و جذب او شد و اگر او اجازه داد در جلسه نماز خوانده شود، ‌یعنی الان وقت را در جمع تغییر داده و فردا نماز را تغییر خواهند داد و بعد مسائل دیگر. اما بدون شک مهم‌ترین حرکت این فرقه‌ها تلاش برای بریدن رابطه بین مردم و مراجع و علماست و این فرد حلال و حرام را تشخیص نمی‌دهد، ‌حتی کار به جایی می‌رسد که ازدواج‌ها را هم رئیس فرقه باید تشخیص دهد تا از این طریق مریدهای خود را اضافه کند، ‌حتی نام بچه‌ها را آقا انتخاب می‌کند تا طرد نشود!‌«نفس گرم‌ها»البته در این بین کسانی هستند که اصطلاحا! «نفس گرم» هستند و ممکن است کراماتی نیز داشته باشند اما کسی را به خود جذب نمی‌کنند. ‌دایره «نفس گرم‌ها» جداست و باید در جامعه هم حضور داشته باشند اما هیچ‌کدام از اینها نه تنها کسی را جذب نمی‌کنند بلکه سعی در مخفی کردن کرامات خود هم دارند. ‌فرض مثال خانمی که در حال تشکیل فرقه بود و به طور مثال به مداد دعا می‌خواند و می‌گفت که در کنکور و امتحان قبول می‌شوی! و اگر کسی هم قبول نمی‌شد می‌گفت اشکال از خودت هست و ناپاک بودی...‌! حتی برخی از اینها ادعا کرده بودند که قصد قیام دارند و مکانی را به عنوان محل قیام خودشان معرفی کرده بودند!‌کاظمینی بروجردی یکی از نمونه‌های بارز افرادی بود که فرقه تشکیل داده بود. ‌این فرد در چهره افراد نگاه می‌کرد و شغلش را می‌پرسید و سپس توصیه می‌کرد که فلان سوره قرآن را بخواند... ‌ بنابراین مشخص می‌شود که این فرد به دنبال جذب افراد است. ‌نکته جالب اینجاست که ‌ایشان فقه و اصول هم نخوانده بود و سواد هم ندارد. ‌ایشان در صحبت‌های خودش می‌گوید، من انتخاب شده‌ام که بیایم و مسیر را به مردم نشان دهم تا به دست امام زمان (عج) برسد. ‌اما چه کسی تو را انتخاب کرده است. ‌وی بر مبنای همین ادعا قصد جذب افراد را داشته است. ‌این شخص حتی کمیته پاسخ به سوالات داشته و پاسخ به سوالاتش به این شکل بود که اگر خانمی زنگ می‌زد و سوال شرعی داشت فرد پشت خط می‌گفت که اجازه دهید از آقا سوال کنیم، ‌سپس بدون اینکه سوالی از کسی بپرسد بعد از چند دقیقه می‌گفت که آقا گفته فلان کار را انجام دهید. ‌خودش جواب طرف را می‌داد ‌البته جدای از این نکات برخی از اینها قدرت‌هایی دارند. ‌به طور مثال کاظمینی ذهن را می‌خوانده اما چطور بر همه پوشیده است. ‌مثلاً دوستی می‌گفت که من می‌خواستم ماشینی را بخرم و رفتم تا از این فرد سوال کنم که آیا بخرم یا نه، ‌سپس وی نقل می‌کند به محض ورود به اتاق کاظمینی گفت که ماشین را نخر، ‌مشکل دارد.‌این قدرت‌هاست که طرف را به ادعا می‌رساند. ‌این قدرت‌ها ‌قطعاً از طریق جنیان به دست افراد می‌رسد چرا که ما در تاریخ ائمه می‌بینیم که آنها هرگز عقبه افراد را نمی‌گفتند... ‌اینها به سمت فرقه شدن می‌روند و جدا کردن افراد از علما و مراجع و همچنین دریافت خمس و زکات مسیر خطرناکی است که ‌در آینده مشکلات زیادی برای جامعه ایجاد خواهد کرد. ‌هم اکنون هم در شهرستان‌ها مشکل داریم. ‌روش دیگر که از مسیرهای جدیدی است با ترجمه کتاب‌ها آغاز شده است و بسیار خطرناک‌تر از حرکت قبلی است. ‌به این جهت که تفکر ریشه‌ای را تزریق می‌کند و صراحتاً نمی‌گوید. ‌مبنای کار هم بر تناسخ است دقیقاً به این معنا که ما قبول داریم که در جهان روح وجود دارد و انسان مرکب از روح و جسم است اما هرکس روح خاص ندارد بلکه روح در بدن‌ها حلول می‌کند و روح شما قبلاً در بدن‌های دیگری بوده است. ‌دلایلی هم می‌آورند و می‌گویند که بعضی اوقات گمان می‌کنید که جایی را قبلاً دیده‌اید.‌به این دلیل است که روح شما قبلاً با کالبد دیگری به آنجا رفته است. ‌تناسخ یعنی روح در بدن‌ها سیر کرده و به ما رسیده و از ما هم به بدن‌های دیگری می‌رسد. ‌اشکال مبنایی این است که در بحث خلقتی خلل ایجاد می‌کند و شیطان را مبرا کرده و معاد را نفی می‌کند ‌چرا که اعتقاد ما این است که در معاد سوال و جواب می‌شویم. ‌حالا چند بدن با یک روح باید در روز قیامت جواب دهند؟ آیا ممکن است؟ بعضی اوقات این روح در حیوانات حلول می‌کند. ‌قطعاً در بحث تناسخ بهشت و جهنم نفی شده است. ‌اینها می‌گویند عذاب روح در برزخ است و تا روح بدن بعدی را انتخاب کند معذب است. ‌حالا اینها می‌گویند که کارهای خوب انجام دهید تا روح شما در بدن بعدی این کارها را بداند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار