
مصاحبه ما با وزیر اطلاعات درست با آخرین ساعات بستن صفحات ویژه نوروزی مصادف شد. حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی در حالی به گفتوگو با «جوان» نشست که مشغله فراوانش، چندین نوبت قرار مصاحبه را با تغییر مواجه کرد تا نهایتاً کار به فرجام رسید.
وزیر اطلاعات دولت دهم که مسؤولیت نمایندگی ولی فقیه در بسیج و ریاست سازمان حج و اوقاف را در سابقه خود دارد، در این مصاحبه خلاقیتها و ابتکارات وزارت اطلاعات در مواجهه با پدیدههای مختلف را تشریح کرد.
سؤالات از او را با مسائل کلی درباره جنگ نرم و ماهیت تهدیدات علیه نظام آغاز کردیم و حجتالاسلام مصلحی از بروز تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران در قالبهای اجتماعی و فرهنگی سخن به میان آورد و بر استفاده از تکنیکها و راهبردهای دقیق « مهندسی فرهنگی و اجتماعی» در مواجهه با این موضوعات تأکید کرد.
سؤالات بعدی ما جزییتر و درباره پشت صحنه فتنه سیاسی سال 88 بود که وزیر اطلاعات در پاسخ به این سؤالات نکات و اخبار مهمی را مطرح کرد. مطالبی چون:
- فعالیتهای گروهک ضد انقلاب در جریان حوادث بعد از انتخابات
- تلاشهای کاندیدای ناکام دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای ملاقات با تعدادی از عناصر تجزیه طلب
- سند تأملات راهبردی حزب مشارکت به عنوان «نقشه براندازی»
- جزئیاتی از سند کشف شده از منزل یکی از آقازادهها
- نقش گروهکهای ضد انقلاب و فرقههای مختلف در حوادث پس از انتخابات و نحوه عملکرد آنها
- تقسیمبندی نیروهای فعال در این اغتشاشات و ...
شنیدن این مطالب از زبان بالاترین مقام امنیتی دولت برای ما بسیار جذاب بود و قطعاً برای خوانندگان نیز خالی از لطف نیست.جناب آقای مصلحی! اجازه بدهید بهعنوان اولین سؤال از شما بپرسم که با توجه به اینکه امروزه بسیاری از تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران در قالبهای اجتماعی و فرهنگی ظهور و بروز پیدا میکند، وزارت اطلاعات در شناسایی این تهدیدات و نحوه مقابله با آن چه تدابیری اندیشیده است؟حدود دو دهه است شاهد هستیم که عرصه فرهنگ و اجتماع بیش از پیش کانون سرمایهگذاری حریفان قرار گرفته است. دلایل متفاوتی برای اینکه این عرصه انتخاب شده وجود دارد اما آنچه اهمیت دارد این است که وزارت متناسب با تحولات امنیتی این روند را رصد کرده است. در این فرآیند چند نکته قابل تأمل است، اول اینکه باید به شناسایی دقیق اهداف، رویکردها و راهبردهای دشمنان در عرصههای فرهنگی و اجتماعی و نوع سازوکارها و متدهایی که در این زمینه وجود دارد بپردازیم. دوم اینکه انتخاب الگوی روششناسی دقیق که هم ابعاد شناختی آن را به درستی مورد پیشبینی، توصیف و تبیین قرار دهد و هم کانونها و عرصههای سرمایهگذاری و نوع سیاستهای آنان را بازشناسی نماید و سوم اینکه اتخاذ الگوی راهبردی مناسب برای تدبیر فرایندها و تغییر روندها و ممانعت از تداوم و تعمیق آسیبها و تهدیدات طراحی شود.مجموع این تهدیدات، مقدمه انتخاب روشهای مناسب مدیریت اطلاعاتی و امنیتی پدیدارهای اجتماعی و فرهنگی است. اجازه بدهید قبل از ادامه پاسخ شما، سؤال بپرسم، فکر کنم منظور شما این است که اصولاً فرهنگ، ماهیت امنیتی ندارد اما دشمن سعی دارد از این عرصه بهعنوان یک تهدید علیه ما استفاده کند؟بله معتقدم فرهنگ، ماهیت امنیتی ندارد. نکتهای که حائز اهمیت است و نباید از نظر دور داشته شود این است که حوزههای فرهنگی و اجتماعی، ماهیتاً حوزههایی امنیتی نیستند اما دشمن قصد دارد با دامن زدن به تهدیدات و آسیبپذیریها، این حوزهها را به سوی امنیتی شدن و غلبه وجه سیاسی و سوء استفاده از ظرفیتهای بینظیری که در این عرصه وجود دارد سوق دهد.خب، در این میان وظیفه وزارت اطلاعات با توجه به مطالبی که شما بیان کردید چیست؟وظیفه ما پیشبینی و متناسب با آن پیشگیری از اهداف و اقدامات و برنامههایی است که حریفان در این عرصه طراحی و با جذب ظرفیتهای داخلی درصدد دامن زدن به آن هستند. بنابراین نباید در دامی که دشمن در این عرصه گسترده است بیفتیم، از این رو باید از امنیتی کردن پدیدارهای غیر امنیتی جداً ممانعت نماییم. آنچه نظام در این عرصهها بیش از پیش نیاز دارد استفاده از تکنیکها و راهبردهای دقیق «مهندسی فرهنگی» و «مهندسی اجتماعی» موضوعات و مسائل اجتماعی و فرهنگی است که باید با همکاری و هماهنگی نهادهای مسوول طراحی و با تدوین الگوهای راهبردی این حوزهها مدیریت شود.نقش ما و تمامی سازمانها در فرایند پیشگیری، اتخاذ یک الگوی راهبردی مناسب و پیشگیرانه است که ظرفیتهای بینظیر این عرصه و زیرساختهای بنیادینی که در عرصه فرهنگ و هویت و روابط اجتماعی این کشور وجود دارد را در جهت اهداف و منافع ملی به درستی بسیج و به کارگیری نماییم.پس با این احتساب وزارت اطلاعات در این زمینه نقشی کلیدی دارد؟بله، نقش وزارت اطلاعات در این عرصهها یک نقش راهبردی است نه یک نقش عملیاتی و امنیتی، اعمال روشهای دقیق راهبردی، برمصونسازی و بسیج ظرفیتهای کشور در جهت اهداف و منافع ملی است. ما برای تحقق این رسالت اقدامات شناختی، راهبردی و پیشگیرانه و در صورت لزوم اطلاعات متفاوتی را طراحی و با کمک نهادهای متفاوت کشور به اجرا در میآوریم که غایت آن ایجاد یک محیط امن فرهنگی واجتماعی است.دشمن برای تحقق اهداف خود سرمایهگذاریهای کلان کرده است که باید محیط فرهنگی و اجتماعی خود را از دستاندازهای دشمنان در چارچوب الگوهای فرهنگی و هویتی خودمان مصون بداریم. همکاران من بخشی از سرمایهگذاریهای دشمن را اخیراً رسانهای کردند. بیش از 60 بنیاد، موسسه، انجمن و مرکز استکباری در جنگ نرم سالهاست که علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارند و سالانه میلیاردها دلار هزینه میکنند. در یکی از سخنرانیهایم به یک نمونه اشاره کردم. یکی از بنیادها که هدف خود را اشاعه دموکراسی وانمود میکند سالانه بیش از یک میلیارد دلار بودجه دارد. نباید راهبردها، رویکردها و برنامههایی را که به طور مداوم و در قالبهای نوین توسط بازیگران متفاوت بینالمللی جهت به کارگیری نیروهای داخلی و پیشبرد اهداف خود طراحی کرده است نادیده بینگاریم. ما به خوبی میدانیم که یکی از کانونهای اصلی سرمایهگذاری حریفان معطوف به حوزههای فرهنگی و اجتماعی است و آنان به دلیل عجز در عرصههای دیگر به سوی این عرصه و طراحی برنامههای موذیانه خود در این عرصه حداقل از دو دهه پیش متمایل شده و برنامههای متنوعی را تدارک دیده و اجرا کردهاند که مورد رصد و موشکافی قرار گرفته است. این عرصه از عرصههای حساسی است که هویت، موجودیت، قدرت نرم و زیرساختهای بنیادین ما را تشکیل میدهد، غفلت از آن آثار زیانباری را در پیخواهد داشت. بنابر این کار در این عرصه پیچیدگی، حساسیت و روشهای خاص خود را دارد که امروز توانستهایم تجارب گوناگونی را کسب و با راهبردهای آنان مقابله کنیم. این مسیر مداومت دارد و مبارزه در این عرصه تازه در آغاز راه است و از این پس باید از این عرصهها بیشتر گفته و شنیده شود. استفاده از روشهای نوین رسانهای و توسعه بیش از حد فضای مجازی با الگوی تغییر در ذائقه و زیرساختهای معرفتی، ارزشی و گرایشها و نگرشهای نسلهای جدید طراحی شده است که باید به درستی مورد کنکاش و کاوش قرار گرفته و آثار آن به درستی تشخیص و از طرقی منطقی این الگوها با انسداد مواجه شوند.خب، با توجه به اظهارات شما به نظر میرسد وزارت اطلاعات باید توجه عمیقی به مقولات «اجتماعمحور» داشته باشد. نگاه وزارت اطلاعات به این مقوله و بررسی ریشهای مباحث و آسیبهای اجتماعی چگونه است؟مسائل و آسیبهای اجتماعی برای هر جامعهای از اهمیت برخوردار است و باید به درستی مورد موشکافی قرار گیرد تا مشخص شود چه وضعیتی دارند. آیا آسیبهای پیش آمده روند روبهرشدی دارند یا اینکه روند طبیعی دارند. هرگاه درصد این آسیبها شتاب و روند فزایندهای بیابد میتوان تأکید کرد که این تحول عادی نبوده و باید ریشهای اجتماعی، اقتصادی یا حتی فرهنگی داشته باشد. بنابراین موشکافی مسائل اجتماعی برای تعیین وضعیت اهمیت زیادی دارد. درگام بعدی آنچه باید مورد تأمل قرار گیرد این است که ریشه این مسائل چیست. آیا عدم حمایت مناسب از زیر ساختهای اخلاقی و فرهنگی منشأ این آسیب است یا اینکه این پدیدارها ناشی از فعل و انفعالات و درنتیجه ضعف نهادهای اقتصادی، حمایتی و تأمینی بوده یا اینکه مسائل روان شناختی در بروز این نوع نابسامانیها دخالت دارد؟با علت شناسی دقیق است که میتوان این آسیبها و مسائل و معضلات را به درستی مهندسی کرد.آقای مصلحی! مشخصاً وظیفه وزارت در این زمینه چیست؟این وزارتخانه به دلیل مسوولیت سنگینی که عهدهدار است باید در این حوزه نیز به طور مداوم روند این آسیبها را با استفاده از متدهای متفاوت مورد کنکاش، بررسی، ارزیابی و توصیف قرار دهد تا از این ناحیه آسیبی متوجه نظم و ثبات اجتماعی کشور نشود. از سوی دیگر حمایت از آحاد جامعه یک وظیفه بنیادین نظام محسوب میشود که باید از طریق ایجاد یک جامعه امن و تحقق شاخصهای یک جامعه امن، امکان رشد و تعالی اعضای جامعه را فراهم آورد. مؤمنین و مردم یکی از مرجعهای اصلی امنیتی کشور محسوب میشوند و دفاع از سلامت اخلاقی، رفتاری و اجتماعی آنان به اندازهای اهمیت دارد که حضرت امام خمینی (ره) نجات معتاد را نجات جامعه میداند. برای تحقق یک جامعه امن، یک جامعه نمونه و یک جامعه الگو باید تمام زمینههایی که مانع رشد و تکامل انسان میشود با مهندسی دقیق اجتماعی مرتفع شود.اصولاً میخواهم بدانم دلیل این آسیبهای اجتماعی چیست؟مسائل اجتماعی، موضوعات چند وجهی و پیچیدهای هستند و در کشورهایی که شاهد انقلاب و جنگ بودهاند این نوع آسیبها به دلایل خاص جامعه شناختی و روانشناختی ضریب افزایندهای مییابند که محدود به جامعه ما نیست و در همه جا این وضعیت قابل مشاهده است. آنچه برای نظام اهمیت دارد این است که موضوعات پیچیده اجتماعی را از زاویهای صرفاً امنیتی مورد مطالعه قرار ندهد و با شناخت دقیق، به موشکافی ریشههای آنها پرداخته و از طریق یک مهندسی و مدیریت راهبردی و ایجاد یک درک مشترک در سطح عالی نظام و همنوایی و همکاری در سطح ساختارهای مسوول، روند این آسیبها مهار و تعدیل گردد.پس با توجه به صحبتهای شما فکر کنم نگاه علمی و مطالعات دقیق در این زمینه نقش ویژهای در وزارت اطلاعات دارد؟بله، به علاوه کسب شناخت، آسیبشناسی اجتماعی مستلزم استفاده از روشهای دقیق است که بهرهگیری از روشهای علمی یکی از این تکنیکها محسوب میشود. وزارت برای اینکه بتواند با نگاه علمی این موضوعات را مورد کنکاش قرار دهد به روشهای اطلاعاتی محدود نمانده و با ایجاد مؤسسات علمی و جذب و همکاری متخصصات حوزههای جامعه شناختی، روانشناختی و اقتصادی و بررسی دقیق علمی این آسیبها تلاش کرده است، مسائل اجتماعی را به طور ریشهای مورد کنکاش و کاوش قرار دهد و متناسب با شناخت حاصله پیشنهاداتی راهبردی ارائه دهد.اگر اجازه بدهید به موضوع انتخابات نگاهی داشته باشیم. میخواهم از یک سؤال کلیتر شروع کرده و دوباره به مباحث اجتماعی مربوط به انتخابات و حوادث بعد از آن بپردازیم. وزارت اطلاعات آیا به اسناد و تحلیلی درباره تلاش برای انجام انقلاب مخملی در ایران رسیده است؟ اگر پاسخ مثبت است، نحوه عملکرد این انقلاب مخملی چگونه بوده است؟ببینید، این نوع اقدامات را میتوان در سه حوزه متمایز اما مرتبط به هم مورد بررسی و موشکافی قرار داد: اول، اسناد آشکاری که از مراکز رسمی کشورهای غربی منتشر و در آنها به رویکردها و راهبردهای خود نسبت به ایران تأکید کردهاند که حکایت از الگوی خصمانه و کینهجویانه برای تضعیف و فروپاشی نظام دارد. این وضعیت در لحظات خاصی به طور علنی از زبان مسؤولان دول غربی نیز شنیده شده است.دوم، اسناد پنهانی که از طریق روشهای اطلاعاتی به دست آمده و از طرح های پنهان آمریکا و دول غربی علیه ایران پرده برمیدارد. این اسناد هم کم نیستند و حکایت از برنامههای پردامنه آنان برای تغییر زیرساختهای متفاوت منجمله تغییر در زیرساختهای سیاسی کشور دارد. سوم، مجموعه «اقدامات» آشکار و پنهانی تاکنون از جانب کشورهای مذکور علیه انقلاب اسلامی ایران طراحی و اعمال شده است. دامنه این نوع اقدامات به شدت گسترده است؛ از حمایت پردامنه و فزاینده اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی جریانات ضدانقلاب از بدو پیروزی انقلاب اسلامی که کماکان تداوم دارد و مداوم برای سازماندهی، هدایت و ایجاد انسجام در بین آنها علیه نظام کوششهای دقیق و پردامنهای انجام شده است، تا اقداماتی که برای جریانسازی، ایجاد اپوزیسیون جدید، تلاش برای دیپلماسی پنهان و اقدامات پنهان اطلاعاتی برای نفوذ و فروپاشی از درون تا اقداماتی که بهطور آشکار و عینی در سازماندهی، هدایت، عملیات روانی، طرح فریب، فشار بینالمللی، تهاجم هوشمند و دهها و هزاران طرح و راهبرد از جانب آنها برای پیشبرد انقلاب مخملی طراحی و اجرا شده است. بنابراین ابعاد این موضوع به شدت فراخ و گسترده است و اگر انقلاب اسلامی ایران اینگونه پایدار و با ثبات مانده و به طور مداوم توانسته زیرساختهای قدرت نرم و سخت خودرا توسعه بخشد، نه به این دلیل که این نوع کشورها نخواستهاند استراتژی انقلاب نرم و انقلاب مخملی را در ایران به پیش ببرند، بلکه هوشمندی مقام معظم رهبری (مدظله) و هدایت داهیانه ایشان از یک سو و زیرساختهای عمیق نظام که به بنیانهای دینی و معرفتی و ارزشهای ملی جامعه ایران اتکا و ابتنا دارد، توانسته است این عزت را به ارمغان آورد. دشمنان، لحظهای در این عرصه درنگ نکرده و ایران کانون اهداف و برنامههای استراتژیک دشمنان بوده است، منتها خودشان هم به خوبی میدانند که زیرساختهای قدرت در این نظام از آنچنان استحکامی برخوردار است که آنها در خواب هم نمیتوانند تصور پیشبرد انقلاب مخملی در ایران را در قالب رؤیا داشته باشند. درباره نحوه عملکرد این انقلاب مخملی تاکنون پروژههای بسیار زیادی را طراحی و اجرا کردهاند که ورود به آن نه ضروری است و نه در حوصله این گفتوگو، تنها به این مقدار میتوان بسنده کرد که آنان با انسجام کامل و با بسیج تمامی ظرفیتها و امکانات و جریانات همسو این هدف را در ادوار ومقاطع متعدد و با شیوههای گوناگون پیگیری کردهاند که هوشیاری رهبری، مردم و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور مانع تحقق اهداف آنان شده است.آقای مصلحی! با توجه به اغتشاشات اخیر آیا بهرهگیری از آسیبهای اجتماعی و تلاش برای مصادره خواستهای اجتماعی برای خلق آشوب توسط جریان فتنه، برای سیستم امنیت کشور محرز شده است؟بله، برای ما کاملاً محرز است. توضیح بیشتری در این زمینه میدهید؟بله. برای شرح بیشتر به چند چیز استناد میکنم: اولین استناد من سند تأملات حزب مشارکت است. این سند را باید نقشه براندازی نامید.این متن در 1387 در کنگره حزب مزبور تصویب شده است. در بند الف صفحه 4 این سند چنین نوشته شده است:الف- اقدام پیگیر برای گذار به مردمسالاری فزاینده در چارچوب ظرفیتهای نظام جمهوری اسلامی ایران.دقت کنید عبارت «گذار به مردمسالاری» بدین معناست که الان سلطانیسم و دیکتاتوری حاکم است و باید دموکراسی حاکم شود( در صفحه 5 وضع کنونی نظام را «اندکسالار» نامیدهاند) میدانیم که دموکراسی مدنظر اینها دموکراسی غربی با رویکرد جدایی دین از سیاست و حذف ولایت فقیه است (به این مفهوم در صفحات 21 و 22 سند تصریح کردهاند و من الان متعرض آن نخواهم شد). عبارت «در چارچوب ظرفیت نظام» به معنای فروپاشی از درون است والا واژه «ظرفیت» نباید ذکر میشد. تحقق هدف معین شده حزب لوازمی دارد. در صفحه 8 در بند سه آوردهاند که باید از فشارهای تودهای بهرهگیری کرد. از سوی دیگر در بند چهار نوشتهاند که باید از بحرانهایی که کل سیستم سیاسی را تهدید میکند به نفع خود (البته به دروغ نوشته «به نفع تثبیت مردمسالاری») و برای چانهزنی استفاده کرد، بنابراین جریان مورد بحث معتقد است که هدف وسیله را توجیه میکند؛ از همین روست که گفتهاند از هر امکان باید علیه نظام سود جست. همچنین در صفحه 12 نموداری رسم کردهاند که در قاعده هرمی نمودار از شکافها، تعارضها و ستیزهای اجتماعی یاد کردهاند و این نشان میدهد که نیات شومی در سرداشتهاند. استناد دوم من هم سند مانیفست براندازی است. سندی از یکی از آقازادهها به دست آمده که آن هم راهبردها، سیاستها و تاکتیکهای براندازی است. البته آن آقازاده در بازجویی گفت که آن متن را یکی از مشاوران ارشد یک کاندیدا نوشته، اما بعداً آن مشاور در بازجویی گفت که بخشی از آن را من نوشتهام و بخشهای دیگر را همان آقازاده و دیگران نوشتهاند. در صفحه 5 این مانیفست آیندهای را برای ایران آرزو یا برنامهریزی میخواهند بکنند که من تنها یک جمله از آن را نقل میکنم که چنین است: «فردایی که باید در آن شاهد تعمیق و گسترش شکاف حاکمیت و مردم، روحانیت و حاکمیت، روحانیت و مردم، روحانیت و روحانیت، دین و دین از یک سو و شکافهای درون حکومتی از سوی دیگر بود.»در صفحه 9 در بند 17 چنین نوشتهاند:«نباید از هدایت اعتراضهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قومی و... و... و... غافل بود.»همینها در صفحه 11 در ذیل مبحث تاکتیکها گفتهاند:«ممانعت از گذر رقیب از شرایطگذار بحرانی و تثبیت خود».با این چند مطلبی که ارائه شد، روشن است که اینها مایل بودهاند از هر مسأله، پدیده، رویداد واقعی یا مصنوعی علیه نظام استفاده کنند و طبعاً آسیبهای اجتماعی را بهترین ابزار برای پیشبرد اهداف خویش تلقی میکردهاند.فکر میکنم به صورت آشکار اظهارات و بیانیههای یکی از کاندیداهای شکست خورده نیز نشان دهنده و دربردارنده نکات قابل تأملی باشد. موافق هستید؟بله، اسناد دیگر، بیانیهها و مصاحبههای یکی از کاندیداهاست. او مرتب به برخی از بسترهای اجتماعی اشاره میکند و سعی دارد از آنها سوءاستفاده کند. فقط یک نمونه را میگویم؛ این شخص در چند بیانیه خود تفاوتهای زبانی و قومی را بهانه قرار میدهد و تلاش میکند به قومگرایی دامن بزند و میپندارد از این طریق با تحریک هموطنان غیور کرد، ترک، بلوچ و عرب، آنها را با خود همراه میکند. در حالی که همه هموطنان در سراسر کشور از هر طایفه قبیله، قوم و مذهب در نهم دی و 22 بهمن «نه» بزرگی به اینها گفتند.وی حتی پا را فراتر گذاشت و با عدهای از تجزیهطلبان وعده ملاقات گذاشت. تجزیهطلبانی که نزد مردم اسلامخواه و ایران دوست مناطق قومینشین منفورند. البته سربازان گمنام امام زمان(عج) مانع این ملاقات شدند، ولی ببینید کسانی که به دروغ خود را مظهر گفتمان امام(ره) مینامند، با مخالفان و مطرودان امام(ره) یعنی منتظری، نهضت آزادی و اکنون با مشتی خائن وطنفروش نرد عشق میبازند.جریان فتنه بارها از «جنبش» سخن به میان آورده و بخشی از هنجارشکنیها و قانونشکنیهای خود را در این واژه تعریف کرده است، آیا اطلاق جنبش به اعتراضات، اطلاق درستی است؟کسانی که با ادبیات جامعهشناختی، سیاسی و امنیتی آشنا هستند به خوبی میدانند که جنبشهای اجتماعی تعریف، ویژگیها، مختصات، فرآیند، ساختار و... خاصی دارند که آنها را از دیگر پدیدارهای اجتماعی متمایز میسازد. جنبشها ارتجالاً به وجود نمیآیند و قطعاً طی یک پروسه اجتماعی طولانی مدت و پس از طی مراحل تکوین اجتماعی مبدل به جنبش اجتماعی میشوند. به علاوه یک جنبش از اهداف و ساختار متمایز و روشنی برخوردار است که آن را از دیگر ساختارهای اجتماع متمایز میسازد و به آن هویتی مشخص و خاص میبخشد. کسانی که برای جریانات اخیر واژه «جنبش» را به کار میبرند یا از ادبیات مفهومی این پدیده بیاطلاع هستند و از روی بیاطلاعی و صرفاً از روی عادت این واژه را مورد استفاده قرار میدهند یا اینکه هنوز تمایز روشنی را در ذهن خود بین مفاهیمی مثل شورش، پویش، رفتار جمعی و انبوه خلق، ایجاد نکرده و تمامی این مفاهیم را معادل هم میگیرند که باز هم ناشی از فقر مفهومی و بیاطلاعی از فضای مفهومی هر یک از این واژههاست و یا اینکه عدهای از روی تعمد و با هدف و با پروژه از قبل طراحی شده برای اینکه بتوانند این شورشها را تداوم و یا آن را به گونهای مهندسی کنند که به پایداری آن بینجامد با تعمد از این واژه سوءاستفاده میکنند تا به منویات درونی خود جامه عمل بپوشانند.یعنی این واژه بهانهای برای ادامه آشوب فتنهگران بود؟ببینید، آنچه در جریان اخیر مشهود بود تلاش ناشیانه گروهی از فتنهگران و جریانات بیرونی برای هویت بخشی به این جریان و قالب دادن به آن در الگوی مورد نظر خود بود. آنان تلاش کردند با استفاده از تکنیکهایی که در جنبش نوین اجتماعی به کارگیری میشود این قالب را به مخاطبان خود القا کنند تا آنچه در مافیالضمیر آنان جریان داشت را صورتی عینی ببخشند. آنها حتی از مختصات و ویژگیهای جنبشهای نوین هم بیاطلاع بودهاند چرا که این نوع جنبشها هم در غایت و رفتار هم غیررادیکال هستند اما این جریان تلاش کرد با تحریک احساسات و ایجاد شورشهای خیابانی و تخریب و سرعت دادن به اتفاقات، منویات درونی خود که فتنهگری علیه نظام بود را تحقق بخشد. بنابراین این جریان به هیچ وجه مختصات یک جنبش را نداشت و جریانات فتنهجو برای اینکه بتوانند به اهداف خود دست یابند این قالب را القا میکردند تا صورتی پسندیده به رفتارهای نامتعارف و شورشگرایانه خود بدهند.شما چقدر معتقدید که حرکت جریان فتنه بستری برای بازتولید حاکمیت دوگانه بوده است؟ اصولاً فرق این باز تولید با تلاش در دوم خرداد برای ایجاد حاکمیت دوگانه بوده است؟اساساً باید دید آیا واژه حاکمیت دوگانه اصطلاح درستی است و یا اساساً در ایران امکان حاکمیت دوگانه وجود دارد یا نه. به نظر میآمد این واژه توسط کسانی طراحی و به کار برده شد و به مرور به ادبیات سیاسی وارد شد که یا درک روشنی از حقایق حاکمیت در ایران ندارند و یا با استفاده از این واژه قصد داشتند به جامعه و همچنین جامعه جهانی القا کنند که در سطح ساختار سیاسی ایران انسجام و یگانگی وجود ندارد. چرا که اگر این القا تحقق مییافت میتوانست بیانگر نوعی بحران بنیادین در سطح ساختار سیاسی کشور باشد. حاکمیت و حکومتی که از درون با شکاف و گسست و بحران درونی مواجه باشد، حکایت از فروپاشی از درون است و این مقدمه خوبی است برای اینکه این شکاف تعمیق شود و دشمنان بتوانند به اهداف خود برسند. از سوی دیگر کسانی که واژه حاکمیت دوگانه را ترویج میکردند هدفی فراتر از بیان آن در سطح ساختار سیاسی داشتند. چه هدفی؟ آنها به دنبال این بودند که با القای این واژه و عملیات روانی فزاینده، این شکاف ساختگی در صدر را به شکاف سیاسی در بدنه جامعه کشانیده و بدین طریق انسجام سیاسی را در کشور با فروپاشی مواجه سازند. اینها از جمله کارهای ظریفی است که از مدتها قبل و پس از دوم خرداد توسط جریاناتی که به شکل رادیکالی در پی تغییر زیرساختهای هویتی و ارزشی نظام بودند طراحی و اجرا شده است اما چون موفق نشدند، از طریق این نوع عملیات روانی تلاش کردند انسجام جمعی رادر ایران فروپاشی کرده و از طریق تحریک بخشی از جامعه، منشأ فشار به نظام برای تغییر رویکردها، ارزشها و راهبردهای خود باشد.تلاش برای ترویج و تبلیغ این نوع واژهها و مفاهیم، روش نخنما شدهای است که تمامی کسانی که با الفبای سیاسی ایران آشنا هستند بر بیاساس بودن آن تأکید میکنند. این گروه با شبیهسازی و این همانی ایجاد کردن بین ساختار سیاسی اوکراین، گرجستان و دولتهایی از این دست در پی اهدافی بودهاند که در چارچوب جنگ نرم معنا مییابد. ما نفی نمیکنیم که عدهای تلاش کردند این دوگانگی را در سطح سیاسی به وجود آورند. تلاشهای گستردهای هم انجام شدکه اهداف خود را تحقق کنند، اما به دلیل بیاطلاعی از ساختار روابط سیاسی و پیچیدگی ساختار قدرت در کشور و بیاطلاعی نسبت به نقش رهبریت نظام و فرآیندهای سیاسی که در کشور وجود دارد این رویکرد را تعقیب میکردند. آنها چون دیده بودند در دولتهایی که با انقلاب مخملی مواجه شدند شکاف در سطح ساختار سیاسی تعمیق و جریانسازی اجتماعی و سیاسی در بدنه جامعه ایجاد شد منجر به فروپاشی ساختار سیاسی شد. بنابراین فکر کردند با این شبیهسازی امکان تحقق آن در ایران وجود دارد که این نگرش یا ناشی از خامی آنان در عرصههای سیاسی است و یا ناشی از بیاطلاعی و عدم شناخت از شرایط ایران و نسبت خاص بین مردم، حاکمیت و دین است که شرایط منحصر به فردی را برای انقلاب اسلامی فراهم آورده است. چه در این فتنه و چه در تلاشهایی که پس از دوم خرداد انجام شد تا حاکمیت دوگانه القا شود، یک هدف کلی وجود داشت و آن ایجاد شکاف و تلاش برای تخریب و تضعیف انسجام مردم ایران و فروپاشی پیوند بین مردم و نظام بود. این یک پروژه طراحی شده از بیرون بود اما فقدان اطلاع از وضعیت و شرایط انقلاب اسلامی باعث پافشاری بر این رویکرد از قبل شکست خورده، شد. پیوندهای بین مردم، حاکمیت و دین بسیار دقیقتر و عمیقتر از آن است که با این القائات دچار ضعف و یا اختلال شود.تحلیل شما از نقش واسطهها یا میانجیها در جریانات سیاسی از ابتدای انقلاب تا به امروز چیست؟واسطهها یا میانجیها از بدو پیروزی انقلاب تاکنون نقش یگانه و واحدی نداشتهاند، بخشی از واسطهها تلاش کردهاند با واسطهگری به مرور فاصلههای فکری، ارزشی، گفتمانی بین جریانات ضد انقلاب یا شبه ضد انقلاب یا شبه انقلابی را با جریانات خودی کمرنگ کرده و این فواصل را کاهش و زمینه همگرایی آنان را فراهم سازند. این واسطهها دانسته یا نادانسته، آگاهانه یا ناآگاهانه از نظر کارکردی واجد آثار و پیامدهای متفاوتی بودهاند که در همگراییها و واگراییهای سیاسی و یا تعمیق شکافهای گفتمانی بین جریانات سیاسی طرفدار نظام، نقش بیبدیلی ایفا کردهاند، اینها که از نظر گونهشناسی انواع متفاوتی دارند با روشهای گوناگون و با استعانت از اعتمادی که در درون نظام نسبت به آنها وجود داشته است، از فرصت در اختیار، نهایت استفاده را کرده و گسستگیهای خاصی را باعث گردیدند. گروهی دیگر از این واسطهها، جریاناتی هستند که تلاش کردهاند بین نظام و جریانات شبه انحرافی و انحرافی پل بزنند و یک گفتمان نوینی ارائه دهند که این امکان را تسهیل کنند. این گروه بیشتر از نظر رویکردی دچار کجفهمیهایی بوده است که در ایجاد مشکلات و ایجاد فاصله از گفتمان ناب انقلاب اسلامی که حضرت امام (ره) منادی آن بودهاند، ایفای نقش کردهاند.برخی از این افراد از روی آگاهی و برخی نیز از روی انفعال و اعتماد افسارگسیخته به اطرافیان و یک جانبه شدن کانالهای اطلاعاتی و تحلیلی به چنین بلایایی مبتلا شدهاند. گروه سوم کسانی هستند که همیشه تلاش کردهاند خود را در نقش میانجی ناجی معرفی و بدین طریق با میانداری، اعتماد جریانات متفاوت سیاسی را به سوی خود جلب و از این طریق جایگاه و پایگاه خود در جریانات متفاوت را حفظ کنند.بنابراین گرچه میانجیگری در یک برآیند کلی میتواند از تعمیق شکافها ممانعت و زمینهساز ایجاد وفاق و اجماع بین جریانات سیاسی باشد اما اگر میانجیها و واسطهها درک روشنی از این کارکرد نداشته و احتمالاً نگاه ابزاری به این رویکرد خود داشته باشند که منافع فردی و گروهی بر منافع نظام (خواسته یا ناخواسته) ترجیح یابد، نه تنها نقش مثبتی را ایفا نمیکنند، بلکه چه بسا موجب تداوم حیات جریاناتی میشوند که در غایت و رویکرد در مقابل نظام صفبندی کردهاند.در جریانات پس از انتخابات، میانجیگرانی هم بودهاند که از روی حسن نیت و برای رفع فتنه پای در میان گذاردهاند، اما عدم صداقت فتنهگران همت آنان را ناکام گذاشته است که قطعاً این رفتار فتنهجویان یک تاکتیک نیست و حکایت از عمق فاصله آنان از انقلاب اسلامی دارد.ما معتقدیم میانجیگری در بین جریاناتی امکان وقوع دارد که روی ارزشهای بنیادین و هویتبخشی و باورهای زبیرساختی با هم اختلاف نظر نداشته باشند. اما جریاناتی که نمیخواهند صف خود را حتی از دشمنترین جریانات ضدنظام جدا سازند. میانجیگری چه نقشی جز امکان حیات فتنهجویان خواهد داشت. اجازه بدهید باز هم به حوادث بعد از انتخابات برگردیم، گروهکهای ضدانقلاب و فرقههای مختلف چه نقشی در حوادث اخیر داشتهاند؟ در پاسخی کلی به این سؤال سه نقش عمده از ضدانقلاب قابل تبیین است:اول، نقش ضد انقلاب داخلی همسو است. نقش ضدانقلاب و گروهکهای داخل کشور، خطدهی نظری اعتقادی مستقیم و غیرمستقیم و ایجاد و تقویت گفتمان خاص برای جریان فتنه و راهبری آنها در قبل، حین و پس از انتخابات است. مختصات کلی این ضدانقلاب چنین است:1- حضور در داخل کشور 2- ارتباطات فردی و ساختاری با عناصر جریان فتنه 3- اشتراکات گفتمانی و رویکردی با عناصر جریان فتنه 4- اشتراکات راهبردی و کاربردی در مقابله با نظام ولایی و انقلاب اسلامی مصادیق آن گروهک نهضت آزادی، جریانات التقاطی لیبرالیستی و سوسیالیستی و طیف جریان آقای منتظری. دوم، نقش ضد انقلاب خارجی همسو است. نقش ضد انقلاب و گروهکهای خارج از کشور همسو با جریان فتنه، خط دهی سیاسی و عملیاتی مستقیم و غیرمستقیم؛ جلب حمایت خارجی؛ تدارک نیازهای رسانهای و ارتباطی و ... مختصات کلی این طیف عبارت است از: 1- جمهوری خواهان سکولار (گروهک اکثریتی و تودهای سابق)2- ملی گرایان لاییک 3- اصلاحطلبان سابق و متواری به خارج از کشور سوم، نقش ضد انقلاب داخل و خارج غیرهمسو است. نقش ضد انقلاب داخل وخارج غیرهمسو با جریان فتنه، قبل از انتخابات تحریم و پس از آن ادعای همسویی و مشارکت فعال در اغتشاشات خیابانی و استفاده از فرصتهایی که جریان فتنه با مناسبتسازی و بسترسازی فراهم کرده بود. همچنین تخریب اماکن عمومی، انجام ترور، بمبگذاری و ... عناصری هم از فرقه ضاله بهاییت با دستور مرکزیت خود در فلسطین اشغالی در اغتشاشات خیابانی مخصوصاً در اغتشاشات روز عاشورا حضور و شرکت فعال داشته که تعدادی از آنان بازداشت شدند.آیا سیستم امنیتی کشور نفوذ آنان را در برخی جریانات سیاسی شناسایی کرده است؟ سیستم مکانیسم کاری این گروهکها در اتفاقات اخیر چگونه بوده است؟ دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور عناصر نفوذی ضد انقلاب را که در جریانات سیاسی مرتبط با جریان فتنه فعال بودهاند، شناسایی و تعدادی از آنان را نیز بازداشت نموده است. نسبت به تحرکات بقیه نیز اشراف کامل وجود دارد. عناصری از گروهک منافقین،سلطنتطلبان،نهضت آزادی ملیگرایان، مارکسیستها و ... در میان بازداشتشدگان دیده میشوند. در پاسخ به سیستم و سازو کار این گروهکها در اتفاقات اخیر باید گفت، تقریباً از همه طیفهای ضد انقلاب در ستادهای مرتبط با جریان فتنه حضور فردی و تشکیلاتی رسمی و غیررسمی داشتهاند و تمامی آنان پس از روز رأیگیری در راهپیماییهای غیرقانونی و خبردهی به خارج و رسانههای بیگانه فعال بوده و اغلب آنان در اغتشاشات خیابانی مشارکت داشتهاند. منافقین ضمن حضور در اغتشاشات خیابانی و تخریب و عملیات ایذایی، سعی در نفوذ در جریانات مختلف اجتماعی داشته و در فضای مجازی نیز فعال بودهاند. نقش خبرچینی، مزدوری و ستون پنجم را نیز برای بیگانگان ایفا نمودهاند. برخی از عناصر تجزیهطلب و سلطنتطلبان و گروهکهای وابسته به آنان مانند گروهک تروریستی تندرو غیره در ترور، تخریب و انفجار دست داشته و رسانههای ماهوارهای آنها نیز دائماً به آتش فتنه میدمیدند. آقای مصلحی، در چند سال گذشته یکی از واژههای پر بسامد امروز جنگ نرم است. وزارت اطلاعات جنگ نرم دشمنان علیه انقلاب اسلامی را چگونه و با چه مکانیسمهایی ارزیابی میکند؟ همچنین برنامه شما در خصوص خلأهای قانونی برای مقابله با جنگ نرم چیست؟جنگ نرم دشمن دارای ابعاد و سطوح متفاوتی است که باید به درستی موردکنکاش قرار گیرد و نمیتوان با یک سؤال و در یک مصاحبه محدود ابعاد آن را مورد موشکافی قرار داد. باید دید چرا واژه «جنگ» برای این پدیده در نظر گرفته شده است و باید دید چرا این نوع «جنگ» اولویت و ارجحیت یافته است، باید «مختصات» و «مشخصات» و «ماهیت» این جنگ به درستی مورد کاوش و کنکاش قرار گیرد، باید «بازیگران» و «الگوی روششناختی» که در این جنگ از نظر «استراتژی»، «ابزار» و «تاکتیکها» مورد نظر قرار گرفته مورد بازشناسی قرار گیرد. باید دید در این جنگ چه «اهدافی» طراحی شده و آیا این اهداف فرایندی است که در نهایت به سوی «فروپاشی ساختار سیاسی» جهتگیری کرده است و یا غایتی به مراتب عمیقتر از آن را مدنظر قرار دارد. باید مشخص شود درباره جامعه ایران با توجه به ظرفیتها و منابع و قدرت گسترده و پیچیده نرم و سختی که وجود دارد چه «الگویی» در این جنگ مدنظر قرار گرفته است. باید به درستی «فرایندها» و «روند» جنگ نرم و اتفاقات و حوادث و تحولاتی که در هر مرحله باید محقق شود به درستی مورد کاوش و بررسی قرار گیرد. بنابراین دامنه موضوعات مربوط به جنگ نرم بسیار فراخ و گسترده است و باید به طور مفصل و جداگانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اما در یک برایند اجمالی باید تأکید کنیم که برنامهها و اهداف جنگ نرم دشمنان از مدتها پیش آغاز شده است و روشها، الگوها، راهبردها و برنامههای گوناگونی را برای اثربخشی و ایجاد زمینههای پیشبرد این جنگ طراحی و اجرا کردهاند. آنها تلاش کردند با جذب ظرفیتها و منابع داخلی کشور هم هزینههای سیاسی، مادی و اجتماعی خود را تقلیل دهند و هم برای اینکه حساسیتهای اجتماعی را علیه خود برنینگیزند، رفتارها و برنامههای خود را به شکلی درونزا جلوه دهند. بنابراین دامنه فعالیتهای آنان به شدت گسترده، پیچیده و هیچ عرصهای را برای پیشبرد این جنگ فرونگذارده و از هیچ روش و ابزاری چشمپوشی نکردهاند. تجارب آنها در کشورهای دیگر چه در کشورهای بلوک شرق که تجارب گستردهای کسب کردهاند و چه تجارب ناشی از انقلاب مخملی در کشورهای متعدد، ذهنیت و ظرفیتی به آنها بخشیده است که با استفاده از آنها و ابزارهای متفاوتی که در سطح سازمانهای بینالمللی در اختیار دارد،اهداف خود برای پیشبرد جنگ نرم در ایران را طراحی و اجرا نمایند. آنچه برای ما محرز است این است که کشورهای غربی با رویکرد و رفتاری هماهنگ و با تقسیم کار مشخص و بهرهگیری از تمامی سازوکارهای بینالمللی که در اختیار دارند، بازیگران متفاوت داخلی و خارجی را در این زمینه بسیج و فعالسازی کرده و تاکنون برنامههای متفاوتی را در کشور ما اجرا کردهاند که میتوان نقش آنان در حوادث پس از انتخابات را به روشنی مشاهده کرد. استفاده از تکنیکها و ابزارهای رسانهای برای تأثیر بر افکار عمومی، تغییر گرایشها، کاهش ارتباط مردم با حاکمیت سیاسی، تغییر در الگوی مصرف رسانهای جامعه، بیاعتمادسازی نسبت به مراجع خبری، جریانسازی فکری و اجتماعی و فرهنگی، اجرای سناریوهای گسترده و فزاینده عملیات روانی و ... از جمله ابزارها و استراتژیهایی است که امروزه به شکل گسترده علیه کشور ما اجرا می شود. راهاندازی دهها شبکه ماهوارهای فارسی زبان، صدها سایت اینترنتی، دهها شبکه رادیویی و ... از جمله مکانیسمهای رسانهای است که در حال حاضر به شدت فعال شدهاند. این جدای از شبکههای متفاوتی است که با زبانهای قومی ایران راهاندازی و اهداف مورد نظر آنان را اجرا میکنند. استفاده از تاکتیکهایی مثل دیپلماسی عمومی و تلاش برای ارتباط با بدنه جامعه ایران با استفاده از تکنیکها، روشها و برنامههای متعددی تاکنون اجرا شده است که تماماً مورد شناسایی و زیر نظر بوده است. استفاده از ایجاد انسجام بین جریانات اپوزیسیونی و پیوند بین شبه جریانات داخلی با جریانات اپوزیسیونی، راهاندازی جریانات فرهنگی و اجتماعی منحرفانه و تلاش برای تغییر در زیرساختهای هویتی و معرفتی از طریق این خرده جریانات و ... از دیگر تکنیکهایی بوده است که تاکنون با شیوههای متفاوت اجرا شده است. استفاده از تکنیک دیپلماسی پنهان و تلاش برای نفوذ در جریانات سیاسی و ایجاد جریانات همسو و از طریق آنها حضور در مجامع تصمیمساز و تصمیمگیر، تلاش برای مصادره خرده جریانات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، تلاش برای سوءاستفاده از ظرفیتهای نهادهای بینالمللی، استفاده از پوششهای علمی، پژوهشی و آموزشی برای اثربخشی، جذب و بکارگیری جریانات نخبگی و دانشگاهی کشور و دهها تکنیک دیگر، از جمله اقداماتی بوده است که تاکنون توسط کشورهای طراح جنگ نرم علیه کشور ما تدارک شده است. مبارزه ما با جنگ نرم باید مبارزهای فراگیر باشد، نبرد حقوقی و قانونی و رفع خلاءهای قانونی موجود، یکی از استراتژیهای مقابلهای و پیشگیرانه است، اما در کنار آن دهها استراتژی دیگر در حال اجراست که بتواند الگوی تقابلی مناسبی در جنگ نرم تعریف و اقدامات دشمن را تعدیل و مهار کنند. ما معتقدیم امکان پیشبرد اهداف جنگ نرم در ایران در حد صفر است اما همانطوری که تاکنون این هوشیاری را داشتهایم از این پس نیز با تیزکاوی و بررسی دقیق روشها، شیوهها، بازیگران، استراتژیها، اقدامات و...دشمن نه تنها با آن مقابله و مبارزه کنیم بلکه الگوی تهاجمی خود علیه دشمنان را به پیش ببریم. در این زمینه سخن فراوان است. اگر اجازه بدهید در مورد خود وزارت اطلاعات هم سؤال داشته باشیم. برنامههای وزارت اطلاعات برای اصلاح سازمانی و ارتقای جایگاه اجتماعی خود چیست؟ در یک نگاه کلی سیستمهای امنیتی به طور مداوم در حال نوسازی، بازسازی، بازاندیشی و بازنگری در الگوها، راهبردها، ساختارها و حتی رویکردهای خود هستند. به تعبیر روشنتر متناسب با تحول در محیط امنیتی، مسائل امنیتی، بازیگران جدید امنیتی، بازیگری رقبا و حریفان امنیتی و همچنین متناسب با کسب موفقیت یا ارتقای سطح دانش، تجربه و ابزارهای نوین امنیتی یا دستیابی به پختگی و چالاکی و بهرهگیری مناسب از فرصتها و قابلیتهای متفاوت، نظامهای امنیتی دچار تحول، اصلاح، تکمیل و تکامل میگردند. وزارت اطلاعات به دلیل اینکه در نوک پیکان مسائل و موضوعات امنیتی و اطلاعاتی قرار دارد و محیط امنیتی ما نیز به طور مداوم در حال تحول و دگرگونی است و مسائل امنیتی دائماً در حال نو شدن هستند در الگوها و اهداف و ساختار سازمانی خود تغییراتی که بتواند سطح کارآمدی و انطباق و روزآمدی آن را ارتقا بخشد، به وجود میآورند. انعطافپذیری از مختصات و ویژگیهایی است که وزارت آن را کاملاً در خود نهادینه کرده است و بدون کمترین فوت زمان با درک صحیح از موقعیت، الگوهای خود در عرصههای متفاوت را بازسازی و نوسازی میکند. این یک روند سیال، یک نوسازی مداوم و بیوقفه و یک اصل راهبردی محسوب میشود و باید در تمامی بخشها و قسمتها ملحوظ نظر باشد. این رویکرد به ما توان و ظرفیتی میبخشد که بتوانیم به موقع گرانیگاه مسائل امنیتی را به درستی تشخیص داده و روند و مسیر آن را مشخص و از تداوم آن ممانعت نماییم. اما قطعاً ما به الگویی به مراتب پیچیدهتر از انطباقیابی صرف نیازمندیم، الگویی آنکه بتواند به ما در ترسیم و طراحی چشمانداز آینده، دید و بصیرت دقیقی بخشیده و آینده را رقم بزند نه آنه منفعلانه در پی حوادث و تحولات برویم. این رویکرد است که موضوعات دقیقی را با پیچیدگی فزاینده، مواجه میسازد که باید با تیزبینی و ظرافت و موشکافی و درک دقیق علمی و اطلاعاتی، از پدیدارهای امنیتی و غیرامنیتی مسیر آینده را ترسیم و از اهداف، منافع و مصالح ملی به درستی دفاع کنیم.اما درخصوص ارتقای جایگاه اجتماعی باید تأکید شود که دستگاه اطلاعاتی از بطن و متن جامعه ایران برخاسته و بخش عظیمی از اطلاعات، تحلیل و نیازمندیهای اطلاعاتی وزارت از طریق ارتباط مناسب با جامعه و اقشار فرهیخته اجتماعی تأمین میشود. دشمنان این آب و خاک و نظام تلاشهای پردامنهای را برای اختلاف و بیاعتمادی در این ارتباطات انجام دادهاند اما از آنجا که نیت و مقصد خداست و کار برای نظام، کار برای خدا و مورد رضایت حضرت باری تعالی است مردم با جان و دل دستگاه اطلاعاتی را از خود دانسته و با آن همکاری می کنند. ما معتقدیم هر ایرانی دوستدار عزت، سربلندی و اقتدار جامعه خود است، عزت دستگاه امنیتی چون در خدمت عزت و اقتدار ملی است، مورد حمایت جامعه هم است.ما نباید با تبلیغاتی که دشمنان برای مأیوس کردن یا ایجاد بیاعتمادی در جامعه نسبت به خادمان خودشان انجام میدهند، تحت تأثیر قرار گیریم. جامعه ما به بالندگی بسیار خوبی دست یافته و خادم از خائن و سره از ناسره را به درستی تشخیص میدهد و مصالح و منافع خود را به خوبی تشخیص داده و تحت تأثیر اعوجاج دشمنانی که غایتی از تضعیف اقتدار، امنیت و ثبات کشور ندارند، قرار نخواهد گرفت. دستگاه امنیتی متعلق به مردم است، متعلق به اهداف مصالح و منافع ملی تمامی ایرانیان است. هدف و غایتی غیر از رضای خدا و دفاع از حقوق مردم و ایرانیان ندارد. بنابراین خود به خود این رابطه تقویت شده و در نزد افکار عمومی محترم است. اما قطعاً انتظار داریم که مردم شریف ایران حمایت خود را از این سربازان گمنام و بیتکلف که در عین تعهد و گمنامی، مقصودی جز دفاع از جامعه ایران، مردم ایران، آب و خاک ایران و نظام ندارند، تداوم بخشند.