گزارش و عکس: حسین فصیحی
به گزارش خبرنگار «جوان»، بیست و پنجم شهریور امسال مأموران پلیس از مرگ شخصی به نام «علی اصغر» در بیمارستان خاتونآباد که بر اثر شدت جراحت با چاقو جان باخته بود، با خبر شدند.
مأموران پلیس با انجام تحقیقات ویژه درباره این پرونده دریافتند که مقتول به ضرب چاقوی برادر ناتنیاش از پای درآمده است. تحقیقات پلیسی برای بازکاوی ابعاد جنایت تا معرفی قاتل در اداره پلیس دنبال شد. او در همان ابتدا ارتکاب قتل برادر ناتنی خود را پذیرفت و ادعا کرد که برای تسویه حساب مالی دست به ارتکاب جنایت زده است. روز گذشته جلسه محاکمه متهم در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد سلطان همتیار و چهار مستشار دادگاه برگزار شد. پس از آنکه نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد قاضی اولیای دم را به جایگاه فراخواند و فرزندان مقتول از دادگاه تقاضای قصاص کردند.
وی در ادامه جلسه قاضی متهم را تفهیم اتهام کرد. او اتهام قتل را پذیرفت و درباره روز حادثه ادعا کرد که با انگیزه تهدید و گرفتن زهر چشم نزد برادرش رفته بود. او گفت: من قصد ارتکاب قتل ؟ هستم. این مرد ادعا کرد که پدر مرحومش از تمکن مالی خوبی برخوردار بود اما وکالت اموالش را به نام برادرش صادر کرده بود. او گفت: پدرم در پایان عمرش این وکالتنامه را ابطال کرد و من برای گرفتن حق قانونیام نزد برادرم رفتم. من پیش تر از برادرم شکایت کرده بودم و با اعاده 9 سند از 11 سند دادگاه او را محکوم و روانه زندان کرده بود. من برادرم را با واسطه یکی از دوستان پدرم از زندان خلاص کردم، اما او حاضر نشد حق مرا پرداخت کند. قاتل ادعا کرد که از سوی برادرش تهدید شده بود از همین رو برای امنیت خود و خانوادهاش اقدام به حمل چاقو کرد. او درباره جزئیات حادثه گفت: من بارها از برادرم درخواست ملاقات کردم، اما او به هر عنوان شانه خالی میکرد. روز حادثه با او در بنگاهی قرار داشتم، زمانی که با او تماس گرفتم ادعا کرد که در تهران است. در همین هنگام یکی از دوستان مشترکمان وارد آن محل شد و گفت که برادرم در مجتمعی تجاری در همان محل است. من به آن محل رفتم و زمانی که با برادرم مواجه شدم او از حرف زدن با من امتناع کرد. ما با هم مشاجره کردیم و با بالا گرفتن تنش بین ما من قصد داشتم با چاقو از او زهر چشم بگیرم. من تعادلم را از دست دادم و با چاقو یک ضربه به او زدم که او فریاد زد: خون، خون. قاتل در ادامه گفت: پس از حادثه دوستانش او را با یک خودرو به بیمارستان بردند.
فرزندان مقتول
در ادامه جلسه فرزندان مقتول به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند. یکی از فرزندان مقتول به دادگاه گفت: پدرم مرد رنج دیدهای بود که ما را با مرارت بسیار بزرگ کرده است.
آنچه به دست آورده با رنج فراوان کسب کرده است و انسانهای بسیاری در محل کسب و زندگی این ادعا را گواهی خواهند داد. او گفت: پدرم خانوادههای یتیم بسیاری را سرپرستی میکرد به گونهای که تا یک ماه پس از فوتش همواره تلفن او زنگ میخورد و از ما تقاضای استمداد داشتند. او گفت: پدرم برای والدینش احترام زیادی قائل بود، اما قاتل حتی پس از مرگ پدرش در تشییع جنازه او حاضر نشد. او تاکنون سر خاک پدرش نرفته و همواره ما را تهدید کرده است. او اسیر زیادهخواهی خود شده و آنچه پدرم و پدرش به او بخشیدهاند همه را به باد داده است. در ادامه جلسه قاضی و چهار مستشار دادگاه وارد شور شدند تا حکم نهایی را درباره پرونده صادر کنند.