احمد ابوالغیط وزیر امور خارجه مصر در پاسخ به سؤالی در خصوص دبیرکل آتی اتحادیه عرب گفت: دبیرکل اتحادیه عرب باید مصری باشد زیرا مقر این اتحادیه کشور مصر است و این امر موجب تسهیل انجام وظایف دبیرکل میشود. ضمن اینکه دراین باره میان کشورهای عربی یک اجتماع و توافقنظ وجود دارد و این مسأله برای قاهره قطعی است، اما به اعتقاد کارشناسان اساساً طرح پرسشهایی در خصوص دبیرکل آینده اتحادیه عرب آن هم در حالی که دبیرکلی عمرو موسی سال آینده به پایان خواهد رسید خود گویایی این موضوع است که منحصر شدن دبیرکلی اتحادیه عرب به مصر اکنون برای دیگر اعضا قابل پذیرش نیست که این خود شاخصی است که اظهارات ابوالغیط را در خصوص وجود اجماع در میان اعضای اتحادیه درباره مصری بودن دبیرکل آینده اتحادیه عرب را زیر سؤال میبرد، بخصوص آنکه عرف رایج در سازمانهای بینالمللی و منطقهای بر دورهای بودن دبیرکلی و ریاست این سازمانها و اتحادیههاست و همین عامل هم به پویایی این سازمانها و اتحادیه کمک میکند. این درحالی است که دبیرکلی اتحادیه عرب از زمان تأسیس آن در سال 1945 در انحصار مصر بوده است و تنها در سال 1979 پس از انتقال مقر اتحادیه عرب به تونس بود که برای مدتی کوتاه دبیرکلی این اتحادیه به تونس واگذار شد. از این دید یکی از عوامل عقب ماندن اتحادیه عرب در مقایسه با اتحادیههای مشابه، دست نخوردن ساختار آن به رغم گذشت نزدیک به 70 سال از زمان تأسیس آن میباشد. با وجود اینکه قدمت اتحادیه عرب در مقایسه با خیلی از اتحادیه و سازمانهای بینالمللی و منطقهای از جمله آ.سه. آن، سازمان شانگهای، آلبا و دهها سازمان و اتحادیه مشابه دیگر بیشتر است اما جایگاه منطقهای و بینالمللی آن از همه این سازمانها و اتحادیهها ضعیفتر است. به گونهای که امروزه در عمل چیزی جز نام از اتحادیه عرب باقی نمانده است و مبارزه با اسراییل که فلسفه وجودی این اتحادیه را تشکیل میدهد. در حاشیه فعالیتهای این اتحادیه قرار گرفته است. بنا بر این اگر در سالهای اولیه تشکیل اتحادیه عرب بخصوص در دوره ریاست جمهوری جمال عبد الناصر که مصر در جهت وظایف و مسؤولیتهای اتحادیه عرب در قبال مسأله فلسطین گام برمیداشت میشد نقش انحصاری مصر را بر اتحادیه عرب تا حدودی توجیه کرد اما اکنون فاصله عظیمی را میتوان انتظارات موجود و عملکرد مصر در قبال موضوع فلسطین مشاهده کرد که نمونه بارز آن بحران انسانی در غزه است و مصر نه تنها هیچ اقدامی برای کاهش بحران انجام نداد که برعکس با احداث دیوار فولادی در خاک خود در تشدید محاصره پیشگام نیز شده است و این درحالی است که در گزارش گلدستون بر لغو محاصره اقتصادی یک و نیم سکنه باریکه غزه تأکید و تصریح شده است. نقش انحصاری مصر بر اتحادیه عرب موجب شد رویکرد این کشور در قبال بحران انسانی غزه بر عملکرد اتحادیه عرب نیز سایه افکند و این درحالی است که در داخل این اتحادیه خیلی از کشورهای عضو نیز با اعمال و ادامه محاصره اقتصادی بر غزه و یا ادامه اقدامات اشغال خزنده و شهرک سازی رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس مخالفاند و اگر امکان ریاست این کشورها بر اتحادیه عرب وجود داشت قطعاً میتوانستند رویکرد و فعالیت این اتحادیه را متناسب با مواضع خود شکل دهند. از این رو به نظر میرسد خارج کردن اتحادیه از انفعال و رکود و هدایت آن در مسیر اهداف و وظایف تعریف شده این اتحادیه نیازمند ایجاد اصلاحات ساختاری است که در این چارچوب دورهای شدن ریاست و دبیرکلی اتحادیه عرب میتواند گامی به جلو باشد. از اینرو برخلاف آنچه که ابوالغیط وزیر امور خارجه مصر گفته است به نظر میرسد روند تحولات چه در داخل مصر و چه در منطقه به سمتی پیش میرود که دورهای شدن ریاست و دبیرکلی اتحادیه عرب را اجتنابناپذیر خواهد کرد.