
حاجی فیروز مردی است که لباسهای قرمزرنگ به تن می کند، در خیابانها می چرخد و می خواند و می خنداند. او در شب عید یک دایره زنگی به دست می گیرد و همراه با یک یا دو تن دیگر در همه جا می گردد و شادی و نشاط می پراکند. گفته می شود که او و همراهانش نمادی از یک سنت کهن در آذربایجان هستند. این سنت "قیشدان چیخدیم" (از زمستان خارج شدم) نام داشت و براساس آن حاجی فیروز در خیابانها آواز می خواند تا به همه خبر دهد که بهار آّمده است و زمستان به پایان رسیده است. در مقابل این همه شادی و نشاط که حاجی فیروز برای مردم به ارمغان می آورد، آنها نیز پول و شیرینی و هدایای دیگر به او می دادند. تاریخچه ظهور حاجی فیروز به درستی معلوم نیست اما در تمام متونی که به آیین های نوروزی در جای جای ایران در طول تاریخ اشاره کرده اند از حاجی فیروز و عمو نوروز نیز ذکری به میان رفته است. در تمام مناطقی نیز که زمانی تحت سلطه ایران بوده اند حاجی فیروز چهره آشنایی است.
حاجی فیروز، عمو نوروز شخصیتهای نوروز می باشند. حاجی فیروز پرچمدار سنت از راه رسیدن بهار است. او صورت خود را سیاه می کند و لباس قرمز برتن دارد. می خرامد و می رقصد و روح شادی و نشاط را در تمام نقاط شهر و روستا می پراکند. عمو نوروز، پیرمردی است که لباس سنتی ایرانیان قدیم را دربردارد و نهادی از سال جدید است. عمونوروز به کودکان هدیه می دهد و با دادن پول، شیرینی و تخم مرغ رنگی دل آنها را شاد می کند.
در این باره میتوان گفت که نام «حاجی فیروز» و ویژگیهای خاص امروزین او، همچون پوشاک سرخ و سیاهی چهره و ترانههای ویژهاش، سنتی کاملاً جدید و خاص تهران معاصر بوده است. اما شخصیت او به عنوان «پیامآور نوروزی» به گونههای مختلف از دیرباز در سراسر ایرانزمین روایی داشته و دارد. در نواحی گوناگون او را با نامهای متفاوتی میشناسند: در خراسان و بخشهایی از افغانستان «بیبی نوروزک»، در خمین و اراک «ننه نوروز»، در کرانههای خلیج فارس «ماما نوروز»، در گیلان «پیر بابا» و «آروس/ عروس گلی»، در آذربایجان «ننه مریم»، در تاجیکستان و بخارای شریف و دیگر وادیهای ورارود «ماما مروسه» و نامهای مشهور دیگری همچون بابا نوروز و عمو نوروز.
در فرهنگ معین نوشته شده: بابانوروز: در اصطلاح کودکان ، پیری که به شب نوروز (شب اول سال ) جامة نو و شیرینی و بازیچه برای کودکان آرد. نظیر بابانوئل مسیحیان.