
به گزارش خبرنگار «جوان»، ظهر روز بیستوهفتم مهرماه سال 87 مرکز فوریتهای پزشکی از وقوع یک حادثه در آشپزخانه یکی از شرکتهای خصوصی باخبر شدد. آنها با حضور در محل دریافتند که آشپز میانسالی بر اثر وارد شدن سیخ کباب به ناحیه سر به کما رفته است. تلاش برای نجات مرد مصدوم به نام «حسین» در بیمارستان فیاضبخش ادامه یافت، اما عصر آن روز او تسلیم مرگ شد. با مرگ حسین، مأموران پلیس در محل حاضر شدند و «نظام» را به عنوان قاتل بازداشت کردند. نظام درحالی که به شدت در هراس بود به ارتکاب قتل اعتراف کرد.
آنچه متهم گفت:
متهم گفت: من با حسین دوست بودم. ما با هم ارتباط کاری خوبی داشتیم، اما در فضای کار نیز به دلیل اختلاف سلایق ممکن است منجر به تنش شود. او درباره روز حادثه گفت: من از بخش دیگر شرکت به رستوران آمده بودم. روز حادثه چند نفر از کارگران نیامده بودند و دسته کتری هم شکسته بود. حسین مرا عامل شکسته شدن دسته کتری میدانست و حاضر نبود از حرف خودش کوتاه بیاید.
من مشغول کبابزدن بودم و او از داخل سالن شروع به مشاجره کرد. او بستهای به سوی من پرتاب کرد و من که به شدت عصبانی بودم سیخ کباب را به سویش پرتاب کردم. متهم گفت: من سیخ کباب را به سوی صدا پرتاب کردم و در آن لحظه مقتول را با چشم ندیدم. من هیچگاه قصد قتل نداشتم و از اولیای دم برای خطایی که مرتکب شدهام درخواست گذشت دارم.
آخرین جلسه محاکمه متهم روز گذشته در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلمان همتیار و چهار مستشار دادگاه برگزار شد. پس از آنکه روشن، نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص کردند. در ادامه جلسه دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا حکم نهایی را درباره متهم صادر کند.