
علی البرزی
بازهم ریگی در صدر اخبار رسانههای مختلف قرار گرفت اما اینبار نه برای اقدامات تروریستی و انفجار بمب یا ترور یک شخصیت بلکه به خاطر دستگیر شدن توسط مأموران جان بر کف وزارت اطلاعات. ریگی همان مرد قدارهکش و تروریستی است که سالها روان مردم مناطق مرزی ایران و کشورهای منطقه را ناآرام کرد.
این اخلالگر بیرحم امنیت اجتماعی، سالهاست که با اقدامات تروریستی خود اسباب زحمت و رنج و عذاب مردم منطقه سیستان و بلوچستان را رقم زده است. «حمله به پاسگاه سراوان و انفجار مسجد امیرالمومنین(ع) و شهادت جمع کثیری از مردم این آب و خاک تنها بخش کوچکی از اقدامات این تروریست سابقهدار است ». دستگیری این شرور در کشور میتواند در سه بعد داخلی، خارجی و امنیت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد که به تفکیک به بررسی ابعاد مختلف این موضوع میپردازیم:
دربعد داخلی، افزایش احساس امنیت در کشور به ویژه در مناطق شرقی و اعتماد متقابل مردم و مسؤولان از جمله نتایج این دستگیری است که باید با اقدامات بعدی و شناسایی عوامل و وابستگان به ریگی تکمیل شود.
در بعد خارجی، این اقدام برای نشان دادن اقتدار و عزم جدی ایران در برخورد با اشرار و تروریستها و قدرت برخورد در بین کشورهای منطقه میتواند حائز اهمیت باشد. اما در بعد امنیت اجتماعی، در حقیقت اصلیترین اثر و بازخورد دستگیری ریگی را میتوان از این جنبه مورد بررسی قرار داد چرا که به عقیده کارشناسان، امنیت مفهومی چندوجهی دارد و برای برقراری امنیت اجتماعی پایدار باید ترکیبی از اقتدار، مشارکت و تدبیر شکل بگیرد.
هرکدام از این بخشها چه در سطح داخلی، چه در سطح خارجی و چه در بعد امنیت اجتماعی لازم و ملزوم یکدیگرند و در یک جامعه مبتنی بر نظام اجتماعی سازمان یافته، امنیت اجتماعی پایدار در نتیجه ترکیب این سه اصل تحقق پیدا میکند.
در ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی ترکیبی از این سه اصل یعنی اقتدار، مشارکت و تدبیر شکل گرفت که اقتدار و عزم جدی برای دستگیری و انجام ماهها فعالیت اطلاعاتی، مشارکت مردمی در جمعآوری اطلاعات در مرزهای کشور و تدبیر مسؤولین وزارت اطلاعات برای بهرهگیری از تمامی قوا و امکانات از جمله مواردی است که این سه اصل را بیشتر قابل توجه نشان میدهد.
اما مسؤولین باید به این نکته توجه داشته باشند که تروریستهایی نظیر ریگی درسالهای گذشته در دفعات متعدد برای مدتی باعث مشکلات مختلف برای کشورهای منطقه شدهاند و شکلگیری گروهکهای تروریستی به یک معضل جهانی تبدیل شده است که هرازچند گاهی با اقدامات تروریستی خود به ویژه در مرزها باعث مشکلات فراوانی برای کشورهای مختلف شدهاند. در کشور ما هم سابقه فعالیتهای تروریستی در30 سال گذشته نشان میدهد که دشمنان امنیت مردم همواره با این نوع از اقدامات به دنبال وارد آوردن ضربه به مردم و کشور و ناامن جلوه دادن فضای زیستی در ایران هستند. در نتیجه، حراست از مرزها به عنوان عاملی موثر در امنیت داخلی و اجتماعی یک کشور باید همواره در دستور کار مسؤولان قرار گیرد چرا که تجربه نشان داده است در هر نقطهای از مرز زمینههای لازم برای فعالیتهای تروریستی فراهم است و این موضوع لزوم توجه جدی به مرزها و ساماندهی به آن را دو چندان افزایش میدهد.