حسین فصیحی
رئیس شبه گزارش خبرنگار «جوان»، ظهر روز هشتم آبان سال 87 مأموران کلانتری 132 نبرد از وقوع یک درگیری در خیابان ذوالفقاری خاوران با خبر شدند.
مأموران پلیس با حضور در صحنه دریافتند که نزاع بین پسرعموها به جراحت بین آنها منجر شده، اما یکی از آنها به نام «مسلم» به دلیل شدت جراحت پس از انتقال به بیمارستان بعثت جان باخته است.
با مرگ مسلم تحقیقات ویژه پلیسی برای دستگیری پسرعموی او به نام «حسین» آغاز شد تا اینکه متهم پس از دو روز خود را به مأموران پلیس معرفی و به ارتکاب قتل اعتراف کرد.
روز گذشته جلسه محاکمه قاتل 17 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار برگزار شد.
قاضی پس از آنکه متن کیفرخواست توسط نماینده دادستان خوانده شد،مادر مقتول را به عنوان اولیای دم به جایگاه فراخواند. او از دادگاه تقاضای قصاص کرد و گفته که پس از مرگ دلخراش همسرم، خانوادهام را سرپرستی کردهام و پس از قتل فرزندم از طرف خانواده عمویش همواره تهدید میشوم.
در ادامه قاضی متهم 17 ساله را به جایگاه فراخوانده و او را تفهیم اتهام کرد. او اتهام قتل را پذیرفت و درباره روز حادثه به دادگاه گفت: من به همراه یکی از دوستانم در محل، سر کوچه ایستاده بودیم. مدرسه دخترانه تعطیل شده بود که مسلم، پسرعمویم از مغازهاش خارج شد و با پرخاش به من هشدار داد که مزاحم دیگران شدهام.
من از برخورد او تعجب کردم و پس از آن پاسخ او را دادم، بگو مگو بین ما در گرفت. مسلم سالها از من بزرگتر بود و من توان مشاجره با او را نداشتم. او مرا کتک زد و به مغازهاش بازگشت. متهم در ادامه گفت: من که ناراحت شده بودم در همان محل ایستادم تا اینکه برادرم با موتوسیلکت سر رسید. او ناراحتی مرا که دید علت را جویا شد و من شرح واقعه را برایش بازگو کردم. برادرم محمود به مغازه مسلم رفت و در دفاع از من او را به دلیل مشاجره با من بازخواست کرد، اما مسلم با چاقویی که همراه داشت به او حمله کرد، من هم با چاقویی که داشتم محکم روی خودروی پارک شده او کوبیدم که مشاجره با تنش بین ما شدت گرفت. مسلم برادرم را به شدت با چاقو زخمی کرد تا اینکه محمود نقش زمین شد و سپس به سراغ من آمد. متهم به قتل در ادامه گفت: من به شدت از او ترسیده بودم و چاقویم از دستم افتاده بود. وسیلهای برای دفاع نداشتم تا اینکه یک تکه شیشه را از زمین برداشتم و به سمت او پرتاب کردم. در فاصله حدود 6 متری شیشه به قلب او خورد.
من به سمت برادرم که به شدت مجروح بود، رفتم که او را به بیمارستان انتقال دهم. برگشتم و به پشت سرم که نگاه کردم دیدم مسلم شیشه را از بدنش درآورد. من از محل رفتم و بعد فهمیدم که مسلم به قتل رسیده است. قاتل گفت: من قصد کشتن پسرعمویم را نداشتم من همیشه او را دوست داشتم و از قتل او پشیمانم.
در ادامه جلسه دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا حکم نهایی را درباره این پرونده صادر کند.