حبیب ترکاشوند- هرچند مانور و همایش عظیم دهها میلیونی مردم در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی که به اتفاق کارشناسان در طی 31سال گذشته بینظیر بود را میتوان در ابعاد مختلف از جمله علل محدثه، تأثیرات درونی و برونی آن و غیره مورد واکاوی قرار دارد اما به یقین یکی از پسلرزههای این همایش عظیم ملی خروج فتنهگران 8ماهه اخیر از توهم اکثریت است. میرحسین موسوی، کروبی و برخی سران این جنبش طی چندماه گذشته به بهانههای مختلف حامیان خود را اکثریت ملت ایران و مخالفان خود را اندک میشمردند که اگر حضوری هم داشته باشند به دلایلی چون ساندویچ، اجبار و ... در صحنه است.اینان حضور چند هزار نفری حامیان خود در روز قدس، 13آبان و 16آذر را به دلیل فضای ارعاب توجیه میکردند و ادعا میکردند اگر شرایط برای حضور آنان فراهم شود جمعیتی به مراتب بیشتر از راهپیماییهای معمول نظام، حضور به هم خواهند رساند.9دی اولین ضربه برای تشکیک در توهمکمتر از 4روز از عاشورای حسینی و حوادث تأسفبار آن روز گذشته بود که به یکباره جمعیتی خودجوش در تهران و شهرستانها گرد هم آمدند که در نظام کمسابقه بود. عجایب 9دی از آنجا بود که فقط دو روز قبل از آن شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی طی فراخوانی مردم را به حضور در این تجمع فرا خواند و حتی جالب اینکه نام آن را «تجمع بزرگ عاشورائیان» نهاده بودند نه راهپیمایی و تظاهرات سراسری اما جمعیتی که خصوصاً در خیابانهای تهران با آن شعارهای آتشین که فضای روزهای پیروزی انقلاب را تداعی میکرد، دیده میشدند مافوق تصور نه تنها سران فتنه که حتی دلسوزان نظام اسلامی بود. این جمعیت میلیونی در بعدازظهر یک روز غیرتعطیل در این فرصت اندک چگونه گردهم آمدند.کمایی که به توهم مجدد ختم شدآن حضور گسترده مردم در 9دی باعث شد که دو رأس اصلی فتنه یعنی کروبی و میرحسین تا چند هفته عملاً موضع سکوت بگیرند و از هرگونه اظهارنظر خودداری کنند چرا که سردرگمی حاصل از این جمعیت میلیونی آنان را از هرگونه واکنش عجولانه بازمیداشت و بهترین راه برای آنان در این دوره گوشه انزوا بود. اما باید آنان هرطور شده این لشکر شکست خورده را احیا میکردند و برای 22بهمن که از چندماه پیش خواب آن را دیده بودند و آن را قله حضور سبز خود و به چالش کشیدن نظام میدانستند، مهیا میشدند. ابتدا افراد دست چندم جنبش به میدان آمدند و با روحیه دادن به حامیان برای 22بهمن فراخوان دادند و بعد نوبت به میرحسین و کروبی رسید تا طی 24ساعت آخرین تیر ترکش خود را رها ساخته و آخرین بخت و اقبال خود را امتحان کنند.پرچم سبزی که پایین کشیده شدهرچند بیانیه فراخوان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، خواستار حضور حامیان با نماد سبز در راهپیمایی 22بهمن شده بود اما میرحسین و کروبی حداقل در ظاهر با رد این موضوع خواستار آن شدند که حامیان فاصله خود را با مردم کموکمتر سازند تا بتوانند پتانسیل عظیم مردمی را نیز به نفع خود مصادره کنند. آنان نیک میدانستند که نماد سبز باعث واکنش مردم متدین خواهد شد. بنابراین همرنگی با راهپیماییکنندگان ترفندی برای حضور بدون هزینه آنان در این همایش بود.اسب تروا و تئوریهای کودکانهدر این وانفسا نظریه یکی از خارج نشینان که به اسب تروا مشهور شد با استقبال همگی سبزهای داخل و خارج مواجه شد. هرچند سران فتنه مشخصاً از آن نام نبردند اما با ادبیاتی چون فاصله خود را با دیگران کم کنید عملاً این تئوری را پذیرفتند. در این تئوری قرار بود سبزها همچون مردم عادی در راهپیمایی حضور یابند و محل اصلی تجمع یعنی میدان آزادی را تسخیر سازند تا در هنگام سخنرانی رئیسجمهور با درآوردن نمادها، مراسم را تخطئه کنند. براساس همین تئوری بچهگانه بود که تمامی سایت های ضدانقلاب صبح روز 22 بهمن مدعی شدند میدان آزادی در دست سبزهاست اما ساعتها از مراسم گذشت ولی حتی یک نشانه سبز نیز مشاهد، نشد. جالب اینکه برخی شبکهها مانند العربیه به پخش زنده این رویداد پرداختند تا بتوانند قافله سالار رونمایی سبزها باشند.فرافکنی در اردوگاه فتنهپس لرزههای آن حماسه عظیم چنان گریبان سران فتنه را گرفت که هر کدام دیگری را متهم میساخت. سایتهای خارج و مشاوران خارجی جنبش از فردای آن روز با ادبیاتی سخیف همدیگر را تمسخر میکردند و هر فرد دیگری را متوهم و خود را عقلگرا برمیشمرد. اما در تمام این مشاجرههای لفظی چیزی که ملموس بود شکست سنگینی بود که این جنبش بیهویت متحمل شد و آخرین امید خود را برای عرضاندام از دست داد.اعتراف به شکستپس از مشاجرات شدید یکی دو روز اولیه و فرافکنی برای یافتن متهم شکست جنبش سبز، اعتراف به شکست در مقابل نظام در اظهارات تأثیرگذاران این جنبش هویدا شد.جمله «جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمایی 22 بهمن موفق به غلبه نشد» آن هم از سوی شکوریراد عضو مشارکت و حامی میرحسین که در سایت شخصی موسوی نیز درج شده و جملاتی نظیر آن مبین این واقعیت است که حداقل تأثیر این حماسه میلیونی این بود که متوهمان متوجه شدند طرفداران نظام اسلامی و اصل ولایت فقیه نه تنها در اقلیت نیستند بلکه اکثریت مطلق را در دست دارند. به گونهای که اگر فتنهگران چند ماه فراخوان بدهند یک دهم این جمعیت را نیز نخواهند توانست به میدان آورند.ترفندی جدید برای عدم سرخوردگی کاملیکی از شگردهایی که این جنش پس از راهپیمایی اتخاذ کرد این بود که سریعاً این حماسه عظیم را حاصل حضور هر دو جناح و همه سلایق سیاسی(!) در آن دانستند. افرادی که تا چند روز قبل میگفتند:«چگونه در راهپیماییای شرکت کنیم که به ما فحش دهند» به یک باره با چرخش 180 درجهای ادعا کردند «هیچ جریانی نمیتواند این حماسه ملی را به نفع خود مصادره کند.»