شمقدری؛ یکه تاز عرصه طنزرضا احسانپور«شمقدری» در همایش خانواده سینمای جوان همدان گفت: سینمای ما امروز به جایگاهی رسیده که با بعضی از شاخصها رتبه هفتم و با بعضی دیگر از رتبه چهاردهم برخوردار است و قطعاً میانگین این دو رقم رتبه خوبی است.خدا انشاءالله به این معاون سینمایی ارشاد، یک در دنیا و صد در آخرت برکت عطا کند که به فکر ما طنزپردازهاست و نمیگذارد من برای این ستون «سفره قلمکار»، با کمبود سوژه مواجه شوم. آن از صحبت چند روز پیشش در مورد اینکه جشنواره کن باید از جشنواره فجر الگوبرداری کند؛ این هم از رده بندی تازه اش. ولی آخر اینها که سوِژه طنز نیست! اینها خود خود طنز است. هرچه فکر میکنم که چه چیزی میتواند طنزتر از خود صحبت «شمقدری» باشد، به همین قلم که توی دستم است قسم، چیزی به ذهنم نمیرسد. کم کم دارم از خودم ناامید میشوم و به همین زودیهاست که از بیذوقی و خشکی چشمه طنزم، افسردگی بگیرم. او دارد کاسبی ما را کساد میکند. اصلاً من را چه به طنزنویسی و طنازی؟ آقای سردبیر روزنامه! آقایان مطبوعاتی! همکاران عزیز! اصلاً درست نیست که آدمهای بیمزهای مثل من یک ستون در اختیارمان قرار بگیرد و هرچیزی را به اسم طنز به خورد مردم بدهیم؛ آن وقت شخصیت طنازی مثل ایشان جایی برای بروز و ارائه طنزهایش نداشته باشد. کجاست آن شایستهسالاری که مدام چپ و راست از آن دم میزنید؟ آخر سر همین میشود که شده؛ او دارد با زبان بیزبانی داد میزند که من هم دوست دارم طنزنویس باشم. خب «شمقدری» جان! من هم دوست دارم جای تو باشم.اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، من و دوستان طنزنویس مجبور میشویم هر روز گزارش عملکرد روزانه «شمقدری» را بنویسیم. یک نفر به ایشان از جانب من تذکر بدهد که حداقل یکی، دو روز هفته را اجازه بدهد دیگر همکاران و مسؤولان محترم طنازی کنند تا آنها را هم سرسفره قلمکار پذیرایی کنیم. به خدا سیاست، اقتصاد، ورزش و بقیه موضوعات هم حق دارند؛ فقط که نمیشود طنز سینمایی نوشت.حالا که رسیدم به آخر نوشته، همه ذهنم درگیر این مسأله است که فردا چه خبری از معاون محترم سینمایی را باید کار کنم؟ شاید:«شمقدری» در همایش «آخ جون سینمای روستای قشنگ دره» گفت: دیروز به «جیمز کامرون» تلفن زدم و از او برای ثبت نام در کلاسهای فیلمسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دعوت کردم.