
در استان هلمند یک نمایش روی صحنه است. نویسندگی و کارگردانی آن را آمریکا و صحنهآراییاش را انگلیس بر عهده دارد. بازیگران این نمایش نیز علاوه بر آمریکا و انگلیس، طالبان به اصطلاح میانهرو، ارتش افغانستان و ناتو معرفی شدهاند. طالبان نقش شکستخورده را باید در این نمایش بازی کند و ناتو و ارتش افغانستان، رل پیروز را اجرا مینمایند. کانادا، دانمارک و استونی هم که سیاهی لشکرند و برای خالی نبودن بیش از حد صحنه.
افغانستان زمستان سردی را پشت سر میگذارد و آمریکا و انگلیس میدانند که طالبان در این موقع سال حمله نمیکند. آنها معمولاً اوایل بهار از مخفیگاهها خارج میشوند و عملیات خود را آغاز میکنند. پس مهاجمان یک ماه وقت دارند تا در هلمند جولان بدهند. دقیقاً مدت زمانی که نیکولسون فرمانده آمریکایی برای مدت جنگ در هلمند پیشبینی کرده است. از طرفی طالبان مخفیگاههای شناسایی شده خود را تخلیه کرده و گریختهاند و تنها برخی عناصری که اهل مذاکره و معامله نبودهاند، دستگیر شدهاند. انگلیسیها به آنها گفته بودند که قرار است حملهای صورت گیرد بنابراین آنها هم مرجاه و نادعلی را ترک کردهاند. شرایط برای کسب یک پیروزی آسان در روستای مرجاه آماده است اما این پیروزی باید بزرگ به نظر برسد. بنابراین اخباری از رسانهها شنیده و دیده میشود که نشان از مقاومت شدید طالبان دارد. حال آنکه مقاومتی در کار نیست چون طالبان اکنون در کوهها هستند و آمریکا و متحدانش در دشتها میجنگند. مقاومتها اندک است آن هم از سوی کسانی که توجیه نشدهاند یا اهل معامله با آمریکا، انگلیس و دولت کرزای نیستند.
همین حالا که جنگ ادامه دارد،مهاجمان و طالبان میانهرو بر سر استقرار شبهنظامیان اهل معامله در پستهای دولتی مرجاه و حتی مرکز ایالت هلمند (لشکرگاه) در حال مذاکر (معامله)اند.
سؤال اینجاست که چرا آمریکا و متحدان به یک پیروزی بزرگ نیاز دارند؟ برای اینکه افکار عمومی داخل کشورهایشان را متوجه این مسأله کنند که پیروزی نهایی نزدیک است. برای اینکه به متحدان سست شده، بفهمانند که باید نیروی بیشتری به افغانستان بفرستند چرا که پیروزی نهایی نزدیک شده و اگر چنین نکنند، فردا روز نمیتوانند از غنایم بهرهای ببرند. برای اینکه به سربازان و فرماندهان در سایر مناطق و منطقه مورد حمله روحیه و امیدواری بدهند که دارند پیروز میشوند. پس باید پیروزی بزرگ جلوه کند تا این اهداف محقق شود.
رسانههای مهاجمان
حتی در دستگیری افراد هم غلو کردهاند. ملا برادر عبدالغنی که معاون ملاعمر و مسؤول مالی و نظامی طالبان معرفی شده، از طرفداران مذاکره با دولت افغانستان بوده و به نوعی از ملاعمر جدا شده بود. احمد سعیدی که یک کارشناس افغانی است اعلام کرده دستگیری عبدالغنی کار سازمان اطلاعات پاکستان و سیا است و دولت افغانستان، نقشی در آن ندارد. از سخن او چنین برداشت میشود که دولت افغانستان، توان چنین عملی را ندارد اما ارتش این کشور با بزرگنمایی پیروزیهای خود در هلمند، به دنبال قدرتمند جلوهدادن حکومت کابل است. البته اگر عبدالغنی خود را تسلیم آنها نکرده باشد و فقط برای آبروداری او میگویند دستگیر شده. نمایش هلمند حداکثر تا اوایل بهار پایان مییابد و آنگاه نوبت حملات آن بخش از طالبان که اهل معامله نیست فرا میرسد. البته شاید اثر حملات طالبان در هلمند و قندهار کم باشد اما درخوست، پکتیکا، ننگرهار، پکتیا، لوگر، لغمان، کابل و کنر توان ناتو را به چالش جدی خواهد کشید. ضمن اینکه در وزیرستان جنوبی و شمالی و سرحد پاکستان اوضاع همچنان ملتهب است و 100 میلیون پشتون مستقر در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان، طالبان را به آمریکا، پاکستان و افغانستان نخواهند فروخت. عمده این است که نبرد فعلی در هلمند میان ناتو و طالبان، نوعی جنگ بازی است تا جنگ واقعی، و البته آن کسانی که این وسط متضرر میشوند مردم افغانستان هستند که هر روز بیشتر از روز قبل کشته میشوند حتی با بمبهای فسفری.