
به دنبال حضور بیسابقه و 50میلیونی مردم باغیرت و بصیر ایران اسلامی در راهپیمایی 22بهمن، شبکه انبیسی آمریکا با یأس از غیبت سبزها که آنان را از خود میدانست، اعتراف کرد: «ما باختیم و آنها بردند.» این اعتراف به پیروزی مردم وفادار به انقلاب اسلامی و ارزشها و دستاوردهای برآمده از آن، در حالی صورت میگیرد که تا قبل از این قرار بود در تهران حداقل 3میلیون نفر از سبزها به خیابانها بریزند و لذا نه تنها مسیرهای اصلی این راهپیمایی سبز مشخص شده بود، بلکه مسیرهای جایگزین هم برای اجتناب از هرگونه درگیری پیشبینی و محل و مسیر ورود سران فتنه نیز تعیین گردیده بود. جالبتر اینکه براساس پیشبینیهای حامیان خارجنشین جنبش رنگی، قرار بود حداقل در 30 تا 40 شهر دیگر نیز در غیاب حامیان نظام جمهوری اسلامی، سبزها به خیابانها بریزند، چرا که حامیان نظام برای تأمین جمعیت 200 تا 300هزار نفری راهپیمایی در تهران با اتوبوس و تاکسی به پایتخت منتقل میشدند و تازه میدان شهرستانها در اختیار سبزها قرار میگرفت.
برای کنترل میدان آزادی و جلوگیری از سخنرانی رئیسجمهور نیز، اتاق فکر سبز با الهام از افسانههای تاریخی یونان، سناریوی اسب تروا را طراحی کرده بودند. بدین ترتیب که سبزها برای دور زدن نیروهای امنیتی دستبندهای سبز را در جیبها قرار داده و پذیرفته بودند بدون دادن شعار به میدان آزادی بیایند و پس از استقرار در میدان، شعارها و علائم سبز را بهکار گرفته و میدان را در اختیار بگیرند.
اما برخلاف این پیشبینیها؛
1- سران فتنه به محض پیاده شدن از خودروهای خود با واکنش خودجوش مردم مواجه و با شعارهای مرگ بر منافق از سوی راهپیمایان طرد و متواری گردیدند.
2- برخی از فریبخوردگان سادهلوح که به میان جمعیت نفوذ کرده بودند، توسط مردم شناسایی و به مأمورین انتظامی معرفی و دستگیر شدند.
3- تعداد محدودی از فریب خوردگان که به صورت تیمی سازماندهی و قصد به راهانداختن اجتماع و ابراز وجود داشتند، به محاصره مردم درآمده و توسط مردم دستگیر و به نیروهای انتظامی و امنیتی تحویل شدند.
بدین ترتیب همانگونه که تابوت سرمایهداری در راهپیمایی مردم به صورت نمادین تشییع گردید، جنازه متعفن جنبش رنگی در روز 22 بهمن در تابوت قرار گرفت و بیانیههای تند و لحن هیستریک موسوی و کروبی هم نتوانست اوضاع رقتبار این محتضر روسیاه را بهبود بخشد. به طوری که خود آنها به همراه سید محمد خاتمی پس از حضور سادهلوحانه خویش، شاهد به گورسپاری جنبش خودخوانده خویش بودند.
البته پس از این بود که حامیان جنبش رنگی با شرمندگی این وضعیت را زائیده اشتباه در فضای سایبری و افزایش توقعات از این جنبش اعلام کرده و بار گناه این اشتباه را نیز به گردن یکدیگر میانداختند. اما این انفعال همراه با بهت و گیجی سرفصل مشترک آنها و حامیان خارجیشان است که ریشه در عدم شناخت واقعی از انقلاب اسلامی و مردم غیرتمند و بصیر ایران دارد. این ضعف شناختی است که خروجی آن پدیده توهم و خیالبافی شده که در ماههای گذشته در بین سران فتنه و در سالیان پس از انقلاب در بین کلیه نیروهای ضد انقلاب و دشمنان خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی رایج بوده است. گویا این سنت الهی که دشمنان اهل ایمان باید احمق ترینها باشند، همچنان گریبانگیرشان بوده و به رغم رسواییها و افتضاحات مکرر نتوانستهاند خود را از آن خلاص نمایند. به طوری که هنوز از گیجی حماسه مردم «9 دی و22 بهمن» خلاصه نشده، توهم ادامه فتنه و افتضاح سبز دیگری در چهارشنبه آخر سال دامنگیرشان است. همین توهمات است که دشمنان خارجی و فریب خوردگان داخلی را رکوددار کسب مدال حماقت کرده است.