به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه هفتم شهریور مأموران کلانتری 128 تهران نو از وقوع یک نزاع بین جوانان در میدان ترهبار پیروزی باخبر شدند.
با حضور مأموران پلیس در محل حادثه دریافتند که نوجوان 16 سالهای به نام «پوریا» در نزاع بین دو گروه از جوانان به شدت مجروح شده است. پوریا بلافاصله به بیمارستان بعثت اعزام شد، اما به دلیل شدت جراحات نیمههای شب جان باخت.
با قتل پوریا مأموران پلیس تحقیق درباره عامل قتل را آغاز کردند. با دستگیری «محمدرضا» یکی از عوامل درگیر در جریان بازجویی لب به اعتراف گشود و اظهار کرد که او پوریا را با ضربه چاقو به قتل رسانده است. جلسه محاکمه محمدرضا روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
در ابتدای جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد. فلاح گفت: براساس اقرار متهم نزد بازپرس و نظریه پزشکی قانونی پوریا با پنج ضربه چاقو توسط محمدرضا به قتل رسیده است که تقاضای مجازات متهم را دارم. در ادامه جلسه اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص کردند.
قاضی یکی از شهود حادثه را به جایگاه ویژه فراخواند. گودرزی درباره شب: واقعه گفت: محمدرضا مرا از نیت خود که نزاع با چند جوان بود دعوت کرد. او به همراه یک جوان دیگر که ادعا میکرد پسر خالهاش است به منزل ما آمدند. من هم یک قمه با خود برداشتم، اما در طول دعوا هرگز از آن استفاده نکردم و همان ابتدای مشاجره آن را به گوشهای انداختم.
قرار بود محمدرضا با حرف زدن مشکل خود را حل کند، اما به یکباره مشاجره بین آنها بالا گرفت. من از دور نظاره میکردم که خودم را به نزدیک نزاع رساندم و دیدم مقتول یک ضربه چاقو خورده است. محمدرضا همراه با سه نفر دیگر با موتوسیکلت در حال فرار بودند که شخص زخمی فریاد زد من با کسی که ترک موتور نشسته کار دارم. من خواستم او را برای مداوا به بیمارستان برسانم که محمدرضا از موتور پیاده شد و با چاقویی که به همراه داشت ضربهای به پوریا زد که مرگ او رقم خورد. در ادامه به یکباره عدهای بر سرم ریختند و به شدت مرا مضروب کردند.
براساس این گزارش، گودرزی به دلیل شرکت در نزاع به یک سال حبس محکوم شد و دوران محکومیت خود را سپری کرده بود. اظهارات او در جایگاه ویژه با انتقاد وکیل مدافع متهم مواجه شد، اما وکیل هنگام دفاع از متهم بارها به اظهارات گودرزی استناد کرد.
متهم در جایگاه
در ادامه جلسه قاضی متهم را به جایگاه فراخواند. محمدرضا به قاضی گفت: من مرتکب قتل نشدهام و اگر 20 سال دیگر در زندان بمانم باز هم ارتکاب قتل را منکر میشوم. من در نزاع حضور داشتم، اما ندیدم چه کسی ضربه را به مقتول وارد کرد، ولی هر کس ضربه زده از ترس زده است.
او در پاسخ به قاضی درباره اقرار خود گفت: من تحت فشار در آگاهی به قتل اعتراف کردهام، اما حقیقتاً مرتکب قتل نشدهام.
در ادامه جلسه قاضی و چهار مستشار وارد شور شدند تا حکم نهایی درباره این پرونده صادر شود.
در حاشیه
مادر پوریا در حاشیه دادگاه به خبرنگار «جوان» گفت که پوریا تنها پسر من بود. او آخرین بار که از منزل خارج میشد به من گفت که برای بازی با دوستانش به زمین چمن حوالی تره بار میرود.
او پیش از آنکه از منزل خارج شود به من گفت که زود بازخواهد گشت و من هنوز منتظر او هستم. او گفت: شب حادثه ساعت 9 بود که یکی از دوستانش به در منزل آمد و بیپرده به من گفت که پوریا به قتل رسیده است. من راهی بیمارستان شدم. او هنوز زنده بود و نیمههای شب بر اثر شدت جراحات فوت کرد.