
کاظمیان این روزها بازیکن آزاد محسوب میشود و به دنبال یک تیم جدید است، باید دید او در انتخاب جدیدش پروازی میشود و راهی تیمهای اروپایی میشود یا باز هم ترجیح میدهد که در لیگ امارات توپ بزند. باید دید و منتظر ماند...
جواد کاظمیان همیشه سعی داشته خودش را از جنجال و حاشیه دور کند اما خواسته یا ناخواسته همیشه درگیر حواشی فوتبال بوده است؛ حواشیای که اکثر بازیکنان سرشناس ایران طعم آن را چشیدهاند. او این روزها به گفته خودش به دلیل مسائل مالی از تیم عجمان جدا شده است و یک بازیکن آزاد محسوب میشود. حضور او در اردوی تیم پرسپولیس در امارات و ماجرای اختلاف دایی برای او بسیار حاشیه ساز شده است. عدهای گفتند او قصد دارد با فراموشی مشکلاتش با دایی، به تیم پرسپولیس بازگردد اما او ضمن رد این شایعات گفت، به هیچ وجه قصد بازگشت به ایران را ندارد. با او در مورد لیگ امارات، شرایط تیم ملی و جو حاکم بر فوتبال گفتو گو کردیم که مصاحبه با او را در ذیل می خوانید.بالاخره بعد از اما و اگرهای فراوان از عجمان جدا شدید؟مدتها بود که قصد جدایی از این تیم را داشتم. از اواسط لیگ وقتی باختهای پیاپی «عجمان» را دیدم و پی بردم که این تیم در حال سقوط به لیگ پایینتر است تصمیم گرفتم از این تیم جدا شوم به همین خاطر درخواست کتبیام را به مدیر باشگاه ارائه دادم آنها هم هیچ مخالفتی با این موضوع نکردند.دلیل موافقت زودهنگام آنها شایعات اختلافات شما با مسؤولان این تیم را که همواره شما آن را کتمان میکردید، پررنگتر میکند؟برای من واقعاً جالب است. شایعه اختلاف من با مسؤولان تیم عجمان فقط در ایران شنیده میشد و از سوی برخی روزنامهنگاران ایرانی بسط داده شد در حالی که من نه تنها با آنها مشکلی نداشتم بلکه رابطهمان هم تا حد زیادی خوب بود. در گذشته مدتی شایعه شده بود که مسؤولان این تیم قصد اخراج من را دارند در حالی که من در عجمان جزو بازیکنهای محبوب بودم آن زمان هم که این شایعات در مورد اخراج من بالا گرفته بود از خبرنگاران خواستم سفری به امارات داشته باشند تا وضعیت من را از نزدیک ببینند، مشکل من با مسؤولان این تیم صرفاً مالی بود. متأسفانه تا بازیکنی در لیگ امارات قصد جدایی از تیمش را داشته باشد فوراً شایعه اخراج یا اختلافش در ایران بالا میگیرد.اگر اختلافی نبود و شما بازیکن محبوب این تیم بودید چرا مسؤولان عجمان سعی در حفظ شما نکردند؟تصمیم آنها و موافقتشان کاملاً طبیعی بود، من بازیکن گران این تیم هستم، آنها میدانستند که به احتمال99 درصد تیمشان به دسته دوم سقوط میکند و با این شرایط باید در نیم فصل دوم آنها حدود 700 هزار دلار به من پرداخت کنند در نتیجه با تقاضای من موافقت کردند.ظاهراً بعد از جدایی از این تیم در یک برنامه زنده تلویزیونی راجع به علل تصمیمگیریتان صحبت کردید؟اشاره خوبی کردید. بعد از بازی با الشباب من به طور رسمی از این تیم جدا شدم و برای پاسخ دادن به برخی از سؤالات به اتفاق مربی تیم عجمان به برنامه «ابوظبی اسپورت» که یکی از پربینندهترین برنامههای ورزشی امارات است رفتم و حدود 45 دقیقه راجع به شرایط و علل جدایی خودم از این تیم صحبت کردم. اگر اختلافی وجود داشت هیچگاه بامدیر عامل تیمم مشترکاً در یک برنامه زنده تلویزیونی شرکت نمیکردم.با این اوصاف تیم آیندهات را انتخاب کردهای؟سه، چهار پیشنهاد جدی دارم که تا چند روز آینده از میان آنها یکی را انتخاب میکنم.چه تیمهایی ؟از این تیمها اسمی را مطرح نمیکنم چون به هیچ عنوان قصد بازارگرمی ندارم. ترجیح میدهم در شرایطی آرام و به دور از هیاهوهای رایج تیم آیندهام را انتخاب کنم.در خبرها آمده بود که قرار است به تیم فولاد خوزستان بپیوندید؟خیلی جالب است من این خبر را از شما میشنوم. (با خنده)ظاهراً یکی از مربیان تیم فولاد خوزستان اعلام کرده است که با شما مذاکرات اولیه را انجام داده است و اگر اتفاقی نیفتد شما تا چند روز دیگر راهی ایران میشوید؟در سؤال قبلیتان هم گفتم این خبر برای من هم تازگی دارد اما باید بگویم که در حال حاضر بازی در تیمهای ایرانی به هیچ عنوان در برنامههایم قرار ندارد و با وجود تمام احترامی که برای تیم فولاد قائلم باید بگویم قصد بازی در این تیم و هیچ تیم دیگر ایرانی را ندارم.پس تصمیمتان را برای ادامه فوتبال در امارات گرفتهاید؟بحث امارات نیست من تعصب خاصی برای بازی کردن صرفاً در تیمهای اماراتی ندارم. سعی میکنم از بین پیشنهادات بهترین آن را انتخاب کنم.این طور که شنیدیم ایمان مبعلی قصد دارد بعد از رفتن شما به تیم عجمان بپیوندد. نظرتان راجع به حضور او در «عجمان» چیست؟در این مورد اطلاع چندانی ندارم ولی اگر ایمان تصمیمش را گرفته است برای او آرزوی موفقیت دارم.از گذشته همواره راجع به بازیکنانی که در امارات بازی میکنند این مسأله وجود داشته که حضور آنها در لیگ امارات باعث افت کیفی بازی آنها میشود اما با این وجود همچنان بازیکنان ایرانی اصرار دارند که عمر فوتبالیشان را در این کشور سپری کنند؟همانطور که خودتان هم گفتید سالهاست که این حرفها پیرامون بازیکنانی که در لیگ امارات وجود دارد زده میشود. من از گذشته فوتبال امارات به دلیل آنکه اطلاع دقیقی ندارم نمیتوانم دفاع کنم چرا که همیشه از یکطرفه به قاضی رفتن بیزار بودم اما در مورد شرایط کنونی فوتبال امارات باید بگویم برخلاف این گفتهها لیگ امارات به هیچ عنوان از سطح پایینی برخوردار نیست. شرایط تمرین، کیفیت بازیها، نگرش مربیها و بازی بازیکنها همگی در سطح خوبی قرار دارند و فشردگی و حساسیت بازیها اگر از لیگ ایران بیشتر نباشد کمتر هم نیست. من فکر میکنم این مسأله که حضور بازیکنان ایران در لیگ امارات باعث تضعیف بازی آنها میشود خیلی کلیشهای است و اگر تعدادی از بازیکنان با حضور در فوتبال امارات بازیهایشان افت میکند باید ریشه را در جای دیگری جستوجو کرد. در هر حال من نوع و کیفیت تمریناتی را که در تیمهای مختلف اماراتی تجربه کردم به هیچ وجه پایینتر از تیمهایی که در ایران در آن حضور داشتم نمیدانم، از طرفی از دستمزدهای خوب این تیمها به بازیکنان که باعث بالا رفتن انگیزه آنها هم میشود نمیتوان گذشت، دستمزد آنها باعث شده خیلی از بازیکنان و مربیان خوب دنیا جذب لیگ امارات شوند.البته اگر از بازیکن یا مربی سرشناس منظورتان آنهایی است که قبلاً در تیمهای معتبر اروپایی حضور داشتند باید بگویم که اکثر آنها بعد از بازده مطلوب فوتبالیشان به این تیم پیوستند نه در اوج فوتبالشان؟منظورم صرفاً بازیکنان درجه یک نیست شاید برخی از بازیکنان سرشناس به قول شما عمر مطلوب فوتبالیشان به پایان رسیده بود ولی هر کدام از آنها کولهباری از تجربه به همراه داشتند. مربیان هم که بازده مطلوب فوتبالی ندارند!در بین تیمهای اماراتی کدام را به لحاظ ساختاری بیشتر میپسندید؟الشباب، من تجربه بسیار خوبی از حضور در این تیم داشتم و قهرمانی با این تیم یکی از بهترین خاطرات حضورم در امارات است.با دیگر بازیکنان ایرانی حاضر در لیگ امارات رابطه دارید؟با اکثر آنها رابطه نزدیکی دارم بالاخره در غربت باید هوای یکدیگر را داشت. از این میان با مهرزاد معدنچی و ایمان مبعلی رابطه نزدیکتری دارم.فوتبال ایران مدتهاست که از روزهای اوجش فاصله گرفته است، چرا؟برای قوی یا ضعیف شدن یک تیم موفقیت یا عدم موفقیتش عوامل مختلفی دست به دست هم میدهند. فوتبال ایران مدتهاست از جو مسموم و آلودهای برخوردار است و طبیعی هم است که این ویروس مسری آلوده خیلی زودتر از آنچه شما حتی بخواهید به آن فکر کنید منتقل میشود. اتفاقات و داستانهایی که همیشه در پشت پرده فوتبال ایران قرار دارد در هیچ کجای دنیا حتی نظیرش هم پیدا نمیشود. مربیان، مدیران و بازیکنان ایران فقط متوسل به جادو و جاودگری هستند. اگر میشد با جادو فوتبال بازی کرد و تیمی را قهرمان کرد که...مسأله جادو در فوتبال ایران واقعاً یک مبحث حاشیهساز است که گاهی از سوی بازیکنان مطرح میشود، واقعاً فکر میکنید فوتبال ایران متوسل به چنین چیزهایی برای برد میشود؟حتی بیشتر از آن چیزی که تصور کنید. وقتی پایه و اساس یک چیز غلط باشد طبیعی است که تصمیمگیریهای بعدی هم غلط میشود. مدتهاست که در فوتبال ما هیچ نوآوریای اتفاق نمیافتد نه از تیم ملی بازی فوقالعادهای میبینیم نه بازیکنی بازیاش خیرهکننده است و نه... در امارات هم هر کس من را میبیند میگوید چرا این قدر فوتبالتان افت کرده است. تیم ملی ما روزی در آسیا حرف اول را میزد حالا برای مساوی کردن با یک تیم متوسط باید به جادو و جنبل متوسل شوند. آوازه این جادوها حتی به خارج از مرزها هم رسیده است.شما خودتان هم در ردیف یکی از بازیکنانی بودید که از بازیتان در تیم ملی این اواخر انتقاد میشد؟هر بازیکنی در کل دنیا بزرگترین آرزویش این است که پیراهن تیم ملیاش را بپوشد و برای وطنش مردانه بازی کند. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. از روز اولی که فوتبال را به طور حرفهای شروع کردم، بزرگترین آرزویم این بود که در تیم ملی بازی کنم. من هفت سال است که به تیم ملی دعوت میشوم اما در این هفت سال سهم من از بازی ملی حتی سه بازی کامل نبود تا من بتوانم حداقل بخشی از تواناییهایم را به نمایش بگذارم حتی بزرگترین بازیکنهای دنیا هم نمیتوانند با 10 یا 15 دقیقه بازی کردن معجزه کنند. من همیشه در لحظات آخر یا زمانهای سوخته به تیم ملحق میشدم طبیعی بود که حتی نمیتوانستم ذرهای از تواناییهایم را به نمایش بگذارم، این همه نیمکتنشینیهای بیدلیل و بازی ندادنها بالاخره انگیزه را در هر کس میکشد و به جای آن وجود آن بازیکن را فقط استرس فرا میگیرد.یعنی شما با نیمکتنشینی برای تیم ملی مشکل دارید؟بحث مشکل یا خواست من نیست، من زمانی ذخیره مهدی مهدویکیا بودم و به این مسأله هم افتخار میکردم. نشستن روی نیمکت تیم ملی هم افتخار کمی نیست، از طرفی من به تواناییهای مهدی ایمان داشتم و زمانی که بازیهای او را میدیدم انگیزهام برای بهتر تمرین کردن صد چندان میشد اما حالا شرایط عوض شده است، بحث این نیست که روی نیمکت نشستن برای من افت دارد یا نه ... بحث این است که بالاخره حق من هست که بتوانم بعد از هفتسال فرصتی برای نشان دادن خودم پیدا کنم.یعنی فکر میکنید اگراین فرصت به شما داده شود میتوانید در تیم ملی تواناییهایتان را نشان دهید؟شک نکنید که این اتفاق میافتد. این روزها رفتوآمد بین بازیکنهای تیمملی زیادشده است؛ جابهجایی مکرر لیستها باعث شده است که گاهی حس شود که بازیکنها حتی قدر پیراهنی را که میپوشند نمیدانند؟با حرفتان کاملاً موافقم. من در مصاحبههای قبلیام هم اتفاقاً به نوعی به این مسأله اشاره کردم. وقتی اساس روی شایستهسالاری باشد و بازیکن بداند در ازای زحمتی که در تیم باشگاهیاش میکشد به تیم ملی دعوت میشود شک نکنید که با دل و جان بیشتری تمرین میکند و زمانی هم که به تیمملی آمد قدرش را بیشتر خواهند دانست، از طرفی بعضی از بازیکنانتیم ملی نباید این تصور را داشته باشند که صرفاً برای نیمکت دعوت میشوند و حتی اگر بهترین بازی را ارائه بدهند بازهم باید روی نیمکت بنشینند اگر چنین تفکری در تیمملی حاکم باشد، مرگ انگیزهها را برای خود به همراه دارد؛ چیزی که برای تیمملی بسان یک سم خطرناک است.فکر میکنید فوتبال ایران در ردههای پایین سنی هم این مشکل را دارد؟باز خدا افرادی مثل علی دوستی را حفظ کند، آنها با چنگ و دندان از استعدادهای فوتبال ایران محافظت میکنند و اجازه نمیدهند آنها هدر بروند. وقتی به آدمی مثل علی دوستی نگاه میکنم خیالم راحت میشود. از اینکه میبینم او با تمام سختیهایی که در فوتبال تحمل کرده هنوز هم عاشقانه به فکر تعلیم دادن نسل جوان است واقعاً خوشحال میشوم. او با اینکه حقش را از فوتبال ایران نگرفته است اما هیچ وقت خودش را تسلیم حال فوتبال ایران نکرده است و به جای انتقام و پشت سر دیگران حرف زدن به فکر آینده فوتبال ایران است. فوتبال ایران واقعاً به افرادی مثل او احتیاج دارد؛ اگر ما در تیمهای پایهمان چند تا مثل او را داشتیم واقعاً بخشی از مشکلات فوتبالیمان حل میشد.خودتان هم از شاگردان ایشان محسوب میشوید و به نوعی علی دوستی کاشف شما محسوب میشود؟بله، من فوتبالم را مدیون راهنمایی و آموزشهای ایشان هستم.در بخشی از مصاحبهتان گفتید که قصد ندارید به فوتبال ایران برگردید حتی اگر تیم پیشنهاد دهنده پرسپولیس باشد؟من عاشق پرسپولیس هستم و این تیم، تیم رؤیایی دوران کودکیام است. آن همه تماشاگر پرشور احساسات هر بازیکنی را به وجد میآورد. زمانی که در این تیم بودم دورانی طلایی را سپریکردم اما هیچ کدام از اینها باعث نمیشود که من هوای بازگشت به ایران دوباره به سرم بزند. تحمل حواشی که در ایران به واسطه بعضی از کارشناساننماها و روزنامهها به آن دامن زده میشود برای من غیرقابل تحمل است. در ایران فوتبال بازی کردن صبر ایوب میخواهد در مدیریت حاشیهها باید هنرمند باشی در غیر این صورت قربانی حواشی خواهی شد که شاید در آن هیچ گناهی نداشته باشی. حضور پرسپولیس در امارات و رفتن شما به تمرینات این تیم حواشی زیادی را برای شما به همراه داشت. من به رسم احترام و ادب به تیمی که ایرانی بود و روزگاری در آن توپ میزدم سر زدم. هیچ وقت فکر نمیکردم که رفتن من به اردوی تیم پرسپولیس تا این حد برای من حاشیهساز شود.بخشی از این حاشیهها هم مربوط به اختلاف قدیمی همیشگی شما با علی دایی بود و حضور شما در زمان سرمربیگری دایی به اما و اگرها دامن زد. در ایران قراردادن برخی از مسائل کنار هم و ساختن یک معادله جدید اصلاً کار سختی نیست.برخی خبرنگاران و حاشیهسازان با خودشان گفتند این بازیکن در شرایط حاضر از تیم عجمان جدا شده است پس دنبال یک تیم جدید است چه تیمی بهتر از پرسپولیس پس اختلاف با دایی را کنار گذاشته و یک جورایی نون به نرخ روز خور شده است در حالی که اصلاً اینطور نیست، من اگر دنبال چاپلوسی کردن بودم آن زمان که علی دایی سرمربی تیم ملی بود این کار را انجام میدادم. من در امارات از شرایط و پیشنهادات خوبی برخوردارم و حاضر نیستم آن را به راحتی عوض کنم. شاید تاخیرتان برای انتخاب تیم جدیدتان به این شایعه بیشتر دامن زده است؟در امارات ما در نیمفصل قرار داریم. من ترجیح دادم این زمان را هم صبر کنم تا در آرامش و فراغ بال بیشتری تیم جدیدم را پیدا کنم.آینده جواد کاظمیان را چطور میبینید؟ نمیتوانم راجع به آینده پیشگویی کنم، اما آرزو میکنم در فوتبال ایران به جایگاهی برسم که اگر فردا روز داشتم کارنامه ورزشیام را ورق میزدم از هیچ صفحه آن شرمنده و خجل نباشم.به تیمهای اروپایی هم فکر میکنید؟ بله، خیلی دوست دارم بازی در لیگهای معتبر اروپایی را تجربه کنم باید ببینم شرایط چگونه رقم خواهد خورد.حرف آخر؟ آرزوی آیندهای مقتدر و پرشکوه برای ایران عزیز دارم.