در غیاب نمایشگاه و کودکایمان مطهریمنشغروب امروز که سر برسد، بساط دومین نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان برچیده میشود. در این یک هفته، در همین صفحه خبرهای مختلفی از برنامههای این نمایشگاه منتشر شد و ما تلاش کردیم با فروشگاه بزرگ کتاب که ویژه نسل نوپای مملکت بود، همراهی کنیم. حالا شاید فرصت مرور بر آن خبرها باشد.نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان، در این هفت روز، مدام برچسب «تخصصی» را با خود یدک میکشید. با این قید، خیلیها خیال میکردند که نباید گذرشان به خیابان حجاب و محل برپایی نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان بیفتد. با این همه، یکروز عزم جزم کردم و راهی شدم تا ببینم انجمن فرهنگی ناشران در این نمایشگاه چه کرده است.در نگاه نخست، به محض ورود گیج شدم. کتابها، کأنه خواروبار روی هم و در قفسههایی که به هیچوجه برای نمایشگاه کتاب ساخته نشده بود، چیده شده بودند. پیدا کردن کتابی خاص، کمی دشوار بود. اول، خیال کردم به هر ناشر بخش و غرفهای اختصاص دادهاند، اما از راهنمایان نمایشگاه که پرسوجو کردم، متوجه شدم ناشران غرفه خاص ندارند و فقط کتابها بر اساس گروههای سنی دستهبندی شدهاند. به این خیال، گشتم تا ترتیب گروه سنی را بیابم، اما نیافتم. مسؤولان نمایشگاه در چیدمان کتابها بر اساس گروه سنی مخاطبان نیز سهلانگاری کرده بودند.برای گذر از سردرگمیای که گرفتارش بودم، از یکی از آقایان راهنما، درباره نحوه چیدمان و این به هم ریختگی پرسیدم و جواب شنیدم: «خب نباید زیاد از ما توقع داشته باشید. نمایشگاهی که ظرف 36 ساعت برپا شده، بهتر از این نمیشود.»در میان بازدیدکنندگان که بیشتر بزرگسال بودند تا کودک یا نوجوان، خانمی را در حال جمع کردن کتاب و ریختنشان توی چرخ دستی دیدم. کنجکاو، پرسیدم: «خانم! کتابها را برای خودتان میخرید؟» با شنیدن جواب آن خانم، متوجه شدم که نماینده یکی از ناشران شرکتکننده در نمایشگاه است. عصبی و ناراحت (به قول خودش در آستانه جیغ کشیدن!) دلیل آشفتگیاش را پرسیدم. از نحوه چیدمان کتابها و به هم ریختگی گفت و آخر سر گفت: «از اعتمادی که به انجمن فرهنگی ناشران کردیم پشیمانیم!»این همه را، اضافه کنید به شمار زیاد کتابهای کمک آموزشی که اینجا هم دست از سر بچهها بر نداشته بودند! البته شاید برگزارکنندگان، برای افزایش بازدید و فروش نمایشگاه به چنین کتابهایی اجازه عرضه داده بودند، اما باید گفت راهحلشان بی اثر بود و این، در بازدید کمفروغ از نمایشگاه به چشم میآمد.اما درباره بخشهای جنبی، مثل عرضه محصولات فرهنگی ویژه کودکان و برپایی نمایشگاه تصویرگری کتب دینی و نمایشگاه کتب برگزیده جشنوارههای مختلف حوزه کتاب کودک، باید گفت غیر از بخش فروش جینگیل، پینگیل که در زیر زمین برپا بود و هر پدر و مادر و بچهای را به سمت خود میکشید، باقی بخشها در محاق بودند. به چه دلیل؟ به دو دلیل. اول به دلیل قرارگیری در مکانی پرت و نامناسب و دوم به دلیل ضعف در اجرا. مثلاً، تصاویری که در نمایشگاه تصویرگری کتب دینی به نمایش در آمده بودند، تصاویر بدون قاب و اندکی جدا جدا نصب شده بودند و روی برخیشان نور کافی انداخته نشده بود.اما درباره نشستهای تخصصی هم بد نیست بدانید که آنچه در خبرها میآمد، کمی جلوهگرانهتر از واقعیت بود. مثلاً در نشست «بررسی رابطه ادبیات کودک با دولت»، برخلاف آنچه انتظار میرفت، بحث و گفتوگو «کاربردی» نبود و نافعان از چنین بحثی (نویسنده، ناشر و به خصوص مسؤولان دولتی) یا در آن حاضر نبودند یا اگر بودند، فروغ حضورشان اندک بود. ضمناً آنچه از یک «نشست» انتظار میرود، در آنها نمود نداشت و بیشتر به سخنرانی شباهت داشت.با این همه، امیدواریم مسؤولان برگزاری این نمایشگاه در سالهای آینده معایب امسال را رفع کنند. به ویژه بر وجه «نمایشگاه» بیفزایند و فرصت ارتباط بین ناشر، نویسنده، مترجم داخلی و خارجی را فراهم آورند. وگرنه، برپایی یک فروشگاه 2000 متری، از هر کسی که در آن نافع باشد، بر میآید.