امير اسدي صحبت با کريم باقري کمي سخت است. سخت از اين نظر که بايد يک روز وقت بگذاري، سر تمرين پرسپوليس بروي، يک ساعت و خردهاي ايستاده و در سرما تمرينات را تماشا کني، وقتي هم تمرين تمام شد بايد اين شانس را داشته باشي که کريم باقري را با حالتي شاد و نه عصباني ببيني، آن وقت ميشود يکي، دو سؤال آن هم کوتاه از او بپرسي. تمام اين مراحل را طي کرديم و موانع موجود را از سر راه برداشتيم تا اينکه کريم باقري لطف کرد، رودرروي ما ايستاد و پاسخگوي سؤالات ما شد. طرح هر سؤال مساوي بود با يک جواب شنيدني و البته بيپرده. اين است تفاوت کريم باقري با ديگر بازيکنان. با اينکه حدود يک هفته از برگزاري دربي ميگذرد و پرداختن به اين موضوع که کهنهشده اما نميتوانيم رو درروي کريم باقري ببايستيم و بحثي از دربي به ميان نياوريم. ميخواهيم بدانيم احساس قلبي کريم باقري پس از به صدا درآمدن سوت پايان بازي چگونه احساسي بود؟ احساسي که آن لحظه و پس از پيروزي در دربي داشتم را نميتوانم با احساسي که پس از پيروزي در بازيهاي ديگر دارم مقايسه کنم، بخصوص اينکه خودم زحمات بچهها را به گل برتري تبديل کرده بودم اما شايد جملهاي بگويم آن هم از ته قلب اما باورتان نشود. چه جملهاي؟ باورتان نميشود پس از دربي با 2 واکنش متفاوت از سوي تماشاگران روبهرو شدم، يکسري که پرسپوليسي بودند از خوشحالي در پوست خود نميگنجيدند يکسري هم که براي تشويق استقلال به ورزشگاه آمده بودند با ناراحتي و حسرت طرفداران ما را نگاه کردند و برخي از آنها حتي اشک هم ميريختند. از خوشحالي هواداران پرسپوليس خوشحال شدم اما اشکهاي طرفداران استقلال هم مرا ناراحت ميکرد، يعني اينکه پس از دربي هم خوشحال بودم هم ناراحت. *ناراحتي براي چه، فوتبال است و بردو باخت در آن وجود دارد... **خب تماشاي هواداراني که از صبح براي تشويق تيمشان آمده بودند و در نهايت با اشک ريختن از ورزشگاه خارج شدند کمي سخت بود. من هم به خاطر ديدن همين صحنهها کمي ناراحت شدم. *ولي باعث و باني تمام اين اشک ريختنها خود شما بوديد...**من پرسپوليسي هستم و وظيفهام را انجام دادم. البته پس از بازي هم از هواداران استقلال عذرخواهي و براي آنها آرزوي موفقيت کردم. *در دربي اتفاقاتي افتاد که ترکش آن تمرينات پرسپوليس را هم فرا گرفته... **چه اتفاقاتي؟ *همان جنگ و دعواي معروف شيث و حقيقي، قبول داريد اگر در آن صحنه حضور نداشتيد کار به جاهاي باريک کشيده ميشد؟**بچهها حرکت زشتي انجام دادند، متأسفانه يک جر و بحث کوچک تبديل شد به يک درگيري تلويويزني. به شخصه از تمام طرفداران عذرخواهي ميکنم اما براي کاري که من انجام دادم نبايد تا اين حد تبليغ کرد. *چرا؟ **من کاپيتان پرسپوليس هستم و وظيفهام رهبري بازيکنان در زمين است. در آن صحنه هم بايد خيلي سريع بازيکنان را جمع و جور کرده و از اينکه کار به جاهاي باريک کشيده شود جلوگيري ميکردم. *ولي حضور شما در برنامه 90 و صحبتهايي که انجام داديد باعث بروز حواشي بسياري براي شما شده، حاشيههايي مثل کم محلي يکسري از بازيکنان به شما در تمرينات پرسپوليس ...کممحلي؟ من که چند روز است در تمرينات حاضر ميشوم چنين چيزي نديدهام. اصلاً خودتان تمرين را ديديد، آيا کممحلي ديديد؟*کم محلي که نديديم اما شنيدهايم که برخي از بازيکنان عليه شما و صحبتهايتان موضوع گرفتهاند... **نه، چنين مسألهاي به هيچوجه صحت ندارد. من با شيث و حقيقي هم پس از بازي صحبت کردم و همين جا به شما ميگويم هيچ اختلافي با اين 2 بازيکن ندارم. *کمي از بحث دربي خارج شويم. گفته ميشود باشگاه پرسپوليس و شخص کاشاني در نظر دارند يک پست سازماني در تشکيلات باشگاه براي شما در نظر بگيرند... **مثلاً چه پستي؟*پستي مثل مديرعاملي که حبيب کاشاني به شما پيشنهاد داده...**حبيب کاشاني به من لطف دارد، چند سالي است که کنار حاج حبيب کار ميکنم و علاقه بسياري هم به او دارم. بايد بگويم علاقه زيادي به پستها ندارم و ترجيح ميدهم فعلاً بازي کنم و نه تفکر به اين مسائل.*يعني پس از خداحافظي از فوتبال مديرعامل پرسپوليس ميشويد؟**پرسپوليس مديرعاملي قدرتمند مثل حبيب کاشاني دارد پس نيازي نيست من مديرعامل پرسپوليس شوم. *چرا اين عقيده را داريد در حالي که از يک ژن مديريتي قوي هم بهره ميبريد؟ **يک روز گفتند بيا مربي باش و کنار دايي کار کن، گفتم نميخواهم مربي شوم. حالا هم بحث مديرعامليام مطرح است بازهم قبول نميکنم. گفتم که کاشاني به من لطف دارد اما نه مربي ميشوم و نه مديرعامل. *انگار خيلي قاطعانه روي حرف خود ايستادهايد؟ چرا که نه، هميشه گفتهام يک روز ميگويم خداحافظ و از فوتبال ميروم. ديگر هم نميتوانيد مرا دور و بر فوتبال ببينيد.*چرا کريم باقري مدام اين صحبتها را انجام ميدهد و مدعي است که پس از خداحافظي ديگر در فوتبال فعاليت نخواهد کرد؟ **خب اين تصميمي است که از مدتي پيش گرفتهام سالها است که در فوتبال سطح اول حضور دارم و قول ميدهم پس از خداحافظي ديگر مرا نخواهيد ديد. *از پرسپوليس صحبت ميکنيد، انگار شرايط تيمتان با حضور دايي رفته رفته بهتر شده؟**از همان بدو حضور دايي هم ميشد پيشبيني کرد که پرسپوليس روزهاي خوبي پيشرو خواهد داشت. حالا شما ميبينيد که پرسپوليس با دايي از 5 بازي خود 10 امتياز کسب کرده و رفته رفته خود را به ردههاي بالايي جدول ميرساند. *آيا پرسپوليس اين پتانسيل را دارد تا حتي عنوان قهرماني را تکرار کند؟**چرا که نه، ما منتظر شروع دوباره ليگ هستيم تا از لغزش سپاهان و ذوب استفاده کنيم و خود را به صدور جدول برسانيم، خواستن توانستن است و ما ميکوشيم تا از سپاهان سبقت بگيريم. *يعني هواداران پرسپوليس اميدوار شوند تا يکبار ديگر خاطره پرسپوليس و بهمن سال 75 تکرار شود، سالي که پرسپوليس درهفتههاي پاياني گوي سبقت را از بهمن صدرنشين ربود؟ **در فوتبال هر اتفاقي ممکن است بيفتد خدا را چه ديديد شايد توانستيم تمام رقبا را کنار زده و عنوان قهرماني را به خود اختصاص دهيم. *در انتخاب توپ دربي نقشي نداشتم؟خيليها پس از پايان دربي مدعي شدند که کريم باقري به دليل راحت بودن، توپ بازي را با نظر خود انتخاب کرده، توپي که خيلي خوب به پاي باقري چسبيد و روانه دروازه استقلال شد. باقري اما از نقش نداشتن در انتخاب توپ دربي صحبت ميکند: «درست است که با اين توپ(مارک آديداس) خيلي راحتم اما نقشي در انتخاب آن نداشتم و اين باشگاه پرسپوليس بود که به علت ميزباني اين توپ را براي بازي در نظر گرفت.»