به گزارش خبرنگار «جوان»، بیستویکم مهر ماه سال 86 خودروهای گذری در جاده جاجرود، مأموران پلیس را در جریان یک سانحه هولناک قرار دادند که یک خودروی پراید به داخل دره سقوط کرده است.
مأموران پلیس داخل خودرو جسد مردی را یافتند که بر اثر شدت جراحات جان باخته بود. با حضور بازپرس ویژه قتل در صحنه دریافت که جسد در حالی که داخل پتوی سبز رنگ پیچیده شده است در عقب خودرو قرار دارد، از سوی دیگر این مرد کفش و جوراب به پا نداشت و در حالی که شلوار خراب به پا داشت نمیتوانست رانندگی خودرو را به عهده بگیرد. بررسی صحنه تصادف نیز نشان داد که حالت سقوط در دره نمیتوانست بر اثر سرعت زیاد صورت گرفته باشد، چرا که خودرو از بغل داخل دره سقوط کرده بود. از این رو تلاش برای بازکاوی جنایت پنهان از سوی پلیس آغاز شد.
مأموران پلیس دریافتند که این مرد در محل دیگری به قتل رسیده و جسد او را داخل خودرو قرار داده و در ساعاتی که تردد خودروها کم بوده است در محل رها کردهاند.
با شناسایی پلاک خودرو دریافتند که جسد متعلق به مرد 30 سالهای به نام «محمود» است و خانواده او برای شناسایی جسد فراخوانده شدند. روز پس از حادثه خانواده او با طرح شکایت درخواست دستگیری عاملان جنایت را مطرح کردند.
با آغاز تحقیقات از خانواده او مشخص شد که همسر او به نام «زرین تاج» شب را در منزل خواهرش به سر برده و روز بعد برای به دنیا آوردن سومین فرزندش راهی بیمارستان شده است. مأموران پلیس با انجام مراقبتها و تحقیقات ویژه پلیس به حضور پیاپی مرد جوانی مظنون شدند.
با پررنگ شدن حضور «امید» و دو جوان دیگر، زرین تاج به پلیس فرا خوانده شده و تحت بازجویی قرار گرفت. سرانجام چند روز پس از جنایت، امید لب به اعتراف گشود و پرده از قتل محمود برداشت. او به مأموران پلیس گفت: آشنایی من و زرین تاج به هنگامی باز میگردد که به عنوان معلم خصوصی به منزل آنها رفت و آمد کردم. من به زرین تاج علاقهمند شدم و مدتها بود که با او رابطه پنهانی داشتم و برای ازدواج با او تصمیم به قتل شوهرش گرفتم.
با تکمیل تحقیقات درباره این پرونده، متهمان در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد سلطان همتیار محاکمه شدند.
قاضی پس از آنکه معصومه فلاح، نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد، اولیای دم را به جایگاه فراخواند. فرزند مقتول که در جلسه پیشین دادگاه تقاضای قصاص متهم را داشت، خطاب به دادگاه اظهار داشت که درصورت دریافت دیه از قصاص گذشت خواهد کرد، اما یکی دیگر از اولیای دم تقاضای قصاص کرد.
متهم:
در ادامه جلسه، قاضی امید را به جایگاه فراخواند. او درباره شب واقعه به قاضی گفت: من به همراه برادرم و یکی از دوستانم به نام «احمد» تصمیم به قتل شوهر زرینتاج گرفتیم. من کلید منزل را از زرینتاج گرفته بودم و او به منزل خواهرش رفته بود. نیمههای شب هر سه نفر وارد منزل شدیم. محمود در خواب بود و قصد داشتیم او را با نشت گاز به قتل برسانیم، اما خواسته ما مطابق نقشه پیش نرفت.
محمود وحشتزده از خراب پرید و ما هر سه نفر به او حمله کردیم. من دهانش را گرفته بودم که فریاد نزند و امیر و احمد هم دست و پایش را گرفته بودند. او لگد محکمی به امیر زد که روی زمین رها شد و شیلنگی را که همراه داشتیم به دست او افتاد که مدام ما را میزد و تلاش میکرد خود را نجات دهد. من از احمد خواستم شیلنگ را از دستش بگیرد و با دست محکم دهانش را فشار دادم. احمد شیلنگ را دور گردنش انداخت و چند لحظه بعد دیدم خون دستم را پر کرده و صورت محمود کبود است. لحظهای بعد روی زمین رها شد.
قاتل گفت: چون جثه قوی داشت امید او را روی دوش گرفت و من خودروی مقتول را مقابل خانه آوردم و او را روی صندلی عقب گذاشته راهی جاجرود شدیم.
وقتی به محل رسیدیم خودرو را داخل دره پرت کردیم که تصادف جلوه کند. او گفت: من 8 میلیون به احمد دادم که محمود را به قتل برساند.
امیر در جایگاه
در ادامه جلسه، قاضی امیر، متهم ردیف دوم را به جایگاه فراخواند. او اتهام مشارکت در قتل را پذیرفت. احمد هم با حضور در جایگاه ادعای متهم ردیف اول مبنی بر اینکه در قبال گرفتن پول در قتل مشارکت داشته است را تکذیب کرد.
زرینتاج در جایگاه
همسر مقتول با حضور در جایگاه به قاضی گفت: معاونت در قتل و شرب خمر را قبول ندارم.
او به قاضی گفت: من مواد مصرف کرده بودم و اعتیاد را قبول دارم. قاضی خطاب به متهم به مستندات پرونده و اقرار او اشاره کرد. زرینتاج گفت: از ترس اقرار کردهام. در ادامه جلسه قاضی و چهار مستشار دادگاه وارد شود شدند تا حکم نهایی درباره پرونده را صادر کنند.