
اگرچه پير و مرادمان امام راحل(ره) به ما آموخت تا در گفتن حق و دفاع از نظام و انقلاب، ملاحظه هيچ شخص و گروهي را نكنيم و در سيره ايشان نيز برخورد قاطع و تلخ با منسوبان و نزديكان - به دليل فاصله گرفتن از انقلاب و همسويي با اصحاب فتنه – يك اصل مسلم و انكارنشدني است؛ اما حرمت همان امام فرزانه(ره) نيز دست و قلم را ميلرزاند تا در نقد كسي بنويسد كه عنواني از نام بلندآوازه خميني(ره) را به همراه دارد.
حجتالاسلام جناب آقاي سيد حسن خميني، نوه گرامي امام(ره) طي ماههاي اخير با سكوت و صحبت خود، مواضعي را به نمايش گذاشته كه گرچه براي خود ايشان محترم است اما اين مواضع مورد انتقاد بسياري از نيروهاي انقلابي و ارزشي قرار دارد. اين انتقادات البته به حرمت خانواده امام(ره) عمدتاً در محافل خصوصي بيان شده و كمتر شكل علني به خود گرفته است اما طبيعتاً با ادامه مشي آقاي سيدحسن، چنين انتقاداتي بيش از اين تاب مستوري نخواهد داشت.
روز گذشته نامهاي از آقاي سيدحسن خميني به رئيس سازمان صدا و سيما منتشر شد كه جاي تأمل جدي دارد و نميتوان به سادگي از كنار آن عبور كرد. وي در نامه خود خطاب به مهندس ضرغامي، با اشاره به برنامه تلويزيوني«شاخص» كه در آن اظهارات صريح حضرت امام(ره) درباره گروهك منافقين و بنيصدر منتشر شده، آورده است: «چنانكه از منابع موثق شنيدهام برنامهاي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش ميشود و به گونهاي غيرصادقانه و تحريفآميز شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني (ره) را مخدوش نموده است.»
نگارنده به عنوان شخصي كه طي شبهاي اخير برنامه «شاخص» را دنبال كردهام واقعاً از اين اظهار نظر آقاي سيدحسن خميني متعجب شدم. اولين ايراد به آقاي سيد حسن خميني اين است كه برنامهاي را كه نديده بر اساس قضاوت ديگراني كه «منابع موثق» ناميده، به چالش كشيده است. اي كاش ايشان همه قسمتهاي برنامه «شاخص» را كه به ابعاد مختلف شخصيت امام(ره) ميپردازد، ميديدند و بعد قضاوت خود را بيان ميكردند.
البته ميتوان حدس زد كه كدام بخش برنامه «شاخص» مورد انتقاد آقاي سيد حسن خميني قرار گرفته است. همان بخشي كه وي از آن به عنوان مشابهتسازي تاريخي ياد كرده است. يعني مواضع قاطع امام(ره) در برابر بني صدر و منافقين!
اتفاقاً آن منبع موثقي كه به آقاي سيدحسن خميني اطلاع داده، خوب مطلب را دريافت كرده است. قاطبه مردم نيز با ديدن آن مواضع امام(ره) در برابر جبهه منافقين، ناخودآگاه ذهنشان به فتنه اخير و منافقين جديد معطوف شد. حجتالاسلام سيدحسن خميني اتفاقاً بايد با خود فكر كنند كه چرا مردم با ديدن آن صحنهها در تلويزيون و آن عتابهاي امام(ره) عليه جبهه منافقين، تصوير ايستادگي نظام و رهبري انقلاب در برابر فتنه منافقين جديد را در ذهن خود ترسيم ميكنند؟
جناب سيدحسن خميني حق دارند مشرب و تفكر سياسي خود را داشته باشند و حتي آن را ظهور و بروز دهند اما جسارتاً حق ندارند امام و انديشههاي ايشان را سانسور كرده و تصويري دلبخواهي از امام(ره) به جامعه ارائه كنند. نوه امام(ره) به درستي تأكيد كرده كه امام شخصيتي جامع بودهاند اما چرا خود وي ميخواهد بخش عمدهاي از شخصيت امام(ره) يعني قاطعيت ايشان در برابر جبهه نفاق و التقاط را – كه بخشي از تاريخ انقلاب نيز هست – كتمان كنند؟
جناب حجت الاسلام سيد حسن خميني كه در زمان حيات امام(ره) دوران كودكي و نوجواني را طي ميكردند احتمالاً تصويري صرفاً عاطفي از آن پيرفرزانه در ذهن دارند كه علي القاعده آحاد ملت ايران نيز به اين وجه شخصيت امام(ره) واقفند؛ اما نميتوان وجه «جلال» امام را ناديده گرفت و صرفاً به «جمال» پرداخت؛ وجه جمالي كه اتفاقاً در همين برنامه «شاخص» در پيوند عاطفي بين امام (ره) و امت و روحيه مردمي و عارفانه و زاهدانه آن پير سفر كرده به نمايش گذاشته شد.
تصويري كه آقاي سيدحسن خميني قصد دارند از امام(ره) ارائه نمايند تصويري زيبا اما خنثي است. آدم ناخودآگاه ياد روزنامههاي عصر اصلاحات ميافتد كه در شمايل حضرت علي (ع) در دستان آن حضرت به جاي ذوالفقار، دسته گل گذاشته بودند! عطوفت و رحمانيت علي(ع) شهره عالم است اما آيا ميتوان ذوالفقار را از دست اسدالله الغالب گرفت؟ آيا ميتوان تصويري سانسور شده از شير بيشه شجاعت و فاتح بدر و حنين به دست داد؟
امام (ره) مرجعي عاليقدر، فقيهي عارف، فيلسوفي مبرز و حتي شاعري لطيف منظر بودند اما آنچه كه امام(ره) را امام(ره) كرد، مجاهدت و مبارزه عظيم ايشان در برابر جبهه استكبار و استبداد و نفاق و تشكيل جمهوري اسلامي مبتني بر آموزههاي سياسي اسلام و تشيع بود. هيچ كس منكر ابعاد ذيقيمت شخصي و معنوي امام(ره) نيست اما قلهاي كه نام خميني بر فراز آن ميدرخشد، «ولايت فقيه» به مثابه يك نظريه اصيل اسلامي است كه بر مبناي آن، دين از حوزه عبادات فردي به حوزه اجتماعيات و سياست وارد ميشود. امام براي تحقق اين اصل اصيل سالها مبارزه كرد، خون دل خورد، تبعيد رفت، با آمريكا و اسرائيل و شاه و صدام و منافقين درافتاد و هيچ گاه از اصول خود در برابر اين جبهه عقبنشيني نكرد. ذوالفقار خميني(ره) را نميتوان با تحريف و سانسور در غلاف كرد و تصويري ديگرگونه از ايشان ترسيم كرد.
جناب آقاي سيدحسن خميني به خاطر بياورند اين امام راحل (ره) بود كه ميفرمود: «نبايد به خاطر رضايت چند ليبرال خودفروخته، به گونهاي اظهار نظر كرد كه حزبالله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي از مواضع اصولياش عقبنشيني كرده است.»
هم ايشان بود كه اظهار نگراني ميكرد كه ميترسم ده سال بعد عدهاي بنشينند و بگويند حكم سلمان رشدي مغاير با اصول ديپلماتيك بوده است!
و اما يك سؤال جديتر اين است كه جناب حجتالاسلام سيد حسن خميني طي اين همه سالها كه عناصر مطرود امام(ره) عليه ايشان قلمفرسايي ميكردند چرا احساس وظيفه براي نامه نگاري نكردند؟ چرا ايشان و مؤسسات تحت نظرشان در پاسخ به آن همه اتهامي كه در قالب خاطرات آقاي منتظري به امام(ره) وارد شد و در تمامي سايتهاي ضدانقلاب منتشر گرديد موضعي چنين قاطع اتخاذ نكردند و بلكه برعكس مريدان آقاي منتظري را در مؤسسات مسما به نام امام(ره) بر صدر نشاندند؟ آيا انتشار فيلم مواضع امام(ره) در برابر منافقين و بني صدر كه واقعيت مسلم تاريخي است چهره امام را مخدوش ميكند يا آن خاطرات كذايي و كذب آقاي منتظري كه در سرتاسر آن، از امام(ره) چهرهاي خشن و بي منطق و ديكتاتور ارائه ميشود؟ اين تذهبون جناب سيد حسنآقا؟