سرهنگ اسماعیل هادئی، رئیس پلیس آگاهی استان تهران با اعلام این خبر افزود: 23 دی ماه امسال، پروندهای تحت عنوان فقدان فردی به نام «عزت الله - ع» 34 ساله از کلانتری 14 رسالت کرج به پلیس آگاهی ارسال شد مبنی بر اینکه فقدانی همان روز با خودروی سمند از منزلش خارج شده و دیگر برنگشته است. با دریافت این پرونده، موضوع در دستور کار مأموران اداره مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت و بررسیها برای کشف ماجرا آغاز شد.
وی گفت: در تحقیقات کارآگاهان مشخص شد که فقدانی صبح بیستوسوم تیر ماه از منزلش به مقصد تهران خارج شده و پس از چند ساعتی به همراه فردی ناشناس دوباره به منزل برگشته و با برداشتن مدارک خودرو برای فروش آن، از منزل رفته و دیگر مراجعتی نداشته است.
سرهنگ هادئی اظهار داشت: با توجه به اهمیت موضوع، پیگیریها به صورت ویژه ادامه یافت و نسبت به توقیف قضایی خودروی سمند از طریق سیستم جامع ناجا اقدام شد که پس از چند روز خودروی مورد نظر به صورت بلاصاحب و رها شده در منطقه هفتچنار تهران کشف و در کارشناسی جنایی آن نتیجه مثبتی به دست نیامد.
وی ادامه داد: چند روز بعد از کشف خودرو مأموران پی بردند که یک راننده آژانس در تهران تلفن همراه فقدانی را داخل خودرواش کشف کرده و آن را با اعلام به مرکز فوریتهای پلیسی 110 تحویل داده است، بنابراین کارآگاهان آخرین تماسهای فقدانی را بررسی کردند، ولی باز هم به سرنخی نرسیدند.
رئیس پلیس آگاهی استان تهران تصریح کرد: تحقیقات در این رابطه ادامه داشت تا اینکه هفت روز بعد از مفقودیت «عزت الله - ع»، فردی با مراجعه به کلانتری 111 هفت چنار تهران، نسبت به خودروی سمند که با مشخصات خودروی فقدانی مطابقت داشته، اعلام سرقت کرد.
بلافاصله کارآگاهان به تهران اعزام و محل سکونت فرد مورد نظر را شناسایی کرده و با هماهنگی مراجع قضایی، وی را دستگیر و به اداره آگاهی انتقال دادند.
هادئی گفت: مظنون دستگیر شده به نام «ابراهیم – ح» در تحقیقات اولیه منکر هرگونه اطلاع از سرنوشت فقدانی شده و با ارائه یکبرگ قولنامه عادی، مدعی شد که خودروی متعلق به فقدانی را در تاریخ 23 دی ماه بر اساس قولنامه تنظیمی به مبلغ 8 میلیون تومان خریداری کرده است و خودرو را از وی به سرقت بردند.
رئیس پلیس آگاهی استان تهران افزود: در ادامه، کارآگاهان منزل مظنون را مورد بازرسی قرار داده و در بررسی اسناد و مدارک منزلش، یکبرگ کاربن مربوط به قولنامه خودروی فقدانی کشف کردند که مشخص شد قولنامه دستکاری شده، به طوری که در برگ کاربن ساعت خرید خودرو درج نشده بود، ولی در قولنامه ساعت قید شده و مشخص بود که بعداً این ساعت درج شده است.
وی اظهار داشت: پرونده تحت رسیدگی بود که جسدی در اطراف قزوین کشف شد که پس از بررسی کارشناسی و تطبیق مشخص شد که جسد متعلق به فقدانی است، بلافاصله خانواده فقدانی احضار و با اعزام به قزوین، جسد مورد شناسایی قرار گرفت.
هادئی گفت: بررسیهای کارشناسان جنایی پلیس آگاهی نشان داد که فقدانی در اثر خفگی جان خود را از دست داده و به قتل رسیده است، بنابراین با توجه به اینکه مظنون دستگیر شده، آخرین فردی بود که با مقتول در ارتباط بوده و قصد انجام معامله را داشته، دلایل و مدارک مستدله حاکی از قتل توسط وی بود.
رئیس پلیس آگاهی استان تهران افزود: «ابراهیم – ح» تحت بازجویی فنی و علمی قرار گرفت و در حالی که در اظهاراتش دچار تناقضگویی میشد، مدعی بود خودرو را خریده و مبلغ 8 میلیون تومان بابت آن به مقتول وجه نقد پرداخت کرده و از قتل وی خبری ندارد.
هادئی ادامه داد: کارآگاهان برای اطمینان از صحت ادعاهای مظنون از همسر وی تحقیقات کردند که وی اظهار داشت: چنین مبلغی را در منزل نداشتند، بنابراین مظنون دوباره مورد بازجویی قرار گرفت و سرانجام به ناچار لب به اعتراف گشود و قتل «عزت الله– ع» را پذیرفت.
متهم چگونگی به قتل رساندن «عزتالله - ع» را اینگونه عنوان کرد: بیست و سوم دی ماه در میدان آزادی تهران به صورت دربستی سوار خودروی مقتول شدم و در مسیر راه او صحبت از فروش خودروی خود کرد و من پیشنهاد خرید دادم، به اتفاق برای برداشتن مدارک خودرو به در منزل وی در کرج آمدیم، سپس به منزل من در تهران برگشته و در آن روز همسرم در منزل نبود، در همان جا قولنامه فروش خودرو را تنظیم و هر دو امضا کردیم.
قاتل ادامه داد: با توجه به اینکه هیچ پولی نداشتم و از ابتدا قصد داشتم با کشاندن مقتول به منزلم و تنظیم قولنامه، او را به قتل برسانم، با چاقو او را تهدید به مرگ کردم، ابتدا دست و پای وی را بستم و سپس روسری را دور گردنش انداخته و او را به قتل رساندم.
«ابراهیم – ح» گفت: بعد از قتل، جسد را داخل چمدان بزرگ قرار داده و با یک دستگاه خودروی پراید جسد را به اطراف قزوین برده و رها کردم و تلفن همراه مقتول را داخل خودروی آژانس انداختم.
قاتل دستگیر شده علت انتقال جسد به جایی دیگر را گمراه کردن مأموران خواند و اظهار داشت: بعد از انداختن جسد، خودروی مقتول را در هفت چنار تهران رها کرده و قصد داشتم با اعلام سرقت آن، خودرو از طریق مأموران پلیس کشف و تحویل او شود که دستگیر شدم.