هنوز از دیدار روز اول آوریل2009، باراک اوباما و هو جینتائو در حاشیه جلسات مالی کشورهای گروه بیست در لندن و توافق طرفین بر تحکیم همکاریهای اقتصادی، سیاسی و نظامی زمانی نگذشته است که نسیم سوزناکی فضای تعاملات طرفین را به سردی کشانده است البته شاید برای اغلب کارشناسان این آغاز بحران در روابط دو کشور چندان دور از ذهن نبود چرا که انجام آزمایش راکتی ضد ماهوارهای چین، افزایش تعرفههای گمرکی بر کالاهای چینی از سوی آمریکا، تصمیم فروش سلاح به تایوان از سوی آمریکا، حمایت چین از مواضع ایران و عدم همکاری لازم با آمریکا در این زمینه از جمله سیگنالهای بحرانزا در این روابط بوده و هست که باعث شده تا سطح تعاملات دو کشور تحت تأثیر آنها به سردی بگراید و به قول کارشناسان شاهد جنگ سرد نوینی بین این دو قطب جهانی باشیم.
پس از یازده سپتامبر چین کوشید از فضای جدید ایجاد شده در نظام بینالملل برای نزدیکی بیشتر به غرب و تأمین منافع خود بهره گیرد و رهبران چین نیز تحت تأثیر شرایط موجود، ضمن گسترش روابط تجاری و اقتصادی با آمریکا، از حملات شدید و مکرر سیاسی- دیپلماتیک به نظام بینالمللی مورد ادعای واشنگتن خودداری کردند و برخیها برای توصیف روابط چین و آمریکا در دوران پس از یازده سپتامبر از مفهوم «همکاری سازنده» میان دو کشور بهره گرفتهاند، حال آنکه پیش از یازده سپتامبر چین یک «رقیب استراتژیک» برای آمریکا محسوب میشد.
اما در پس این ظاهر دوستانه روابط نگرانکننده و تیرهای پنهان شده است. به طوری که تحلیلگران چینی عمیقاً به مانور جدید قدرت آمریکا که از نظر آنها شتاب بخشیدن به کسب «هژمونی جهانی» است اشاره نموده و نگرانیهای خود از این موضوع را اعلام داشتهاند و از طرفی بسیاری از تحلیلگران آمریکایی نسبت به «خطر فزاینده» چین در جهان هشدار دادهاند، برخی پیش بینی میکنند که قدرت اقتصادی و ثروت چین ممکن است تا اواسط نیمه قرن جاری از آمریکا نیز بیشتر شود. قدرت اقتصادی میتواند به قدرت نظامیتبدیل شود و با جمعیت بالایی که این کشور دارد موقعیت آمریکا در جهان را به چالش بطلبد. از نگاه این گروه خطر چین حتی از تهدید القاعده و سایر سازمانهای افراطی و شبه نظامینیز بیشتر و بلندمدتتر است زیرا بر خلاف آنها تنها جنبه تخریبی ندارد بلکه این کشور به تدریج به یکی از قطبهای اصلی علم و فناوری در جهان تبدیل میشود.
هر چند مشکلات دو کشور ریشه در سالهای دور دارد اما در واقع مخالفتهای چین با نظرات آمریکا در جریان تغییرات اقلیمیکپنهاگ، عدم همکاری چین با اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران که با انتقاد تند رهبران آمریکا از سانسور اینترنتی در چین و اعلام فروش ۶/۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان مواجه شد، باعث شده عدهای آن را واکنش آمریکا به رشد روزافزون چین تلقی کنند. هر چند کارشناسان بر این عقیدهاند که با توجه با افول رشد اقتصادی در آمریکا و رشد دو رقمی در چین از یک سو و شاخ و شانه کشیدنهاهای طرفین در موضوعات مختلف به نوعی جنگ سردی را میان دو کشور رقم خواهد زد
بر اساس نظرسنجی مؤسسه پیو تنها ۲۱ درصد از تحلیلگران شورای روابط خارجی آمریکا نسبت به تهدید چین نگرانند این درحالی است که در بین مردم آمریکا این نگرانی بسیار بالاتر است و به بیش از ۵۰ درصد بالغ میشود و از طرفی هم در نظر سنجیای که goloball taime انجام داده است 55 درصد از چینیها معتقد هستند در آینده جنگ سردی میان دو کشور آمریکا و چین به وجود خواهد آمد و علاوه بر آن براساس نظرسنجی مستقل دیگری که در چین انجام شده که در آن اغلب افسران ارتش و نیروی دریایی این کشور معتقدند که برای تقابل با تصمیم آمریکا مبنی بر فروش تسلیحات به تایوان باید سران کشور به یک قدرتنمایی در سطح وسیع دست بزنند.
در واقع افکار عمومی دو کشور نیز به نوعی بر احتمال بروز یک جنگ سرد میان این دو بازگر مطرح بینالمللی اذعان دارند هرچند در دو طرف برخی افراد و گروهها بر برور این وضعیت اصرار دارند و درصدد دامن زدن به این وضعیت هستند در این میان میتوان به نقش نظامیان چین و نقش رهبران آمریکا از جمله کلینتون و اوباما اشاره کرد.