
دلمان میخواست با همسر شهید سیدمحسن صفوی مصاحبه مفصلی داشته باشیم؛ هم از اینرو که نزدیکترین فرد به شهید هستند و هم از اینرو که 4 فرزند را به تنهایی بزرگ کرده و البته که اگر صبوریاش در روزهای در جبهه بودن شهید نبود، سردار محسن نمیتوانست حضوری چنین فعال در عرصه دفاع داشته باشد اما نشد که وقتشان تنگ بود؛ سؤالات را مکتوب فرستادیم که متأسفانه بسیار مختصر پاسخ گفتند و البته برخی سؤالات هم به دلیل رعایت وضعیت روحی ایشان حذف گردید. خانم نصرت تاکی بازنشسته آموزش و پرورش و در حال حاضر مدیرمسؤول انجمن فرهنگی سمیع است که همسران فرهنگی شهدا هستند. مصاحبه مختصرمان را با ایشان میخوانید:
چطور با آقا محسن صفوی آشنا شدید؟
فامیل بودیم؛ خواهر ایشان، همسر برادرم بودند.
چه خصوصیاتی باعث شد به این خواستگاری جواب مثبت بدهید؟
قبل از طرح موضوع خواستگاری، در حرم امام رضا(ع) از خداوند خواسته بودم که همسرم سید باشد و اخلاق نیکو داشته باشد. آقا محسن این ویژگیها را داشت؛ من هم جواب مثبت دادم.
مراسم ازدواج چگونه برگزار شد؟
قبل از انقلاب و در سال 56 بود. در جشن ساده ازدواجمان فقط خانواده دو طرف حضور داشتند؛ بهرغم اینکه هر دو شاغل بودیم و وضع مالیمان هم خوب بود. سر سفره عقد فقط قرآن بود و 2 شاخه گل و آینه!
با نبودنهای ایشان چطور کنار میآمدید؟
فقط یاری خداوند بود و عمل به دستور الهی که صبر پیشه کنید.
زمانی که در اهواز بودید، اوضاع چطور بود؟
اوضاع ظاهری (فیزیکی) بسیار سخت بود، ولی از نظر روحی و روانی احساس تکلیف میشد هر کسی در حد توانی که دارد، خدمت کند، بسیار خوب بود. شهید صفوی هم معمولاً خیلی کم از مرخصی استفاده میکردند؛ شاید فقط برای بیماری فرزندان! با این همه رفتار ایشان با خانواده بسیار خوب بود؛ این را همه دوستان و بستگانی هم که با زندگی مشترک ما آشنا بودند، مورد تأیید قرار میدهند.