کد خبر: 205119
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۳
چالش‌های تاریخ نگاری انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با عباس سلیمی نمین
علی شیرین
اشاره: تدوین تاریخ معاصر ایران و روایت علمی و متقن و مستند از حوادث، وقایع و مسائل انقلاب اسلامی و تحلیل ریشه‌ها و جریانات دخیل در این حرکت عظیم دینی و ملی ملت ایران قطعاً ضرورتی انکارناپذیر است که بر هیچ اهل نقد و نظری پوشیده نیست، اما اینکه صاحبان اصلی انقلاب، دستگاه‌های مسؤول، تاریخ نگاران و پژوهشگران چه کرده‌‌اند خود حدیث دیگری است. عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر چهره‌ای نام آشنا در عرصه تاریخ و پژوهش‌های تاریخی است که اظهاراتش دقیق و مبنی بر تجربیات سالیان سال کنکاش و پژوهش در تاریخ ایران معاصر و از سر سوز است. در این گفت‌وگو تلاش کرده‌ایم به برخی از چالش‌های فراروی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، غفلت‌ها و ضرورت‌ها بپردازیم.

آقای سلیمی نمین به نظر شما نگرش ما به تاریخ انقلاب اسلامی و میزان توجه و رویکرد تاریخ نگاران ما به این انقلاب عظیم آیا متناسب با شأن و عظمت این پدیده تاریخی بوده است؟ ارزیابی‌تان در این زمینه چیست؟
انقلاب اسلامی ایران یک تحول بزرگ فکری و سیاسی در جهانی معاصر بود، تحولی که نظام‌های حاکم بر جهان را دستخوش مشکلات زیادی کرد. انقلاب اسلامی از آن جهت که الگوی جدیدی را عرضه کرد و ساختار حاکم شده و مستقر در جهان را دستخوش تلاطم ساخت، ضرورتاً مرزهای این تغییر و تحول محدود به مرزهای فیزیکی ایران نمی‌شد.
این تغییر و تحول مورد توجه آحاد ملت‌ها واقع شد. انقلاب اسلامی در چارچوب این پدیده قابل ارزیابی است و تنها تغییری محدود در مرزهای یک کشور نیست بلکه یک تغییر در نگرش جهانی است.
حالا این سؤال مطرح است که آیا متناسب با این تغییر ما توجه لازم را نسبت به مبانی این تغییر صورت داده‌ایم یا خیر.
شاید خیلی برای فهم این مطلب نیاز به توان کارشناسی نباشد که به هیچ وجه متناسب با ظرفیت انقلاب اسلامی ما سرمایه‌گذاری برای تنظیم تاریخ این انقلاب و حوادث آن صورت نداده‌ایم. برای اینکه چرا بی‌توجهی کردیم و به این مهم نپرداخته‌ایم دلایل عدیده‌ای وجود دارد.

به نظر شما این کم توجهی و غفلت از روایت اصولی و علمی تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ناشی از چه مسائل و دلایلی می‌تواند باشد؟
یکی از دلایل مهم عدم عنایت جدی به مسائل تاریخ انقلاب این بود که فشردگی و گستردگی اتفاقات خیلی زیاد است اما در مورد انقلاب اسلامی خیلی ترفندها و شیوه‌ها به کار گرفته می‌شود تا این انقلاب متحول و زمینگیر بشود اما چون نتیجه لازم را برای مخالفین انقلاب و دشمنان استقلال ملت در برندارد، دشمنان و بدخواهان بلافاصله به یک حرکت جدید متوسل می‌شوند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاقات پی‌درپی‌ای را شاهد هستیم که فرصت لازم برای تبیین و ریشه‌یابی آن به دست نیامده است.
تا موضوع و حادثه‌ای در دستور کار بررسی قرار گرفته و منشأ آن یافته و مشخص شود عقبه و حامیانش چه کسانی بودند، رخداد دیگری را شاهد بوده‌ایم.
وقتی با یک پدیده جدید روبه‌رو شدیم توجه‌مان از موضوع قبلی منحرف می‌شد و فرصت کافی برای بررسی اتفاقات گذشته به دست نمی‌آمد.
لذا خیلی از اتفاقات برای خود ملت ما ابعادش در همان مقطع روشن نشد.

می‌توانید در این زمینه برای تبیین بیشتر مصداقی ذکر کنید؟
مثلاً حادثه طبس وقتی اتفاق افتاد اینکه این حادثه گستره‌اش چگونه بود و چه شبکه‌ای در داخل کشور این برنامه را پوشش می‌داد؟ چه شد که دستور دادند رادارهای مستقر در مرز منتقل شود؟ یا چه شدکه دستور داده شد هلی‌کوپترهای به جا مانده آمریکایی از هوا مورد هدف قرار بگیرد در حالی که نیروهای ایرانی پاسداران سپاه یزد به آنجا رسیده بودند و امکان پرواز و فرار برای آنها ممکن نبود و شبکه پشت پرده این حادثه چه افرادی بودند مشخص نشد همچنین گفته می‌شود اسناد زیادی در هلی‌کوپترها به جا مانده بود. این اسناد افشا کننده بسیاری از مسائل بود، چه کسانی این تصمیم را گرفته بودند همه این مسائل پنهان ماند. در موضوعات دیگر هم همین طور تا ما خواستیم کودتای نوژه و نقش همسایگان و شبکه‌های داخلی آن را بررسی کنیم موضوع جدیدی پیش می‌آمد و توجه‌مان به موضوع جدید معطوف می‌شد.
در زمینه تحلیل حوادث و وقایع می‌توان گفت این بیان درست است اما ما در زمینه روایت صحیح و گردآوری اصولی وقایع انقلاب و حوادث درست عمل نکرده‌ایم و ایرادات زیادی وارد است؟
بحث من تنها به تحلیل نیست هر اتفاقی که روی می‌دهد حول و حوش آن باید گردآوری انجام شود. تحلیل آن بعدها صورت می‌گیرد منتها باید یکسری موضوعات در ظرف زمان خودش بررسی و اطلاعات آن گردآوری شود. چنین امری به دلیل فشردگی رخدادها صورت نگرفت.

نقش نیروهای توانمند فکری انقلاب و متعهدین به نظام را در این معرکه چگونه می‌بینید، آیا این افراد هم باید غفلت می‌کردند؟
یکی دیگر از عوامل بی‌توجهی ما نسبت به تاریخ، نیروهای اصیل انقلاب‌اند. نیروهای معتقد و مسلمان آنجاهایی که باید از خودنمایی پرهیز کنند در آن خطا می‌کنند.
بیان مسائل تاریخی و حقایق و نقش افراد خودنمایی نیست ما باید واقعیت‌‌ها را از راویان دست اول بگیریم و ضبط و ثبت کنیم. اما خیلی از نیروهای متعهد اینگونه عمل می‌کردند و می‌گفتند که ما به خاطر باورهایمان این کارها را انجام دادیم و درست نیست آن چیزی را که انجام داده‌ایم ثبت و ضبط کنیم. خود این باعث شد خیلی از موضوعات و مسائل راویان دست اول خود را از دست دادند و افراد انقلابی در قید حیات نیستند که وقایع را مکتوب و حوادث تاریخی را بیان کنند.
مساله دیگر لطمه‌ای بود که ما در عرصه نیروی انسانی خوردیم. در سال‌های اول انقلاب بسیاری از نیروهای توانمند راکه می‌توانستند مسائل را خوب ببینند و ثبت و ضبط کنند از دست دادیم. این هم باز لطمه زد.
سوء تفاهم دیگری که باعث وارد شدن لطمه به جریان تاریخ نگاری انقلاب بود این بودکه وانمود شد چون انقلاب اسلامی یک حرکت سراسری و گسترده است و همه اقشار در آن حضور داشتند دیگر نیازی به ثبت و ضبط و بیان ماجرای انقلاب نیست.
همه اقشار در انقلاب حضور داشتند و با پوست و به تعبیر دیگر چون گوشتشان همه لحظات را لمس کردند. بنابر این چه چیزی را برای جامعه‌ای که در جریان مسائل هستند باید بیان کنیم، این هم یک تصور غلط بود اما تأثیر خود را گذاشت، می‌گفتند جنایات پهلوی و آمریکایی‌ها را همه می‌دانند و همه درک و لمس کرده‌اند بنابر این چه لزومی دارد برای جامعه‌ای که می‌دانند دوباره بیان شود.
البته واقعیت امر هم این است، اما این غفلت رخ داد که قطعاً تا بعد از مدتی نسبت به حوادث دچار نسیان و فراموشی می‌شویم و در مقاطع بعدی نسل‌هایی که می‌آیند حضور فیزیکی در انقلاب نداشته‌اند و با آن حوادث بیگانه هستند آنها باید از طریق روایات مستند و متقن و قوی مطالب را دریافت کنند تا در جریان تاریخ قرار بگیرند. ضمن اینکه انقلاب اسلامی یکسری دوستدارانی دارد که می‌خواهند از اتفاقات این انقلاب و دستاوردهای آن بهره‌‌برداری کنند و الگو بگیرند. آنها خواهان این هستند که مسائل انقلاب به طور دقیق به دستشان برسد. نکته دیگر اینکه یک تحول بزرگ محدود به زمان و مکان نیست و همه تحولات تاریخی در قالب زمان و مکان نمی‌گنجد. به همین دلیل هم باید طرفداران آن تحول بزرگ غفلت نکنند از سویی مخالفین آن تحول بزرگ به دنبال کاستن تحولات و تأثیرات این تحول عظیم و حرکت عمیق هستند. برای همین در وادی‌ای گام برمی‌دارند که تأثیرگذاری داشته باشند. در انعکاس این رخداد به دیگران هر رخدادی اگر به صورت دقیق به دیگران منعکس شود قابلیت جعل دارد، یا به تعبیری دیگر تصویری که از یک رخداد منعکس می‌شود ذهنیت می‌سازد نه خود رخداد، چون خیلی‌ها با آن رخداد مشهور نبوده‌اند و طبیعتاً از طریق انعکاس روایی آن رخداد با آن پیوند و ارتباط برقرار می‌کنند حال اگر روایت‌ها هدفمند و غرضمندانه باشد یک ذهنیت متفاوتی از آن رخداد بزرگ برای مخاطبان ایجاد می‌کند، لذا شما در این زمینه مخالفان نظام اسلامی را فعال‌تر از دوستداران نهضت و انقلاب اسلامی می‌بینید. آنها خیلی در این زمینه گام برداشته‌‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار