
هدی السادات حسینی - گوشهای ایستاده و به زمزمههای پنهانی مادر و پدر نگاه میکند. مادر تلاش میکند پدر را با خود هم رأی کند و پس از ناتوانی و تلاش بیهوده با دلخوری از جا بلند میشود و میرود.
پدر لجباز است مثل او. این را مادر میگوید هر وقت که سر حرفش میایستد و کوتاه نمیآید و یا ناسپاس است مثل مادر، این را پدر میگوید هر گاه مشابه آنچه که قراربود بخرد را میآورد و او بیتشکر و با دلخوری وسیله را میگیرد.
او به خانواده پدرش رفته است؛ این تشخیص مادر است، زمانی که خرابکاری و بیعرضگیهایش تمامی ندارد.
او مشابه خانواده مادر میشود زمانی که میخواهد ادامه راه را بر اساس خیالبافیها و آرزوهای بزرگش طی کند. اما به راستی شخصیت کودکانمان بر اساس رفتارهای ما شکل میگیرد؟
هادی رمضانیان فهندری، کارشناس مسائل آموزشی در این رابطه میگوید: پدر و مادر اولین کسانی هستند که زیر بنای شخصیت سالم یک نوجوان را میگذارند، معمولاً والدین، نوجوان خود را به صورت کودکی مینگرند، مثل اینکه گذشت زمان تغییری در وی نداده است. عدم درک نوجوانان باعث کشمکش بین آنان و والدین میشود. نوجوانان به خود حق میدهند که در مسائل مربوط به خانه اظهار نظر کنند و افکار و عقاید و اعمال اعضای خانواده را مورد سوال قرار دهند.
او ادامه میدهد: نوجوانان کودکان سربه راه قبلی نیستند و در مقابل تحکم و دستورات والدین مقاومت میکنند. از جمله خصوصیات دوره نوجوانی مخالفت است؛ نوجوان با افراد ذی نفوذی که در اطراف هستند به مخالفت بر میخیزد. والدین نیز در دایره مخالفت وی قرار دارند. این مخالفت به خاطر تشخص طلبی یا کسب استقلال یا جداسازی خود از دیگران است. مخالفت در پسران شدیدتر از دختران است. این امر شاید به دلیل جرات و قدرتی است که پسران در طول رشد خود کسب میکنند.
تجزیه و تحلیل رفتار در 623 خانوار در تهران نشان داد که فرزندان، رفتار والدین خود را کاملاً تایید نمیکنند. اکثریت آنان رفتار والدین را قبول ندارند و حتی مایل نیستند که همان رفتار را به فرزندان خود منتقل کنند. در این وضعیت ناهمگون که والدین، نوجوانان را ناسازگار میپندارند و نوجوانان هم رفتار والدین خود را قبول ندارند امکان وقوع بسیاری از حوادث ناگوار برای نوجوان میرود.
این کارشناس مسائل آموزشی ادامه میدهد: نوجوان بر اساس تغییرات بلوغ و بحران هویت رفتار ناسازگارانهای دارد. والدین افرادی هستند که با ارتباط صحیح با وی میتوانند به او کمک کنند تا از این سن پر آشوب بگذرد. نوجوان به تفاهم نیاز دارد و باید به او کمک شود تا به استقلال همه جانبه برسد. خصوصیات و نحوه ارتباط رفتار والدین به تکامل شخصیت نوجوان کمک میکنند و یا جلوی رشد طبیعی او را میگیرد.
شادی 17 ساله درباره این که چقدر از رفتارهایش به والدینش مشابهت دارد، گفت: سختگیریهای مادر و پدرم را قبول ندارم، آنها بر اساس زمانه پیش نمیروند و همان برخوردهایی که پدر و مادر بزرگم با آنها میکردند با ما میکنند. اما جامعه امروز با آن زمان بسیارفرق دارد و نمیتوان با همان زبان با ما حرف زد.
او ادامه میدهد: مادر دوستم با او رفیق است و همه جا مانند یک دوست در کنارش بوده و همین باعث شده او در زمانهایی که احتمال گمراهی وجود داشته راه را اشتباه نرود. اما ما همه چیز را حتی رفتن به گردشهای تفریحی دوستانه را هم پنهان میکنیم.
اما سعید فراهانی، روانشناس معتقد است که نوجوانان کاملاً در زندگی از پدر و مادرهایشان الگو برداری میکنند و میتوان تاثیر رفتارهای والدین را به راحتی در زندگی فرزندان دید.
او به طرز برخورد پسران و دختران با جنس مخالف اشاره میکند و میگوید: طرز برخورد دختران با مردان و پسران با زنان بیشتر از طریق مشاهده طرز برخورد پدر یا مادر شکل میگیرد. توقعات یک دختر مبنی بر چگونگی رفتار مردان با او بیشتر بستگی به این دارد که او در خانه چه چیز را شاهد بوده است.
این روانشناس اضافه میکند: رفتارهای پدر با مادر تأثیر عمدهای بر تمایل دختر به شباهت یا تفاوت با مادرش دارد. اگر پدر، مادر را سرزنش و طرد کند، دختر دوست ندارد شبیه مادرش باشد.
فراهانی میگوید: پسران نیز مانند دختران در مورد چگونگی رفتار با زنان از پدرشان الگو میگیرند. آنها با زنانی که در زندگیشان نقش اصلی را بازی میکنند با روشی شبیه به رفتار پدر خود با مادرشان، رفتار میکنند. حتی اگر پسری از بدرفتاری فیزیکی و عاطفی پدر خود با مادرش بیزار باشد، به احتمال زیاد همین الگو را با بدرفتاری با همسر خود، تکرار خواهد کرد. با چنین عملکردی او لذت رضایت از یک ارتباط عاشقانه را از دست میدهد. از این بدتر این که، ممکن است پدر با انتقال سوء رفتار به پسران خود، این سیکل خشونت و بدرفتاری را همیشگی کند.
به خانه تازه رنگ شده و اسبابهای نو نگاه میکند. خانهاش از خانه مادر زیباتر است و بر اساس سلیقهای که مادر همیشه قبول نداشت چیده است و حالا مطمئن است اگر مادر هم بر اساس نظرات او خانه را دگرگون میکرد، فضای خانه زیباترمی شد. اما در جزئیات همه چیز مشابه خانه پدری است. از طعم غذا گرفته تا عصبانیتها و دلسوزیهایی که از جنس مادر است.
محدثه جمالی 2 فرزند دارد و درباره این که چقدر کودکانش او را به عنوان الگو قبول دارند میگوید: در جامعه فعلی آنقدر الگو برای کودک از طریق تلویزیون، مدرسه و دوستان تعریف میشود که نوبت به پدر و مادر نمیرسد، شاید در نسل ما بیشتر این الگو پذیری وجود داشت اما در حال حاضر نه. ما هم به عنوان پدر و مادر کمتر در کنار کودکانمان هستیم. در گذشته بچهها بیشتر در جمع خانواده بودند و امروزه اکثر پدر و مادرها شاغل هستند و کودک وقت خود را با تلویزیون، رایانه و دوستانش میگذراند و اصلاً نظرات ما را قبول ندارد که بخواهد الگو پذیری کند. ما تنها میتوانیم در کنارشان راهنما و مشاور باشیم.
پدر مشغول شستن ظرفها است؛ کاری که زمانی ننگ پدر بزرگ بود و حالا بخشی از مسؤولیتهای پدر در خانه است. مادر میگوید: پدر هر چه پیر میشود بیشتر به پدر بزرگ شبیه میشود و خلق و خوی او را میگیرد، انگار همه چیز را در نهانش پنهان کرده و حالا رونمایی میکند. و قبول مسؤولیتهای تازه تنها به دلیل شرایط زمانه است. مادر میگوید زمان که بگذرد ما هم رفتارهای تازه را رونمایی میکنیم.