
روابط میان سوریه و رژیم صهیونیستی در چند روز اخیر شاهد بروز جنگ لفظی میان مسؤولان دو طرف بود. ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی آغازگر این جنگ لفظی بود. وی در اجلاس سالانه هرتزلیا که در آن راهبردهای سالانه این رژیم تهیه میشود، گفت: «در صورت محقق نشدن معاهده صلح با سوریه، ما میتوانیم درگیری مسلحانهای را با سوریه آغاز کنیم که در نهایت میتواند به جنگی تمام عیار تبدیل شود.» این اظهارات بلافاصله با واکنش مقامات سوری مواجه شد و بشار ارسد رئیسجمهور سوریه در دیدار «میگل انخل موراتینوس» وزیر امور خارجه اسپانیا با وی گفت: «اسراییل برای برقراری صلح جدیت ندارد زیرا همه رویدادها نشان میدهد که اسراییل منطقه را به سوی جنگ و نه صلح سوق میدهد.» اما واکنش تند را ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه از خود نشان داد و در مصاحبه مطبوعاتی با همتای اسپانیایی خود تصریح کرد:«اسراییلیها قدرت سوریه را آزمایش نکنند، چون در این صوت جنگی تمام عیار در خواهد گرفت که به خانه تمام اسراییلیها کشیده خواهد شد» واکنش قاطع ولید معلم، بلافاصله با واکنش تند «اویگدور لیبرمن» وزیر امور خارجه افراطی رژیم صهیونیستی مواجه شد و وی در سخنانی در دانشگاه «بار ایلان» گفت:اگر «بشار ارسد» رئیسجمهور سوریه سبب خمشگین شدن اسراییل شود، این اقدام باعث نابودی رژیم سوریه خواهد شد. وی همچنین در پاسخ به اظهارات «ولید معلم» وزیر خارجه سوریه گفت:این اظهارات معلم خط قرمز اسراییل را رد کرده است و اصلاً قابل چشمپوشی نیست. هرچند این جنگ لفظی با عقبنشینی رژیم صهیونیستی از مواضع خود به پایان رسید اما چند سؤال در این زمینه همچنان مطرح است:نخست اینکه چه عواملی موجب آغاز چنین جنگ لفظی از طرف تل آویو شده است. دوم اینکه چه عواملی موجب شده که سوریه با اقتدار کامل به تهدیدات این رژیم پاسخ دهد؟ و سوم اینکه واکنش کشورهای عربی در قبال این موضوع چگونه بوده است؟ در پاسخ به سؤال نخست چند علت را میتوان در خصوص توسل رژیم صهیونیستی به تهدید علیه سوریه دخیل دانست. یکی از این عوامل بنبست در عرصه مذاکرات فلسطین است و به همین علت از زمان ایهود اولمرت نخست زیر سابق، این رژیم با کمک آمریکا در پی آن بوده است که با باز کردن باب مذاکره با دیگر طرفهای عربی همچون سوریه و لبنان، از فضای حاصل از آن برای مجبور کردن طرف فلسطینی به اعطای امتیازات بیشتر به این رژیم استفاده کند و در عین حال برای خارج شدن از سیبل توجه جامعه جهانی و فشارهای کمیته چهارجانبه چنین وانمود کند که مذاکرات صلح ادامه دارد و به بن بست نخورده است. همچنین به نظر میرسد تصمیم آمریکا برای ارتقای سطح روابط سیاسی خود با سوریه به سفیر و معرفی سفیر جدید خود در دمشق موجب وحشت و نارضایتی دولت نتانیاهو شده است. اما در پاسخ به سؤال دوم در خصوص واکنش شدید و قاطع مقامات سوریه به تهدیدهای مسؤولان اسراییلی نیز چند عامل دخیل و مؤثر بوده است. نخست اینکه بر خلاف تصور مسؤولان صهیونیستی با مرگ حافظ اسد، نه تنها از اقتدار سوریه در قبال این رژیم کاسته نشده که در سایه درایت بشار اسد تقویت هم شده است و او توانسته است سوریه را از بحرانهای منطقهای و توطئههای طراحی شده علیه آن به راحتی عبور دهد و دمشق را به مرحلهای برساند که به تنهایی قدرت مقابله با تهدیدهای این رژیم را در خود میبیند. حفظ وحدت داخلی، اتخاذ دیپلماسی فعال بینالمللی و از همه مهمتر حفظ پیوندهای خود با محور مقاومت از جمله عوامل افزایش قدرت منطقهای سوریه در دوره بشار اسد بوده است. در واقع پس از شکست ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه، انگیزه سوریه نیز برای باز پسگیری اراضی اشغالی خود از طریق اقدام نظامی تقویت شده است، بخصوص آنکه این رژیم در دوره نتانیاهو با تسریع اقدامات شهرکسازی در مناطق اشغالی جولان مخالفت خود را با باز پس دادن این مناطق نشان داده است. این رژیم طرحی را برای شهرکسازی در جولان به مورد اجرا گذاشته که به طرح یهودیسازی جولان معروف شده است و اولین مرحله آن در منطقه البطیحه در جنوبیترین نقطه جولان و بر سر مرزهای اردن، سوریه و فلسطین در زمین بزرگی به مورد اجرا گذاشته شده است تا روستایی سیاحتی در منطقه تل صیادین (تپه ماهیگیران) بر سواحل شرقی دریاچه طبریه احداث کند. افزون بر آن کار احداث شهرک دیگری روی خرابههای شهرک اشغال شده بانیاس سوریه در شمال بلندیهای جولان هم آغاز شده و قرار است شهرک سومی هم در منطقه الکرسی در شرق دریاچه طبریه در اراضی اشغالی سوریه احداث شود. به این ترتیب نتانیاهو نشان داد در این اواخر توجه ویژهای به شهرکسازی و شهرکنشینی در بلندیهای جولان دارد. وجود منابع آبی قابل توجه در جولان رژیم صهیونیستی را به اجرای طرحهای شهرکسازی در این منطقه تشویق کرده است و همین امر موجب شده این منطقه با منطقهای ژئواستراتژیک برای این رژیم تبدیل شود. از این رو به نظر میرسد بخشی از واکنش تند مسؤولان سوری از همین اقدامات توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی در جولان ناشی میشود و عقبنشینی این رژیم از مواضع اولیه خود نیز از واکنش تند سوریه نشأت میگیرد. اما در پاسخ به سؤال سوم در خصوص واکنش کشورهای عربی میتوان گفت که این کشورها بهرغم ادعای وحدت و همپیمانی که به خصوص در چارچوب اتحادیه عرب تعریف کردهاند و به رغم بهبودی که در روابط عربستان و سوریه صورت گرفته، باز هیچ واکنش درخوری در قبال تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی علیه سوریه صورت نگرفت که چنین برخوردی پرسشهایی را درباره مواضع عملی این کشورها در رویارویی احتمالی میان سوریه و اسراییل ایجاد کرده است. از این لحاظ بروز جنگ لفظی اخیر میان دمشق و تل آویو فرصتی بود برای محک زدن رفتار کشورهای عربی که البته سوریه با توجه به این واقعیت در یک رویارویی احتمالی بیشتر بر روی خود حساب باز کرده است و واکنش مقتدرانه اخیر مسؤولان سوریه نیز مبتنی بر این واقعیت بوده است.