
یادداشت
سرهنگ عبدالله قاسمی، رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا
یا در پیشگیری از جرم نقشی مؤثر داشته باشند؟ پاسخ این سؤال به طور عمومی مثبت است و کارکرد خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی که در آن تربیت فرزندان شکل میگیرد از منظر عامه مردم و کارشناسان امور اجتماعی انکارپذیر و قطعی خوانده میشود. اگر این باور پذیرفته شده و غیرقابل انکار باشد، اکنون باید جرمی اتفاق نمیافتاد یا لااقل میانگین سنی مجرمان به 20 سال نمیرسید.
این آمار نشان میدهد که در سالهای اخیر برخی از خانوادهها بنا بهدلایل مختلف از ایفای نقش خود در تربیت فرزندان غافل شدهاند و چنانچه مردم و نهادهای ذیربط به این بحران توجه نکنند در آینده شاهد افزایش ناهنجاری در بین نسل جوان خواهیم بود.
معمولاً والدینی که فرزندانشان دچار مشکل میشوند نمیپذیرند که در تربیت آنها کوتاهی کردهاند و در صورت وقوع حادثهای ناگوار یا همسرشان را متهم به بیمبالاتی میکنند یا تقصیر را گردن مدرسه و جامعه و... میاندازند؛ اما نگاه کارشناسان به موضوع کاملاً متفاوت است و هنگامی که جرم خاص یا اتفاق ناخوشایند مورد ریشهیابی قرار میگیرد دو عامل عمده در آن خودنمایی میکند؛ نبود نظارت خانواده و سوءنظارت خانواده.
در مورد اول میتوان به غیبت یکی از والدین و یا هر دوی آنها اشاره کرد که در این بحث متأسفانه برخی از بچههای طلاق مدنظر هستند.
از سویی آمار طلاق افزایش یافته و به طور یکسان جامعه شهری و روستایی را آلوده کرده است.
نیاز به تأکید چندانی نیست که بخشی از بچههای طلاق معمولاً به اختلافات روحی و شخصیتی دچار میشوند و زمینه ارتکاب جرم در آنها بسیار بیشتر از همسن و سالانشان خواهد بود. اطرافیان که هنگام جدایی زوج به آنها القا میکنند که نگهداری فرزندان را به عهده خواهند گرفت و خواسته و ناخواسته زوج یا زوجه را برای این عمل ناپسند تشجیع میکنند، توهمی بیش برای حفظ ساختار خانواده نیست، چون غیبت یکی از والدین یا حضور جایگزین عواقب یکسانی را برای فرزندان به دنبال دارد، اما شاید بتوان یکی از عوامل عمده شکست در زندگیهای زناشویی اخیر را در واکنش غیرارادی به سیستم نظارتی خانوادههای سنتی مربوط دانست که به عنوان سوءنظارت از آن یاد شد. سوءنظارت خانوادهها بر فرزندان نیز بر دو عامل سهلانگاری و برخورد نامتناسب تکیه دارد. زیرا برخی والدین به واقع در قبال رفتارهای ناهنجار فرزندان بهموقع واکنش نشان نمیدهند و وقتی آن رفتار در آنها حاد و باعث ایجاد بحران شد تازه به خود میآیند که معمولاً خیلی دیر شده است. ضربالمثل معروف «تخممرغ دزد عاقبت شتر دزد میشود» در بسیاری از موارد هنوز