کد خبر: 204759
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲
دردنامه يکي از مصدومين عاشوراي حسيني
عاشورا بود و روز عزاداري و کدام انساني است که در اين روز عزادار نباشد.مثل هر عاشوراي ديگري براي اقامه عزا به مجلس عزاداري که 15 سال بود هر سال در آن شرکت مي کردم و در حوالي خيابان انقلاب قرار داشت رفته بودم. جمعيت خوبي حضور پيدا کرده بود، ،در هم همه عزاداران شنيده مي شد که در تاسوعا افراد به اصطلاح جنبش سبز ، با حضور در خيابانها اقدام به اغتشاش و آسيب رساندن به اموال عمومي کرده اند و شايد براي امروز هم برنامه داشته باشند.اما از طرفي با خود فکر مي کردم که هر چه باشد امروز عاشورا است و حرمت خود را دارد و حتي مسيحيان و پيروان ساير مذاهب ديگر هم براي آن حرمت قائل هستند. اما چه خيالي خامي انتظار بي جايي بود از افرادي که حرمت سرخ عاشورايي بر قلب سنگشان هيچ اثري نگذاشته بود.
ظهر هنگام بود که در ميان سوز عزاداران حسيني متوجه سر و صدا هايي شدم.نجواها حکايت از يک راهپيمايي از سوي جنبش سبزي‌ها داشت كه شعارهاي تندي مي‌دادند و با نيروهاي انتظامي درگير شده و شروع به پرتاب کردن سنگ و چوب و بتن و ... نمودند.
براي در امان ماندن از حوادث احتمالي عزاداري را نيمه کار تمام کردم و از هيئت جدا شدم و به سمت منزل حرکت کردم. نمي دانم با اينکه نه لباس خاص يا علامت و نشانه اي و سلاح و... داشته باشم ناگهان خود را در محاصره عده اي وحشي سبز ديدم.کار به سئوال و جواب و داد و فرياد نرسيد.سيل مشت و لگد و فحش و ناسزاي زن و مرد سبز پوش خدا جوي! بود که به سمت من روانه شد.فقط به جرم سياه پوشيدن براي امام حسين و ريش داشتن. خود را به روي زمين انداختم ، نا خودآگاه سر خود را گرفتم که از ضربات مشت و لگد در امان باشد و خود را به صاحب روز عاشورا سپردم .نمي دانم چقدر طول کشيد.تا مردم به دادم رسيدند.
شکستگي دندان و بيني و کبود شدن تمام بدن و آسيب ديدگي کليه ها و لطمات روحي و جسمي که از آن جماعت وحشي و ملحد براي من باقي ماند و اگر مردم من را نجات نمي دادند معلوم نبود الان چه سرنوشتي در انتظار من بود. جداي از اينکه در تمام طول زندگي ام هيچ افتخاري بالاتر از اين نداشته ام که به خاطر اربابم حسين از دست جماعتي بي دين و لامذهب کتک خورده ام اما يادم مي آيد آن لحظه اي که زير مشت و لگد آن جماعت بي دين و هتاک بودم با خودم فکر مي کردم که آيا در نظام اسلامي و در تنها حکومت شيعي دنيا سرنوشت يک عزادار حسيني بايد اين باشد که فقط و فقط به جرم عزاداري ابا عبدالله اينگونه آماج بدترين حملات قرار بگيرد. و آيا اين زيبنده مسئولان و متوليان امر دز نظام اسلامي شيعي هست؟
از آنروز بود که هر روز و ساعت پيگير اخبار و جريانات دستگيري متهمان حوادث عاشورا بودم و شاهد مظلوم نمايي و بيانيه هاي رهبران فتنه و حاميان داخلي و خارجي آنها. براي من و امثال من که وحشي بازي و هتاکي و خباثت اين قوم «خداجوي!» از خدا بي خبر را از نزديک و با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده ام هيچ آرزويي بالاتر از برخورد قاطعانه و بدون اغماض دستگاه قضا با آنها نيست.
با خود مي انديشيدم که آيا پرونده اين اشرار سبز هم مانند ده ها پرونده آقازاده و بنده زاده، در پيچ و خم راهروهاي دستگاه قضا گم خواهد شد و يا مردم مومن و مسلماني که با حضور خود در حماسه 9 دي کار را يکسره کردند ، شاهد پاسخ قاطع و بي مماشات قوه قضايي با فتنه گران خواهند بود.
و آخر اينکه اين چند روز با شنيدن احکام صادره براي اين چند هتاک و آشوبگر سبز اموي و اعدام دو تن از آنان شادي و مسرت وصف ناشدني در دل همه دوست داران نظام و مومنان و عاشقان حسيني ايجاد شد که اينجانب به عنوان يکي از مصدومين حادثه عاشوراي 88 تهران از طرف خودم و همه آسيب ديدگان جسمي و روحي حوادث فتنه سبز اموي از شجاع و افدام به هنگام دستگاه قضايي تشکر مي کنم و اميدوارم که آن عده فريب خورده که هنوز راه خود را خود را از فتنه گران جدا نکرده اند و در فکر ايجاد آشوب و بلوا هستند بدانند: اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار