
بهروز یارچشمه
شهر تهران در دهه اخیر شاهد تحولات زیرساختی بسیاری بوده است، به گونهای که ساخت بزرگراهها از شمال به جنوب و از شرق به غرب ادامه دارد و در این میان پلسازی و احداث بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و ورزشی گسترش یافته است. گویا با افزایش جمعیت، مدیران و تصمیمگیران در این شهر به فکر افتادهاند تا با ساخت و احداث سازههای مختلف ضمن کاهش بار مشکلات شهری، زمینه آسایش و آرامش و حتی سلامتی شهروندان را فراهم کنند. هرچند تا دستیابی به سازههای استاندارد شهر فاصله بسیاری باقی است ولی در این میان نباید از تلاشهای صورت گرفته غافل شد.
آنچه در احداث، ساخت، افتتاح و بهرهبرداری از پروژهها به چشم میآید، گلایههای متعدد از زمان ساخت، چگونگی ساخت و وعدههای مربوط به تکمیل پروژهها است؛ معضلی که نه تنها در شهرها دامنگیر شهرداریها شده است بلکه پروژههای کشوری نیز به نوعی با آن درگیرهستیم. به گونهای که گاهی مسأله اصلی که همان کاهش مشکلات شهروندان است در گیر و دار مسائل حاشیهای به دست فراموشی سپرده میشود و با جنجالهای به پا شده که جز هدر دادن زمان و هزینه چیزی در بر ندارد. گویا ما در زمینه ساخت و سازها به تکنولوژی روز جهانی نزدیک شدهایم ولی در مدیریت زمان هنوز هم عقب هستیم. همین موضوع سبب شده است تا مدیری با وجود اطلاع از تأخیر در پروژه نخواهد زمان تکمیل پروژه را عقب بیندازد و مسألهای که با کوچکترین تدبیر گرهگشایی میشود، تبدیل به معضلی بزرگ میشود.