علي سادئي - موضوع و مسأله تربيت ديني و راههاي بهبود نگرش نسل جوان نسبت به مباني، مفاهيم و دستورات ديني آنچنان داراي اهميت است كه به عنوان يكي از مهمترين اهداف نظام تعليم و تربيت اسلامي ميباشد. اما متأسفانه تاكنون يك عزم و اراده جدي براي دستيابي به ميزان تحقق اين هدف مهم وجود نداشته و همچنين آسيبشناسي دقيقي از روشهاي بهكار گرفته شده توسط والدين، نظام آموزشي و ساير نهادهاي اجتماعي در آموزش و تربيت ديني كودكان، نوجوانان و جوانان انجام نپذيرفته است.علاوه بر اين چنانچه كودك، نوجوان و جوان «خود به جستوجو در مباني،مفاهيم و دستورات ديني بپردازد»، اولاً شناخت كاملتري نسبت به دين و دستورات آن پيدا كرده و ثانياً نسبت به آنچه كه خود «بيابد» احساس تعلق پيدا كرده و براي «يافتههاي خود» ارزش بيشتري قائل شده و زماني كه ارزش و اهميت آنها را بداند و «خود بيابد» زمينه لازم براي «به كار بستن» آن مفاهيم و ارزشها در عمل و رفتار وي فراهم خواهد شد. مراحل تبيين مسير تربيت ديني كودكان، نوجوانان و جوانان را ميتوان به چهار مرحله زير تقسيم كرد:مرحله(1): زمينهسازي و جلب توجه فراگير نسبت به مباني، مفاهيم و دستورات ديني(قرار گرفتن يا قرار دادن فراگير در وادي (تربيت ديني)مرحله(2): ايجاد و يا تقويت بينش و شناخت فراگير وي به جستوجوگري و فعال كردن ذهن و فكر و تقويت نگرش وي نسبت به مباني، مفاهيم و دستورات ديني(انديشه و تفكر در دين).مرحله(3): ايجاد يا تقويت احساس تعلق و گرايش قلبي نسبت به مباني، مفاهيم و دستورات ديني(گرايش قلبي و ايمان نسبت به دين).مرحله(4): تجلي ارزشها و دستورات ديني و اخلاقي(رفتارهاي ديني) در عمل فراگير(عمل به دستورات ديني و عاليترين درجه دروني شدن رفتارهاي ديني).به عبارت بهتر هدايت دانشآموزان به طرف جستوجوگري و انجام پژوهشهاي فردي در مورد مباني، مفاهيم و ارزشهاي ديني بيش از ساير روشها بر افزايش گرايش ديني دانشآموزان مؤثر است.هر چند كه در آموزش و تربيت ديني نسل جوان هم خانوادهها و هم نظام آموزشي و ساير نهادهاي اجتماعي مسؤول و سهيم هستند اما نظام آموزشي به لحاظ اينكه به طور رسمي مسؤوليت هدايت و تربيت دانشآموزان را بر عهده دارد بايد به سهم خود آسيبها و عوامل مؤثر از نظام آموزشي بر تربيت ديني نسل نو را مورد مطالعه و بازبيني قرار دهد.بايد توجه داشت كه در نظام آموزشي نيز موانع متعددي در مسير تربيت ديني نسل جوان وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:1- روش تدريس ناكارآمد در آموزش مباني، مفاهيم و دستورات ديني2- محتواي نامتناسب با نيازها و ابهامات ديني و مذهبي نسل نو3- عدم توانمندي علمي و مهارتي لازم و كافي در بعضي از معلماني كه عهدهدار تدريس ديني هستند.4- نداشتن منش الگويي در گفتار و عمل بعضي از معلمان ديني5- نامناسب بودن شيوه ارزشيابي از درس ديني6- استفاده نكردن بسياري از معلمان ديني از وسايل كمك آموزشي مثل فيلم، عكس، مجله، كتاب و كتابخانه و...از نسل جوان امروز كه در جامعه و آموزش و پرورش اسلامي به دنيا آمده و رشد و پرورش يافتهاند انتظار آن است كه از اعتقادات ديني راسختر و استوارتري برخوردار باشند و نسبت به انجام رفتارهاي ديني(كه نماز شاخصترين آنهاست) تقيد و پايبندي بيشتري داشته باشند و هدف از تدريس تعليمات ديني از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه نيز تنها انباشتن اطلاعات ديني و مذهبي در اذهان كودكان و نوجوانان نيست بلكه همه اينها مقدمه و زمينهاي است براي تبديل «اطلاعات ديني» به «باورهاي ديني و رفتارهاي مذهبي».