
سميه راهپيما – بيژن تنها جامعه: توسعه پايدار درجهان متحول كنوني با نگاهي به قرن بيست و يكم متولد شده است. توسعه پايدار انسان محور بوده و به سرعت به مهمترين بحث حاضر و نيز يكي از مهمترين چالشهاي قرن بيست و يكم تبديل شده است.
توسعه پايدار عرصه نويني است كه همزمان سياست، فرهنگ،اقتصاد و تجارت را مورد توجه قرار ميدهد. اين توسعه درحقيقت راه حلي براي معماي توسعه در شرايط سالهاي پاياني قرن بيستم بود. انسان در توسعه پايدار محور توسعه معرفي ميشود. زمان ميگذرد، تخريبها به اشکال مختلف و به بهانههاي مختلف سبب نابودي محيط زيست ميشود و بر اين اساس نياز به آموزش در سطوح مختلف جامعه هر روز بيشتر احساس ميشود. با اين حال مفهوم توسعه پايدار که آمايش سرزميني زيربناي آن از سوي کارشناسان اعلام شده است، در ابتداي راه عملياتي شدن قرار دارد؛ هرچند توسعه پايدار به عنوان کلمه لوکس برخي مسؤولان قرار گرفته است و در هر جايي بدون توجه به مفاهيم آن به کار برده ميشود. با اين حال كشورهاي در حال توسعه بيشتر به توسعه اهميت ميدهند تا پايدار بودن آن و ايران نيز از اين امر مبرا نيست. لذا به دليل کم توجهي به توسعه پايدار در كشور، ميزگردي را با حضور مهندس عليرضا فدايي، مديرکل توسعه پايدار سازمان حفاظت محيط زيست،، محمد درويش عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور و امير حسين جعفري وراميني معاون تحقيق و توسعه ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران برگزار کردهايم .
آقاي فدايي، تخصص در انتخاب مديران در سازمان محيط زيست چه جايگاهي دارد؟ فدايي:تخصص در انتخاب مديران کلانشهرها مد نظر نيست، زيرا در کنار هر مديري چندين مشاور و معاون فعاليت ميکنند. مشاوران سياستهاي کلان يک دستگاه و سازمان را ترسيم و مديران آن را اجرايي ميکنند. نحوه عملکرد رئيس جديد سازمان محيط زيست (محمدي زاده) را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ فدايي:ديدگاه رئيس جديد سازمان محيط زيست با مقوله محيط زيست هماهنگي دارد. وي اعتقاد دارد که در آينده بايد تمام قوانين و مقرراتي که در کشور تصويب ميشود براساس نگاه محيط زيستي باشد. يعني تمام قوانين، مقررات و احکامي که در قوه مقننه و قضائيه تصويب ميشود بايد با نگاه محيط زيستي همراه باشد. درويش: اخيراً نقدي را نسبت به سازمان محيط زيست نوشتهام که چرا كاركنان سازمان محيط زيست، تخصص کافي در حيطه محيط زيست ندارند. هر فردي که رياست سازمان حفاظت محيط زيست را بر عهده ميگيرد بايد در کارنامه خود حداقل در حوزه محيط زيست فعاليت و صحبت كرده باشد. به نظر من رياست جديد سازمان محيط زيست به اين مقوله آگاهي چنداني ندارد چون در زمان استانداري خود در خراسان به اداره کل منابع طبيعي اين استان 10 روز فرصت داده بود تا اراضي تايباد را براي ساختن يک شهرک صنعتي در اختيار استانداري اين شهر قرار دهد. اکنون که ما نگاه محيط زيستي را در سازمان محيط زيست نداريم؟ فدايي:اگر هميشه موضوعي را از نقطهاي شروع نکنيم هميشه عقب هستيم. متاسفانه رتبه کشور از لحاظ زيست محيطي نسبت به ديگر كشورها، در حال پسرفت است. اكنون نگاه مديران به توسعه پايدار يك نگاه لوکس است. اکثر مديران به دليل ارتقاي جايگاه خود از اين واژه صحبت ميکنند ولي هيچ گونه اعتقادي به آن ندارند. کشوري مثل ژاپن آموزش توسعه پايدار را به صورت عملي از کلاسهاي ابتدايي شروع کرده است. اين در حالي است که هرچه در کشورمان تلاش ميکنيم تا محيط زيست را به عنوان يک واحد درسي در دانشگاههايمان قرار دهيم هنوز موفق نشدهايم. لذا براي حل اين مشکل بايد به دنبال بسيج اطلاع رساني توسعه پايدار به صورت خرد در مدارس، NGOها و ... باشيم. اولين گام بحثي که شما اشاره کرديد، مراکز دانشگاهي يا افراد متخصص است؟ چرا هيچ كدام از اساتيد دانشگاه طرح مسأله نميكنند. فدايي: بحث فرهنگ سازي را بايد از چالشي کردن جدا کرد. بايد فضاي جامعه را به سمتي هدايت كرد تا به توسعه پايدار برسيم لذا براي پيشبرد اين هدف بايد همه مولفههاي محيط زيست که اقتصاد، اجتماع و محيط زيست است را در نظر بگيريم. مردم اطلاع جامعي از توسعه پايدار ندارند و به دليل نا آگاهي مطالبه حقوقشان را نميکنند. در کنار اين معضل نگاه مديران هم به توسعه پايدار يک سويه است؛ مثلاً، کارشناسي که در امور آب کار ميکند نگاهش به توسعه پايدار فقط به حوزه آب محدود ميشود لذا براي برون رفت از اين معضل بايد نگاه سيستماتيک داشت و براي رسيدن به اين نگاه بايد نگاه آمايشي را در کشور تقويت کنيم. در گذشته اولويت اول در جهان محيط زيست بود، کمي بعد به توسعه پايدار تبديل شد و اکنون آمايش که زيربناي توسعه پايدار است حرف اول را ميزند. گام اول در بحث آمايش سرزميني چيست؟ درويش: گام اول در آمايش سرزميني توليد نقشه است. اکنون بسياري از اطلاعات پايه سرزمين خود را براي ترسيم نقشه نداريم و هنوز نقشه حساسيت بيابانزايي وکشاورزي در کشور ترسيم نشده تا براساس آن مشخص شود كه کدام بخش از کشور ما از درجه حساسيت ضعيف، متوسط و قوي است. اگر توسعه پايدار را به صورت صندلي ترسيم کنيم ميتوان براي آن چهار پايه اساسي اکولوژيکي، فرهنگي، اجتماعي و سکونتگاهي را در نظر گرفت که در اين ميان به پايداري سكونتگاهي بيشتر از بقيه اهميت دادهايم . فدايي: طرح آمايش سرزميني مستلزم تأسيس دفتري مستقل در معاونت راهبردي رياست جمهوري است تا به صورت جدي فعاليت خود را آغاز کند. اکنون سازمان حفاظت محيط زيست با نگاه اکوسيستمي به بحث آمايش ورود پيدا کرده است ولي در ابعاد اجتماعي، اقتصادي و. . . ارگانهاي مربوطه رسيدگي ميکنند. بر اساس طرح آمايش سرزميني ميتوان جايگاه حوزههاي مختلف از جمله آبخيزداري، کشاورزي، صنعتي، مسکوني و. . . را مشخص کرد. اکنون کار آمايش سرزميني در کشور در چه مرحلهاي قرار دارد؟ فدايي: در نقطه صفر هستيم. دفتر توسعه پايدار طرحي را در زمينه آمايش اکولوژيک تهيه کرده و منطقه گلستان اولين منطقه مطالعاتي اين طرح در نظر گرفته شده است. بحث آمايش سرزميني بايد به صورت جدي از جانب مجلس شوراي اسلامي و دولت اتفاق بيفتد. زماني که کشور داراي يک نقشه و برنامه جامع شد نگاهها را سيستمي کنيم، در اين راه اکثر کشورها در حوزه شهرداريها مديريت واحد به جاي يکپارچه دارند که زيربناي مديريت يکپارچه داشتن نقشه آمايش سرزميني است. در حال حاضر نقشه آمايش براي شهرهاي مشهد، تهران و اصفهان تهيه و بسترسازيهاي آن انجام شده است. در حال حاضر براي برون رفت از اين نگاهها بايد چه کار کنيم؟ فدايي: اگر بتوانيم بر اساس آموزشهاي لازم توسعه پايدار را در کشور نهادينه کنيم و آن را به خانهها و مدارس ببريم در مقوله تغيير نگاه در توسعه پايدار موفق خواهيم بود. خوشبختانه زمان و مکان و وسايل آگاه سازي را در کشور نظير مجالس، دانشگاهها و مدارس براي تغيير نگاه توسعه پايدار زياد داريم ولي نحوه به کارگيري از آنها را بلد نيستيم. ژوهانسبورگ دهه 2012 -2002 را دهه آموزش براي توسعه نامگذاري کرده است. اگر ما بحث آموزش را در اين دهه تمام نکنيم نميتوانيم به دهه توليد و مصرف پاک که از سال 2022 – 2012 است وارد شويم. سرانه آموزش توسعه پايدار در کشور چه ميزان است؟ فدايي: متأسفانه کشور ما آموزش را سرمايه نميداند بلکه آن را هزينه قلمداد ميکند و اين طرز فکر نقطه مقابل کشورهاي ديگر است. اين مسأله حاکي از ضعف قانوني است. مديران هنگامي که بودجه آموزشي ميگيرند 16 اولويت را در فهرست کارهاي خود قرار ميدهند که شامل حقوق و مزايا، پرداخت قبوض آب و برق و تلفن و. . . ميشود در آخر اگر پولي باقي ماند آن را به آموزش اختصاص ميدهند. من در سازمان محيط زيست به دنبال اين هستم تا براي توسعه پايدار طرح عمراني مانند اقتصاد محيط زيست در نظر گرفته شود. درويش: سرانه آموزش محيط زيست در آموزش و پرورش 30 ريال است. آقاي فدايي! بر اساس ماده 59 برنامه پنج ساله چهارم توسعه دولت ملزم شده بود که در پايان برنامه نسبت به ارزش گذاري اقتصادي منابع طبيعي اقدام کند تا بر اساس موازين حسابداري سبز بتوانيم هزينه و سود خود را در حفاظت از محيط زيست يا عمليات تخريبي در بياوريم. کارايي اين ماده چقدر بوده است؟ فدايي: بر اساس اين ماده 12 سايت اکوسيستم کشوري را نظير اکوسيستمهاي جنگلي، تالاب و غيره را مطالعه و نتايج آن را به دست آورده و ارزش گذاري اقتصادي آنها را انجام داده ايم. سازمان محيط زيست تاکنون در مقوله آموزش چه تعاملاتي را با شهرداري داشته است؟ فدايي: معمولاً از کميته توسعه پايدار شهرداري تهران براي حضور در جلساتمان استفاده ميکنيم. همچنين سازمان محيط زيست بند الف ماده 64 را تحت عنوان آموزش براي توسعه پايدار دارد که تمام قوانين و مقررات آن را در قالب دستورالعمل کلي در ارتباط با بحث آموزش در ميان وزارتخانههاي مختلف منتشر کرده ايم. اين ماده وظيفه همه دستگاهها را در بحث آموزش مشخص کرده است که صدا و سيما و شهرداري در راس آن هستند. بر اساس بند الف ماده 64، صدا و سيما موظف است تا به صورت رايگان برنامههاي آموزش محيط زيستي داشته باشد و برنامههاي خود را در جهت محيط زيست عملياتي کند ولي سازمان صدا و سيما تا کنون در اين زمينه گامهاي مؤثر و جدي بر نداشته است. درويش: برخي از دولتمردان در کشورمان به مقوله محيط زيست به عنوان يک مقوله مشکوک نگاه ميکنند. متاسفانه حتي يک روزنامه در کشور نداريم تا روزانه صفحه ثابت محيط زيستي داشته باشد در صورتي که رسانهها بايد وظيفه مخاطب سازي و سرمايه گذاري را در محيط زيست و توسعه پايدار بر عهده داشته باشند . جعفري: به نظر من بحث اقتصاد در توسعه پايدار مهم تر از محيطزيست است چون وقتي در جنگلي قرار ميگيريم که از سرما به خود ميلرزيم و گاز نداريم تا با آن خود را گرم کنيم ناچاراً براي نجات خود يک درخت 100 ساله را براي گرم کردن ميسوزانيم. فدايي: هر چقدر در بخشهاي ملي و بين المللي هر چند اندك کار کنيم ارزشمند است. اگر ما نگاهمان را به مسائل محيط زيستي سياسي نکنيم به پيشرفتهاي قابل توجهي در توسعه پايدار خواهيم رسيد. در نگاه ديني توسعه پايدار از اهميت قابل توجهي برخوردار است؟ فدايي: من در آرم توسعه پايدار آيه «کلوا واشربوا ولاتسرفوا» را اضافه کرده ام که اين آيه توسعه پايدار را از بينالمللي به ملي تبديل کرده است. نتيجه اخلاقي اين آيه نگه داشتن محيط زيست براي آيندگان است. بر اساس دستور 21 سازمان ملل همه کشورها موظف هستند تا توسعه پايدار را در کشورشان بومي کنند. بر اين اساس در سال گذشته کميتههاي راهبردي و 10 وزارتخانه در کشور را تحت عنوان راهبردهاي توسعه پايدار در کشور بومي کردهايم و آن را در اختيار نهاد رياست جمهوري قرار دادهايم تا در کميته زير بنايي کشور تصويب و ابلاغ شود. آقاي جعفري! شهر تهران در چه مرحلهاي از توسعه پايدار قرار دارد؟ جعفري: با توجه به اينکه از گذشته شهر تهران کانون توجهات بوده اين عامل با توسعه بدون برنامه در اين شهر منجر به توسعه ناپايدار شده است. چند سالي است که با تغيير مديريت شهري در تهران به مسائل زيست محيطي بيشتر توجه ميشود ولي هنوز با اين روند نميتوان جايگاهي را براي توسعه پايدار در شهر تهران در نظر گرفت. اکنون در اول راه برنامهريزي توسعه پايدار شهر تهران هستيم. در اين راه بايد با برنامههاي خيلي منظم و منسجم با اولويت مسائل فرهنگي و آموزشي در جهت حفظ محيط زيست و توسعه پايدار گام برداريم. به نظر شما تاکنون شهرداري توانسته ارتباطي مطلوب با سازمان محيط زيست بر قرار کند؟ جعفري: اين عوامل تحت الشعاع پارامترهاي ديگري قرار دارد که مؤثر است. مثلاً، در بحث آلودگي هوا کميته کاهش آلودگي هوا و برنامه جامع آن را را داريم که اين کميته از نمايندگان سازمانها و ارگانهاي تشكيل شده و شهرداري تهران يکي از اعضاي آن است . متاسفانه اين کميته جلسات متعددي را تشکيل داده و مصوباتي در آن به تصويب رسيده ولي هنوز به صورت جدي مورد بررسي قرار نگرفته اند. چند وقت است که جلسات اين کميته تشکيل ميشود؟ جعفري: از سال 70 تاکنون، ولي تا چند سال گذشته جلسات کميته آلودگي هوا خيلي مستمر نبوده و در بسياري از اوقات از طرف سازمان محيط زيست که متولي اين امر است پيگيريهاي مستمري صورت نگرفته است و در اين ميان شهرداري هم بر اين موضوع پافشاري نميکرده است. به نظر من سازمان محيط زيست در جهت اجرايي کردن برنامههاي خود از قدرت لازم برخوردار نيست درحالي كه بسياري از کشورها متولي محيط زيست را از حد معاونت رياست جمهوري خيلي فراتر و در حد وزارتخانه دارند. همچنين ارگانهاي مختلف کشور، تعامل خاصي در حيطه محيط زيست ندارد و سازمانها موازي يکديگر حرکت ميکنند و گاهي اوقات يکديگر را نفي ميکنند. لذا براي حل اين معضل نياز به طرحي جامع در کلان شهر تهران داريم تا در آن حدود و اختيارات وظايف ارگانها در بحث توسعه ديده شده باشد. آقاي درويش! ارزيابي شما در زمينه توسعه محيط زيست شهري چيست؟ درويش: سکونتگاههاي شهري از بستري لازم در کشور برخوردار نيستند . هنگامي که در کشورمان دچار ناپايداري شويم و در روندها و شاخصهايمان شيب منفي داشته باشيم شهر هم متاثر از اين شيب حرکت خواهد کرد. شهر تهران نيز جداي از ردپاي اکولوژيکي خود به شدت منفي و پر شده است. يکي از دلايلي که باعث شده تا دولتمردان در فکر تغيير پايتخت سياسي کشور باشند به همين مقوله باز ميگردد، زيرا ظرفيت بومي شهر تهران پر شده و ديگر با تمهيدات دانش موجود نمي توان از آن به عنوان شهري ايمن و مطمئن به عنوان پايتخت کشور با چشم انداز 1404 ياد کرد همچنين شهر تهران روي گسل زلزله قرار دارد و از اين نظر بسيار آسيب پذير است. در عين حال در قسمت جنوبي رشته کوه البرز قرار دارد و در اين مسير سرعت باد در مسير غرب به شرق بسيار کند است و اين عامل پديده وارونگي هوا را در شهر تهران به وجود ميآورد. شهر تهران گنجايش ظرفيت 2 ميليون نفر را ولي با ضرب تمهيدات مختلف 10 ميليون نفر را در خود جاي داده است و اين يعني در جهت توسعه ناپايدار گام برداشتن. ايراد کار در کجاست؟ درويش: اصليترين مشکل ما به عدم وجود مديريت يكپارچه شهري بازميگردد. اکنون در زمينه حفظ محيط زيست گفته ميشود كه بخشي ازحفاظت محيط زيست بر عهده سازمان محيط زيست و بخش ديگر آن برعهده وزارت جهاد کشاورزي است كه حفظ پايداري اکولوژيک يکي از وظايف اين وزارتخانههاست. در عين حال وزارت نيرو، وزارت کشور و ستاد حوادث غير مترقبه نيز در مديريت آن نقش دارند. هر کدام از وزارتخانهها عملکردي در مورد توسعه پايدار دارند. اين عملکردها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ درويش: متاسفانه آموزه هاي محيط زيستي در کشور جايگاه خودش را ندارد و بيشتر ملاحظات اجتماعي، سياسي و اقتصادي را در دستور کارمان قرار ميدهيم. نگاه ما در کشور به مباحث زيست محيطي يک نگاه لوکس است و همين نگاه باعث بروز پديده ريز گرد در تابستان امسال شد و 18 استان کشور را در گير كرد. محيط زيست ميتواند يک خاکريز مشترک ميان ايران و کشورهاي همسايه نظير عربستان، کويت، عراق، سوريه، امارات متحده عربي، ترکيه و. . . باشد که در منطقهاي واحد به نام پايداري سرزمين دور هم جمع ميشويم و اختلافات را کنار گذاشته و مودت ايجاد ميکنيم. در اين جا اين سوال پيش ميآيد که چرا از نقاط مشترکي که در مقوله محيط زيست چالش هايي را به وجود ميآورد به عنوان يک فرصت در منطقه نگاه نميکنيم و همدليها را افزايش نمي دهيم؛ در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه ميتوانيم از اصل 50 قانون اساسي کشور که 30 سال پيش توسط نخبگان ما در ميثاقنامه ملي قرار گرفته استفاده کنيم؛ در اين اصل ذکر شده که حفظ محيط زيست باعث احياي حيات اجتماعي روبه رشد مردم ايران ميشود. متاسفانه آموزهاي که امسال شعار جهاني محيط زيست است 30 سال پيش در قانون اساسي کشور آورده ايم ولي عملاً ضمانت اجرايي آن را در سطح جامعه شاهد نبوديم . در هر صورت انتخابها شکل گرفته ولي از کارشناسان محيط زيست ميتوان در کنار مديران استفاده کرد. ما به عنوان يک متخصص بايد چهکار کنيم؟ درويش:متاسفانه برخي از تصميم سازان ما به عملکرد مديران بالادستي خود نگاه ميکنند و سعي بر آن دارند تا محلل علمي مدير بالا دست خود باشند و اين افراد در اغلب اوقات کار شناس خود را به دليل رضايت مدير بالا دستي حذف ميکنند. در هر حوزهاي از محيط زيست انجمن هايي نظير مرتع داري، جنگل داري، گروه علمي جنگل باني، بيابان زايي و غيره همچنين 8 تشکل هم در مقوله محيط زيست داريم. چرا از نقطه نظرات انجمنها در انتخاب رياست سازمان محيط زيست استفاده نميکنيم. چرا وقتي يک حادثه زيست محيطي اتفاق ميافتد حتي از اين انجمنها يک نامه اعتراضي هم نميبينيم؟ درويش:متاسفانه در کشور تشکلها خيلي کمتر از آنچه در حد انتظار است فعال هستند. يکي از دلايل آن به نياز مبرم اين تشکلها به پشتوانه مالي باز ميگردد و اين پشتوانه در جامعهاي شکل ميگيرد که از حداقل رفاه برخوردار باشند. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي براي راي آوردن از بر طرف کردن مشکلات اقتصادي، بيکاري، ازدواج و. . . صحبت ميکنند ولي اگر همين نماينده از بيابان زايي و محيط زيست صحبت کند و اين مولفهها را در اولويت کار خود قرار دهد به هيچ عنوان راي نمي آورد و اين نوع نگرش به فقر فرهنگي عموم جامعه باز ميگردد. بايد فرهنگ سازي را از رده هاي پايين سيستم آموزشي نظير کودکستانها و دبستانها شروع کنيم. شاخص هاي محيط زيستي از چه جايگاهي برخوردار هستند ؟ درويش: محيط زيست بستر زندگي است. بر اساس آمارهايي که وزارت رفاه منتشر کرده در ماه هايي که زاينده رود خشک شده بود ميزان افسردگي مردم اصفهان افزايش پيدا کرده و راندمان کاري آنها پايين آمده بود . به نظر شما روند توسعه پايدار در حوزه شهري با کل کشور يکي است؟ جعفري: مسلماً شاخصهاي پايداري در محدودههاي مختلف جغرافيايي اعم از يك كشور يا شهر متفاوت است چراكه داراي مقياس، مديريت و كاربرد متفاوت هستند ولي در كل بحث توسعه پايدار در اصول كلي كشور يكي است. شما به عنوان متولي سازماني که با شهروندان در ارتباط هستيد چقدر موفق بوده ايد؟جعفري:تقريباً نتوانستهايم از آسيب هايي که به محيط زيست در حيطه شهري وارد ميشود، پيشگيري کنيم. درويش: زمين در مناطق 17 تهران 170 سانتي متر و در مناطق 14 و 15 ،140 -130 سانتي متر نشست کرده است که علت آن به ميزان بي رويه برداشت ما از سطح سفره هاي آب زير زميني باز ميگردد که به هيچ عنوان تناسبي با سيستم تغذيه ندارد. رد پاي اکولوژيک شهر تهران پر شده است. به عنوان نمونه، تهران 1/2 درصد مساحت کل کشور را داراست و 22 درصد جمعيت کشور را به خود اختصاص داده است. همچنين 35 درصد صنايع، 85 درصد نخبگان کشور نيز در اين کلانشهر زندگي ميکنند، اين پراکندگي چگونه با توسعه پايدار هماهنگي دارد و عدالت محور است. چرا وقتي پديده ريزگرد به تهران ميرسد رئيس سابق سازمان حفاظت محيط زيست به عراق سفر ميکند در حالي که مردم خوزستان و آبادان حدود 2 سال است که با پديده درگير هستند و سياستي براي حل آن در نظر گرفته نمي شد . اين عمل يعني خون مردم پايتخت رنگينتر از مردم مرز نشين است. در پايان يک جمع بندي ارائه دهيد؟ جعفري: چند سالي است که شهرداري تهران به آموزش هاي محيط زيستي خيلي بها داده است و از سال 85 تاکنون در دورههاي آموزشي استخدامي محيط زيست نيز قرار گرفته است. همچنين مديران مناطق 22 گانه شهرداري تهران آموزش هاي محيط زيستي ديده اند در عين حال براي ائمه جماعات مساجد و شوراياران محلات به دليل ارتباط مستقيم آنها با مردم کارگاه آموزشي محيط زيست برگزار شده است. براي ما فرهنگ سازي و آموزش بسيار مهم است اما در کنار آن اقتصاد نيز از درجه اهميت خاصي برخوردار است. درويش: اگر مسؤولان کشور بيشترين دغدغه فکري خود را در آموزش و پرورش به محيط زيست اختصاص دهند ميتوانيم در مسير توسعه پايدار حرکت کنيم. در اين راه آموزشها بايد به گونهاي باشد تا مردم عکس العملي را که در هنگام شنيدن واژههاي عشق، محبت، نفرت و علم ميشنوند به هنگام شنيدن توسعه پايدار و محيط زيست نيز نشان دهند. فدايي: اکنون محيط زيست با رسانه بيگانه است. انتظار ما از رسانهها اين است که در بحث هاي تخصصي محيط زيست با کارشناسان سازمان محيط زيست در تعامل باشند و حتي از آنها درخواست مقاله کنند. در اين راه مخلوط نکردن بحث هاي علمي و اطلاع رساني با مباحث مديريتي بسيار مهم است. رسانهها 2 ماموريت اطلاع رساني و خبر سازي دارند. در ماموريت خبري، خبرنگاران بايد با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، مديران و استانداريها و کارشناسان صحبت کنند ولي اگر قصد حساس کردن مردم به محيط زيست را دارند بايد وارد حيطه اطلاع رساني و آگاه سازي جامعه شوند.