
لیلا یارخدا
هیچ میدانید براساس بررسیهای انجام شده، بیمارستانهای ایران، قابل رقابت با کشورهای پیشرفته شناخته شدهاند؟
تصمیم گرفتم سری به بیمارستانهای پایتخت بزنم که البته در تعدادی از بیمارستانهای خصوصی به صدق این خبر پی بردم ولی متأسفانه وقتی به چند بیمارستان دولتی شهر سر زدم چیز دیگری یافتم؛ در وهله اول مثل همیشه با جمعی شلوغ روبهرو شدم که بلاتکلیف برای انجام کار بیمار خود به این سو و آن سو میرفتند. چهرههای خسته و پر از درد بیماران قابلتوجه بود؛ بیمارانی که در عمق نگاهشان درد موج میزد و نمیدانستند قرار است تحت درمان کدام دکتر قرار بگیرند!
بعد، فعالیتهای دانشجویان پزشک و رزیدنتها را مشاهده کردم؛ آنها برای رقابت با هم هرکدام به روش خود، بیمار را معاینه میکردند که البته این خیلی عالی است ولی امان ازآن لحظهای که بیمار دردهای سنگینی چون تورم آپاندیس، سنگ کیسه صفرا و کلیه داشت و دکترهای معالج (کارآموز) برای تجربه و تکمیل تخصص خود، بیمار مملو از درد را معاینه میکردند و با فشار بر محل درد صدای آه و ناله بیمار را دو چندان میکردند که البته این کار برای پیدا کردن نوع بیماری بود اما باور کنید حاضرید با دیدن این صحنه همان جا تخصص و مدرک را به این عزیزان اهدا کنید تا دست از معاینات آنچنانی خود بردارند! هرکدام از آنها در پرونده بیمار صفحهای را برای ثبت معاینات خود انتخاب کرده بودند و جالب اینکه هیچ کدام به برگه دیگری کاری نداشت و باز سؤالها و معاینات تکراری صورت میگرفت.
بیمار کلافه از درد اگر شانس میآورد بعد از این معاینات و مدت زمان طولانی زیر نظر متخصصان جراح اتاق عمل هدایت میشد کرد. در اینجا فقط نارضایتی بیماران به چشم نمیخورد؛ بلکه وقتی پای درد دل پزشکان و پرسنل بیمارستان مینشستی، آن وقت از کمبودها و نبود تجهیزات کافی گلایهها و شکایتها میشنیدی! کمبود دارو، وسایل، خدمات و...
از سوی دیگر، آزمایشگاهها از انجام بعضی آزمایشهای خاص معذور بودند و همراهان مجبور بودند برای انجام آزمایش به بیرون بیمارستان بروند؛ حتی دارو به اندازه کافی وجود نداشت و بیمار برای تهیه دارو مثل آنتی بیوتیکها باید به داروخانههای بیرون بیمارستان مراجعه میکرد.
یک نکته دیگر که قابل ذکر است دیدن صحنههایی بود که تا به حال ندیده بودم؛ کسانی که همراه بیماران بودند گاهی مجبور میشدند کار جداسازی سرم وکمکهای اولیه را خود برای بیمارشان انجام دهند مخصوصاً در شب !
یک نکته جالب اینکه اگر در این بیمارستانها آشنایی در بین پرسنل داشته باشید، آن وقت است که پادشاهی میکنید! به هرحال امیدواریم روزی برسد که تمام بیمارستانهای ایران از جمله پایتخت هیچ کمبودی نداشته باشند.