
امیر کوشا
وقتی می شونیم و می بینیم پیتر بیوتر، یکی از دستیاران افشین قطبی که با اصرار و درخواست اکید افشین قطبی راهی ایران شد و به عنوان کمک مربی روی نیمکت تیم ملی ایران نشست، یکی از دلالانی است که در زمینه نقل و انتقالات بازیکنان در اروپا فعالیت داشته، تازه متوجه می شویم چرا افشین قطبی که سابقه ای طولانی در همکاری با دلالان اروپایی و امریکایی دارد، از روز بعد از بازی با سنگاپور تا امروز که به هلند رفته تا امروز به تهران برنگشته است!
حل کردن این معما چندان هم دشوار نیست. می توانیم به سبقه زندگی افشین قطبی نگاهی بیاندازیم. افشین قطبی آنالیزوری بود که از طریق یکی از دوستان ایرانی اش در امریکا و در اوایل دهه 90 میلادی توانست از طریق یکی از دوستان ایرانی اش که اتفاقا هم از دلالان بین المللی بازیکنان و مربیان فوتبال است و هم دستی در تنها روزنامه ورزشی وقت ایران داشت، با بورامیلوتینوویچ مربی نام آشنای یوگوسلاو آشنا شد. بورا که خود را به واسطه بخش عمده ای از حضورش در فوتبال آسیا و امریکا مدیون روزنامه نگار و واسطه ایرانی می دانست، افشین قطبی را به عنوان یکی از آنالیزورهای ویدیویی خود همراه کرد.
این آغازی بود برای زندگی تازه قطبی در فوتبال آسیا. مردی که به واسطه تسلط بالایش به زبان انگلیسی و برخورداری از روابط بسیار بالای ارتباطی، پس از مدت کوتاهی توانست از طریق ارتباط بسیار نزدیک بورا و گاس هیدینک یکی از گروه 25 نفره تیم آنالیز ویدیوی هیدینک در تیم ملی کره جنوبی شود. این اتفاق در حقیقت نقطه اوج زندگی مردی بود که هرگز در مراودات و گفت و گوهای خود با مربیان دنیا و همکاران اروپایی و امریکایی اش خود را یک ایرانی معرفی نمی کرد. او در اولین روزهای حضورش در تهران و در گفت و گویی مفصل با یکی از روزنامه های ورزشی چاپ تهران، به همین مدعی اشاره کرد: «گاس هیدینک کمتر با ما حرف می زد... ولی یک بار از من پرسید تو متولد کجا هستی که گفتم امریکا!» در حالی که او در تهران دنیا آمد و سال ها در شیراز زندگی کرد. قطبی در حقیقت یکی از مهاجرانی است که پس از آغاز جنگ ایران و عراق کشورشان را رها کرده بودند!
قطبی در کره جنوبی ماند و با فدراسیون فوتبال این کشور همکاری خود را ادامه داد. یکی از مهمترین دلایل بقای قطبی در کره، پاسپورت امریکایی اش بود که او را در کشور کره جنوبی صاحب شرایط و امکاناتی خاص می کرد. اما ادامه زندگی این مربی درست از جایی دچار تحول شد که باز هم مدیربرنامه های ایرانی اش در امریکا آستین ها را برای درآمدی بالاتر در تهران بالا زد و او را تبدیل به طعمه ای برای رسیدن به پرسپولیس کرد. پژمان نوزاد از قبل معرفی قطبی به پرسپولیس و آغاز همکاری این دستیار و آنالیزور ناشناخته، هم درصد قابل توجهی از قرارداد قطبی را گرفت و هم پای خود را پس از سال ها به تهران باز کرد. نقش راهبردی نوزاد از راه دور کاملا در گوشه هایی از اتفاقات پرسپولیس هویدا بود. ماته دراگه چوویچ و جورج آرانادا بازیکنانی بودند که از طریق همین مدیربرنامه به پرسپولیس تحمیل شدند. دو ابزیکنی که در مجموع 4بازی برای پرسپولیس انجام ندادند و پرسپولیس را درگیر هزینه ای بالغ بر 600میلیون تومان کردند! اما سود واقعی را از این قرارداد مالی، قطبی و نوزاد بردند!
***
زندگی افشین قطبی با واسطه ها و دلالان پیوندی ناگسستنی خورده است. می توان لیست بلندبالایی از هزینه های اضافه ای که قطبی روی دست باشگاه پرسپولیس و فدراسیون فوتبال گذاشت تا واسطه ها از این حیث صاحب منفعت شوند پیدا کرد. مارکو هرگز مدرک مربیگری نداشت و توسط قطبی به روی نیمکت آمد، دی کارمو حتی سابقه بازی در محلات برزیل را هم نداشت و ناگهان محبوب قلب قطبی شد و حالا باز هم ردپای یک واسطه دیگر در کنار او پیدا می شود. این بار چه توجیهی برای او وجود خواهد داشت؟
فدراسیون فوتبال را باید با یک سئوال ساده مواجه کرد. این که چگونه در فدراسیون فوتبال که مهدی تاج هر روز مقابل خبرنگاران می نشیند و از اهداف بلندمدتش در فدراسیون فوتبال حرف می زند، هیچ کس مدارک مربیگری کمک مربی قطبی را چک نکرده بود؟ طبق قوانبن فیفا، هیچ فرد حقیقی نمی تواند همزمان صاحب دو مدرک از سوی فدراسیون جهانی فوتبال باشد. به این معنا که وقتی مدرک ایجنت یا همان دلالی رسمی برای فردی مانند پیتر بیوتر صادر می شود، او دیگر قادر نخواهد بود مدرک مربیگری فوتبال داشته باشد. به این ترتیب، بیوتر، نه تنها دلالی است که از سوی فیفا بارها به دلیل نقل و انتقالات غیرقانونی جریمه شده، که حتی قادر به مربیگری هم نیست!
افشین قطبی سابقه ای معلوم در فوتبال دارد. او زندگی اش را با روابط خاص دلالان و مربیان آغاز کرد و از بدو زندگی اش در این فوتبال ایران کوشید راه هایی را برای کسب درآمدهای زیرمیزی برای خود مهیا کند. امروز که می فهمیم او یک دلال با سابقه ای تاریک و خراب را روی نیمکت تیم «ملی» ایران نشانده باید از فدراسیون فوتبال بپرسیم آیا در این فوتبال قحط الرجال شده بود که دلال ها را روی نیمکت ایران نشانده اید؟