
گفت وگو : رضا پويا اين روزها دولتهاي قدرتمند و تأثيرگذار در عرصه جهاني بخش وسيعي از قدرت نمايي خود را از حوزه نظامي و فيزيكي به حوزه رسانهاي رسانهاي و مجازي منتقل كرده اند. در ميان كشورهاي منطقه عربستان سعودي با استفاده از اين حربه اهداف ايدئولوژيكي وهابيگري خود را دنبال ميكند كه شبكه ماهوارهاي العربيه بخش وسيعي از اين سياست را به دوش ميكشد. در اينباره با دكتر سيد رضا ميرطاهر كارشناس مسائل بينالملل گفتوگو كردهايم. در ميان رسانههاي منطقهاي، سعوديها بيش از همه درباره مسائل پيش آمده در هفت ماه اخير ايران موضعگيري ميكنند. روزنامههاي الوطن، عكاظ، شرق الاوسط كه فرامنطقهاي است و در انگليس چاپ ميشود، شبكه تلويزيوني العربيه و ديگر رسانههاي عربستاني. در اين بين شبكه ماهوارهاي العربيه كه حتي بخش فارسي دارد به شكلي كاملا عريان، غيرحرفهاي و با جهتگيريهاي خاص اخبار داخل ايران را در سطح منطقه و فرامنطقه پوشش ميدهد. از اين رو ابتدا كمي درباره رسانههاي سعودي به خصوص العربيه بگوييد كه چه اهدافي را دنبال ميكند؟ شبكه ماهوارهاي العربيه چندين سال است كه توسط عربستان سعودي به ويژه براي رقابت با شبكه تلويزيوني قطري الجزيره تأسيس شده است. با توجه به نقش قابل توجهاي كه شبكه خبري الجزيره در طي سالهاي اخير در سطح جهان عرب به دست آورده است و به كشور قطر كمك كرده است تا در پيشبرد اهداف خاص خود در سطح بينالمللي و همچنين اعراب موفق تر عمل كند، عربستان نيز با توجه به اين تجربه تصميم گرفت كه يك شبكه خبري بينالمللي به زبان عربي تأسيس كند. عربستان با پيشنهادهاي جالب مالي كه داد در شروع تأسيس العربيه توانست كادر قابل توجهاي را جذب كند. ما شاهد اين هستيم كه العربيه تا كنون در راستاي سياستهاي كلي عربستان سعودي عمل كرده است البته اين نكته نبايد پنهان بماند كه اصولا همه كشورهايي كه به حدي از قدرت دست پيدا ميكنند تلاش دارند كه در چارچوب پيشبرد سياست خارجي و منافع ملي خودشان در سطح منطقهاي و بينالمللي از ابزارهاي قدرت نرم استفاده كنند. عربستان نيز در اين زمينه از ديگر كشورها مجزا نيست. يكي از مشخصههاي العربيه اين است كه در راستاي اهداف منطقهاي عربستان سعودي و همچنين اهداف ايدئولوژيك اين كشور به عنوان سردمدار وهابيت در سطح جهاني عمل كرده و به همين لحاظ ميتوان اينگونه پيشبيني كرد كه نوع جهتگيري اين شبكه خبري در قبال تحولات منطقهاي و بينالمللي متاثر از ديدگاههاي وهابيت خواهد بود. در اين چارچوب ما شاهد اين بوديم كه العربيه در طي سالهاي اخير به ويژه درباره تحولات ايران پس از انتخابات 22 خرداد با رويكرد خاصي به آن پرداخت و سعي داشت كه با نمايش ناآراميها و تظاهرات و در مجموع مسائلي كه در ايران ميگذرد تا حد امكان اوضاع ايران را بيثبات و نامطمئن جلوه بدهد. اين سياست در راستاي هدف كلان عربستان سعودي است كه خواهان تضعيف موقعيت منطقهاي و بينالمللي ايران و به ويژه متهم كردن ايران به انواع اتفاقات سياسي در سطح منطقه است. العربيه شبكه رسمي عربستان است؟هر كشوري داراي رسانههاي رسمي است كه اخبار آنها نشان دهنده سياستهاي آن كشور است. اما برخي از خبرگزاريها و شبكههاي خبري هستند كه اگر چه رسمي نيستند اما به طور كامل از سياستهاي آن كشور حمايت ميكنند و به لحاظ مالي نيز كاملا به آن وابسته هستند كه ميتوان اصطلاح شبه رسمي را براي آنها برگزيد. شبكه العربيه از اين دسته است كه به طور مستقيم مورد حمايت وهابيهاست. اتفاقات اخير ايران نشان داد كه العربيه دقيقا همسو با رسانههاي غربي عمل ميكند به نظر شما در اين زمينه عربستان با غرب سياستهاي همساني دارد و در يك راستا عمل ميكند؟ به نظر ميرسد كه شبكههاي العربيه، الجزيره و همچنين ديگر شبكههاي بينالمللي غربي در مورد ايران هدف واحدي را دنبال ميكنند. به اين دليل كه منافع كلان عربستان با كشورهاي غربي در مورد جمهوري اسلامي ايران يكسان است. همه اينها در تلاش هستند كه به هر نحوي از ميزان نفوذ ايران در منطقه بكاهند. در مورد عربستان مسأله رقابت و تلاش براي كاهش نفوذ ايران صبغههاي متعددي دارد. يكي از آنها بحث تقابل ايدئولوژيك است كه بين ايران به عنوان مهد تشيع و عربستان به عنوان مهد وهابيت و اسلافيگري سلفي محسوب ميشود ولي اين رقابت از جوانب ديگر نيز قابل بررسي است از جمله تلاش براي سبقت از ايران در مسأله خليج فارس به طور خاص و در صحنه خاورميانه به طور عام. به ويژه با توجه به موفقيتهايي كه ايران در سالهاي اخير در منطقه خاورميانه به دست آورده و خود را به عنوان عنصر تأثيرگذار منطقه معرفي كرده است. اين تأثيرگذاري را ميتوان در پيروزي حزب الله لبنان و همچنين جنبش حماس در جنگهاي 33 و 22 روزه مشاهده كرد كه هر دو گروه مبارز مورد حمايت معنوي جمهوري اسلامي ايران قرار دارند. در حالي كه افزايش نفوذ ايران در اين زمينهها دقيقاً با كاهش نفوذ و اقتدار عربستان در صحنه جهان عربي مصادف بوده است و اين براي عربستان سعودي و حاكمان اين كشور به هيچ وجه قابل تحمل نيست. از اين رو يكي ديگر از ابعاد رقابت ايران و عربستان در بعد سياسي است. با توجه به اينكه عربستان يكي ديگر از صحنههاي تقابل با ايران را كشور يمن ميداند و ايران را متهم ميكند كه به شيعيان اين كشور كمك ميكند. لذا با وارد شدن به درگيري يمن از ديدگاه برخي از صاحبنظران به طور غير مستقيم به مقابله با ايران پرداخته است. بنابراين جداي از رقابت مذهبي، بحث رقابت سياسي و امنيتي در سطح منطقه خاورميانه براي عربستان سعودي بسيار اهميت دارد تا از نفوذ ايران جلوگيري كند. طبيعي است كه در قرن بيست و يكم كه موضوع جنگ نرم و استفاده از ابزارهاي قدرت نرم يكي از اولويتهاي سياست خارجي كشورها محسوب ميشود عربستان سعودي نيز به اين فكر افتاده است كه علاوه بر استفاده از ابزارهاي سياسي و مالي - اقتصادي از ابزارهاي رسانهاي نيز استفاده كند. تأسيس شبكه خبري ماهوارهاي العربيه در اين چارچوب قابل ارزيابي است. عربستان با تأسيس اين شبكه به دنبال اين است كه در مرحله اول بر افكار عمومي مردم كشورهاي عربي تاثير مستقيم بگذارد. اين تأثيرگذاري در دو بعد قابل تبيين است. در بعد اول عربستان تلاش ميكند افكار عمومي اعراب را كه از شمال آفريقا تا شبه جزيره عربستان و خليج فارس امتداد دارد را در راستاي اهداف و ديدگاههاي خود شكل دهد و در مرحله دوم با فضاسازي عليه رقبا و دشمنان بالفعل و بالقوه از ميزان حضور و تأثيرگذاري آنها در منطقه بكاهد. طبيعتاً با توجه به اينكه عربستان، جمهوري اسلامي ايران را يكي از رقباي اصلي منطقهاي تلقي ميكند، در تلاش است تا با استفاده از ابزارهاي رسانهاي به فضاسازي عليه ايران بپردازد. اين فضاسازي در مرحله اول تلاش براي نشان دادن فضاي ناآرام و بيثبات ايران است كه پس از انتخابات رياست جمهوري اخير به شدت در عرصه رسانهاي افزايش پيدا كرد و در مرحله دوم سعي دارد با ايجاد خبرسازيهاي دروغين و ايجاد جنگ رواني به موقعيت منطقهاي ايران لطمه وارد كند. جنگهاي رسانهاي عموماً اهداف تعيين شدهاي را دنبال ميكنند كه در پي نتيجه خاصي هستند. به نظر شما اهداف نهايي و پنهان العربيه در اين عرصه چيست؟ تصور من اين است كه هدف نهايي شبكه خبري العربيه در رابطه با ايران به عنوان يكي از رقباي اصلي عربستان سعودي در سطح منطقه خاورميانه تضعيف كلي موقعيت منطقهاي و بينالمللي جمهوري اسلامي ايران است. اين هدف در بعد داخلي و خارجي ايران دنبال ميشود. در بعد داخلي همانگونه كه گفته شد سعي دارد با متشنج نشان دادن اوضاع داخلي چهره كاملاً متزلزلي از وضعيت ايران را به نمايش بگذارد. اما در بعد خارجي سعي ميكند با طرح مسائلي كه به واقع نقطه قوت سياست خارجي ايران است مثل موضوع هسته اي، آن را به نحوي در تقابل با جامعه بينالمللي قرار دهد و القا كند كه ايران در انزواي بينالمللي قرار دارد.
آيا تا به حال توانسته است موفق عمل كند؟به هر حال اين شبكهها با خبرسازي و انجام مصاحبههاي متعدد با كارشناسان همسو، انتشار اخبار غيرواقعي يا اخبار شبه دار سعي ميكنند كه با فضاسازي رسانهاي به اهداف خود نزديك شوند. به عنوان مثال تلاش گسترده رسانههاي عرب زبان بويژه العربيه براي پررنگ جلوه دادن نقش ايران در بحران اخير يمن قابل تامل است. آنها تلاش دارند كه ايران را به عنوان عنصر مسأله آفرين و دردسرساز در سطح منطقه خاورميانه معرفي كنند و در مقابل كشورهايي مانند عربستان، كشورهاي حاشيه خليج فارس، مصر و اردن را به عنوان كشورهاي داراي ثبات كامل نشان دهند. آنها را در قالب كشورهايي بگنجانند كه به دنبال بازگردان ثبات و امنيت منطقهاي هستند. اين سياستي كه در سياست خارجي و رسانهاي عربستان طراحي شده است.
با اين اوصاف به نظر ميآيد كه العربيه يك بي بي سي منطقهاي و عربي است. واقعيت اين است كه در قرن بيست و يكم رشته ارتباطات بويژه در عرصه ماهواره از اهميت بسيار زيادي در جهت دهي به افكار عمومي برخوردار است. از اين رو كشورها سعي ميكنند از اين ابزار نرم در راستاي گسترش اهداف سياست خارجي خود محروم نمانند. طبيعي است كه در زمينه شكلها و ماهيت انجام اين جنگ رسانهاي از تكنيكها و فنون واحدي استفاده ميشود. از اين ديدگاه ميتوان گفت كه چه رسانههاي ماهوارهاي خبري عرب زبان و چه رسانههاي ماهوارهاي خبري انگليسي مثل بي بي سي، سي ان ان، ان بي سي،اي بي سي و. . . از شيوههاي مشخصي استفاده ميكنند و تنها تفاوت قابل ذكر در زبان و مخاطبان آنها است.
ايران در اين زمينه چگونه عمل كرده است؟ آيا توانسته است بخشي از آنها را خنثي كند؟واقعيت اين است كه در حال حاضر در صحنه جهاني هر چند كه جنگ سخت فراموش نشده است و كشورها در پيرامون و با استفاده از ابزارهاي قدرت سخت و همچنين قدرتهاي اقتصادي، سياسي و نظامي به تقابل و تنازع با يكديگر ميپردازند اما با توجه به اينكه جنگ نرم و ابزارهاي آن نيز از اهميت زيادي برخوردار هستند به طبع كشوري كه سرمايهگذاري بيشتري در اين زمينه داشته باشد و بتواند مخاطبان بيشتري را جذب كند از اثرگذاري بيشتري برخوردار خواهد بود لذا در اين راستا ميتوان پيشنهاد كرد كه پخش گستردهتر شبكههاي رسانهاي عرب و انگليسي زبان ايران چه در قالب شبكههاي العالم و الكوثر و چه شبكه انگليسي زبان پرس تي وي حتماً باعث بازتاب مواضع سياست خارجي ايران ميشود و همچنين به بالا رفتن آشنايي و آگاهي افكار جهان با مواضع ايران در زمينههاي منطقهاي و بينالمللي كمك ميكند. اگر چنين زمينههايي به صورت حساب شده و علمي انجام شود طبيعتاً ميتوان انتظار داشت كه از تأثيرگذاري مطلوبي در سطح بينالمللي برخوردار شوند.