آمریکا در حال بازتعریف دشمنان سابق خود در منطقه با هدف تبدیل آنان از تهدید به فرصت است. احتمالاً این سیاست جزو همان استراتژی جدید آمریکا در منطقه است. واشنگتن در یک چرخش 180 درجهای قصد دارد دشمنان بالفعل سابقش را به دوستانی بالقوه مبدل سازد. آمریکا با این سیاست به سه هدف استراتژیک خود نائل خواهد شد. اول اینکه با به رسمیت شناختن دشمنان سابق خود در قلمروهای اشغالی، توان این را باز خواهد یافت تا خود را از ورطه جنگلهای فرسایشی که توان آمریکا را تحلیل برده است، نجات دهد، دوم اینکه از این نیروها به عنوان اهرم فشار علیه دولتهای حاکم استفاده کند؛ سیاستی که در حال حاضر از افغانستان تا عراق در حال عملیاتی شدن است، سوم اینکه از این نیروها برای مقابله با دشمنانش در منطقه استفاده ابزاری کند. ورود جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا به عراق و ملاقات با سران عراقی گواه همین امر است. هدف بایدن از سفر به عراق مجاب کردن سران عراقی در به رسمیت شناختن حزب منحله بعث است؛ حزبی که دستش به خون دهها هزار انسان بیگناه آلوده است. بعثیانی که با کشتار اکراد در شمال و شیعیان در جنوب هیچ محلی از اعراب برای خود باقی نگذاشتند.
اما آمریکا بدون توجه به خواست مردم عراق با تحت فشار قرار دادن حکام عراقی سعی در اجرایی کردن اهداف خود دارد؛ اهدافی که تضمینکننده سیاستهای بلندمدت آمریکا در منطقه خواهد بود؛ امری که در تضاد بنیادی و ساختاری با بدنه قانون اساسی عراق است چرا که طبق ماده هفتم قانون اساسی عراق، فعالیت هر گروه، جریان و حزبی که نژادپرستی و تروریسم و تکفیر یا طایفهگری را در پیش گیرد، تحت هر عنوانی ممنوع است. در رأس اینها فعالیت حزب منحله بعث است اما بهرغم نص صریح قانون اساسی عراق، آمریکاییان در پیمشروعیت بخشیدن به بعثیها هستند تا اولاً از این نیروها به عنوان یک آلترناتیو استفاده شود. چرا که این نیروها توان این را دارند، به عنوان اپوزیسیون که حمایت آمریکا را به دنبال خود دارند دولتهای حاکم را تحت فشار قرار دهند، دوم اینکه حال که بعثیان با همکاری گروههای تکفیری و القاعده امنیت عراق را به مخاطره انداختهاند، دست از مبارزه با نیروهای آمریکا و ناتو بردارند. با این سیاست، آمریکا فرصت خواهد یافت تا خود را از باتلاق جنگ در عراق نجات دهد، سوم اینکه از آنجایی که بعثیان کینهای عمیق با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اکراد در شمال و شیعیان در جنوب دارند، همچون ابزاری در دستان آمریکا برای مقابله با گروههای فوقالذکر باشند، همین سیاست در کشور افغانستان هم در حال پیگیری است.
چنانکه ژنرال استنلی مک کریستال، فرمانده نیروهای تحت امر سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو در افغانستان اعلام کرد: افزایش شمار نیروها در این کشور در نهایت به دستیابی به صلح با طالبان از طریق مذاکره منجر خواهد شد. این سخن مک کریستال گواه این امر است که آمریکا از همان سیاستی که در عراق در رابطه با بعثیان در پیش گرفته است، در رابطه با طالبان در پیش گرفته، تا اولاً با مشروعیت بخشیدن به طالبان خود را از باتلاق جنگ افغانستان نجات دهد، دوم اینکه از این نیروها به عنوان آلترناتیو در مقابل دولتهای حاکم در افغانستان استفاده کند. چرا که با این نیروها توان تحت فشار قرار دادن آن دولتها را در راستای سیاستهای اعمالی خود خواهد داشت، سوم اینکه طالبان همچون بعثیان در عراق دشمنی عمیقی با نظام جمهوری اسلامی در ایران داشته، از این رو این قابلیت در آنها وجود دارد تا همچون چکشی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده شوند.