کد خبر: 203809
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۳:۵۷
«لزوم برخورد با تئوری‌پردازان فتنه و بدعت‌گذاران در فقه» در گفت‌وگوی «جوان» با حجت‌‌الاسلام والمسلمین محسن غرویان
آنچه در چند ماه اخیر روی داد و کشور را به نوعی در عرصه‌های مختلف دچار کندرفت کرد، بیشتر از هر چیز محتاج شفاف‌سازی و آگاه‌سازی نخبگان و از جمله روحانیون و حوزویان بود. اینکه حوزویان تا چه حد در جهت آگاه‌سازی جامعه و فرونشاندن غبار فتنه از سر و روی کشور موفق بوده‌اند، احتیاج به تأمل چندانی ندارد.
«اَیْنَ عمار» از زبان مقام معظم رهبری را پس از مرور چند ماه اخیر و مردود شدن بسیاری از نخبگان و روحانیون می‌توان به درستی درک کرد. حجت‌الاسلام و المسلمین محسن غرویان اتفاقات چند ماه اخیر خصوصاً حرمت‌شکنی و هتک‌حرمت عده‌ای انگشت‌شمار و علل آن را تشریح و تحلیل می‌کند.
محور دیگری که ایشان به آن پرداخته بحث فتاوی نادر برخی از مراجع و تأثیر آن بر مردم و حوزه است. این گفت‌وگو در دفتر ایشان صورت گرفته است.عده‌ای قلیل در ماه‌های اخیر شعارهای ساختارشکنانه‌ای از جمله «استقلال‌آزادی جمهوری ایرانی» سر دادند. نظرتان را در این رابطه بفرمایید. به عقیده بنده شانس این گروه برای رسیدن به اهدافشان صفر است. به خاطر آنکه اسلام با هویت مردم ایران گره خورده است و ایرانیت‌ ما تحت شعاع اسلامیت ماست، اسلامیت به عقیده من پررنگ‌تر از ایرانیت ماست گرچه ایرانیت برای مردم ما مهم است ولی اسلامیت برای مردم ما اهمیت بیشتری دارد و مردم به این راحتی از اسلامیت دست نمی‌کشند. گرچه «حب الوطن من الایمان» یعنی دوست داشتن ایران به عنوان وطن جزئی از ایمان است ولی در همین عبارت هم دوست داشتن وطن بخشی از ایمان به حساب می‌آید نه همه ایمان، پس معلوم می‌شود ایمان وسیع‌تر و گسترده‌تر از عشق به وطن است. لذا جمهوری اسلامی که ما می‌گوییم امری عقیدتی است و نه یک علاقه ناسیونالیستی به خاک و وطن جغرافیایی. از دید جامعه‌شناسی اگر به جامعه ایران نگاه کنیم و با نگاه مردم‌شناسی اگر بخواهیم مردم کشور را ارزیابی کنیم به‌خوبی به این نکته می‌رسیم که اسلامیت در قلب و دل هویت ایرانی‌ها وجود دارد و به این راحتی نمی‌توان اسلامیت را از مردم ایران جدا کرد. شانس موفقیت طرفداران جمهوری ایرانی بسیار بسیار ضعیف است.چه کسانی زمینه‌ ساختار‌شکنی‌ها و حرمت‌شکنی‌ها را فراهم کرده‌اند؟ به صورت مثال بچه‌ای که در یک خانواده است خواسته‌هایی دارد که بعضی از این خواسته‌ها را والدین برآورده می‌کنند و بعضی از آنها را نه و بچه از کنار آنها رد می‌شود. اما اگر پدر و مادر با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و محیط خانه را دچار اضطراب کنند،‌ بچه‌ای که در طول زندگی عقده‌هایی را که در پی برآورده نشدن خواسته‌هایش به وجود آمده بود عقده‌گشایی می‌کند و دوباره خواسته‌های گذشته خود را مطرح می‌کند. به عقیده من جامعه بزرگ هم به همین شکل است. وقتی برخی از سابقه‌داران نظام حرمت نگه ندارند و شروع به تحقیر و تهمت کنند آن زمان برخی از مردم هم دست به عقده‌گشایی می‌زنند، کسانی که دست به شعارهای ساختارشکنانه‌ای مثل «نه غزه، نه لبنان،‌جانم فدای ایران» زده‌اند عده‌ بسیار قلیلی از جامعه را تشکیل می‌دهند و اکثر قریب به اتفاق مردم روی همان ارزش‌های اسلامی و انقلابی استوار هستند. زمینه بروز فعلیت این‌گونه افعال و حرکات را برخی از انقلابیون نظام به وجود آورده‌اند.در یک پدیده اجتماعی نمی‌توان تک عاملی عمل کرد، بلکه عوامل پیچیده‌ای دست به دست هم می‌دهند که یک جریان اجتماعی را رقم می‌زنند. بزرگ‌ترین عامل به وجود آوردن اینگونه مسائل اختلاف و تفرقه است، بنده به دنبال وحدت و اعتدال هستم و معتقدم کسانی که می‌خواهند جامعه را به عنوان مسؤول اداره کنند باید آستانه تحمل خود را بالا ببرند و بحران به وجود آمده را مدیریت کنند. مادامی که خطوط اصلی نظام و اسلام مثل قانون اساسی، اسلامیت و جمهوریت نظام و ولایت فقیه را کسی به هم نریزد اشکالی وجود ندارد اما اگر کسی روی اینها پا گذاشت باید با او همانند قانون برخورد کرد. همانگونه که در روایات داریم باید آستانه تحمل را بالا ببریم خصوصاً سیاسیون جامعه، چراکه در احادیث ابزار ریاست سعه‌صدر ارزیابی شده است.اینکه هفت ماه نظام و قوه قضائیه هیچ گونه برخوردی با سران فتنه نکرده‌اند نشان سعه‌صدر نظام نمی‌تواند باشد؟ بله، این سعه‌صدر و تحمل بالای نظام را می‌رساند.به عقیده شما زمان آن نرسیده که قوه قضائیه با سران فتنه برخورد کند؟ همانطور که مراجع بزرگ مثل آیت‌الله جوادی آملی و مکارم شیرازی و دیگر بزرگواران فرموده‌اند دستگاه قضائی باید به صورت دقیق و موشکافانه با این جریانات برخورد کنند. اگر بدون مرز و احراز و تشخیص قوه قضائیه با این جریانات برخورد کند بحران را بیشتر تشدید می‌کند و آن را حل نمی‌کند.شما به عنوان یک حوزوی وقایع روز عاشورا و حرمت‌شکنی‌های قبل از آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟وارد مصادیق نمی‌شوم. هر کسی که یک جو عقل و انصاف داشته باشد، کتک زدن و حمله کردن به عزادار سیدالشهدا را به هیچ وجه یک درصد تأیید نمی‌کند و قطعاً حرمت‌شکنی را محکوم می‌کنم، حتی بنده به عنوان مسؤول دفتر مطالعاتی پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد بیانیه رسمی دادم و در مطبوعات قم هم به چاپ رسید و حرمت‌شکنی‌ها و هتک‌حرمت‌های روز عاشورا را محکوم کردم. هیچ کس نمی‌تواند تصور این را بکند که حرمت‌شکنی روز عاشورا مورد تأیید قرار بگیرد. عاشورا روزی است که نه تنها برای ما مسلمانان و شیعیان محترم و قابل تکریم است بلکه برای غیرمسلمانان هم قابل احترام و ارزش است.به عقیده شما آنچه از آقایان موسوی و کروبی باید سر می‌زد تا مردم حداقل صف‌آنها را از هتاکان و حرمت‌شکنان جدا کنند چه بود؟ آنها باید حرمت‌شکنی‌ها و هنجارشکنی‌ها را محکوم می‌کردند تا برای مردم بسیاری از مسائل مشخص شود.در هفت ماه اخیر شاهد حرکات و رفتارهای افراطیگری و ساختارشکنانه از سوی جماعتی اندک و قلیل بوده‌ایم، آیا این گروه که با نمادی مشخص و مبرهن به غائله آفرینی دست می‌زنند می‌توانند به خواسته‌ها و اهداف خود در آینده برسند؟ دستاورد اینگونه کارها خودش اغتشاش است، به این معنا که آنها به دنبال اغتشاش هستند و به اغتشاش هم دست پیدا می‌کنند. آنها هدف بلند و متعالی ـ به عقیده من ـ ندارند، آنها می‌خواهند برای نظام مشکل درست کنند تا این نظام و دستگاه‌های مختلف آن از جمله نیروی انتظامی و قوه قضائیه درگیر و دچار دغدغه و اضطراب شوند و در کل نظام ما را از اهداف متعالی باز دارند و سد محکمی جلوی پیشرفت و توسعه و تعالی در عرصه‌های مختلف از جمله فرهنگ ایجاد کنند. اغتشاشگر همانطوری که از اسمش پیداست به دنبال اغتشاش و ملتهب کردن فضاست و به طور یقین این افراد به هر هدفی که در ذهن دارند نخواهند رسید و با این کارها هم این افراد به نتیجه نخواهند رسید جز آنکه آبرو و عرض خود را در بین عموم مردم بیشتر خواهند برد و البته به عقیده من این اغتشاشگران و آشوب‌کنندگان ابزار دست و آلت بازیچه هستند. این افراد مزدورانی بیش نیستند که پادوی دیگران به حساب می‌آیند. یک سری متفکران و تئوری پردازانی هستند که پشت صحنه هستند و همان‌ها از این اغتشاشگران استفاده بهینه می‌کنند و در معنای درست سوء‌استفاده می‌کنند تا به اهداف خودشان نزدیک‌تر شوند. ما همیشه باید حواسمان باشد که خط مقدم اغتشاشگران تفکر و تئوری‌پرداز نیستند و به اصطلاح عددی به حساب نمی‌آیند و در کل در دید مردم ارزش و بهایی ندارند ولی کسانی که تئوری‌پردازی و یک فکر و ایده را تعقیب می‌کنند آنها مهم‌تر هستند و ما باید با همان تئوریسین‌ها مقابله فکری و منطقی داشته باشیم.آن هم به این معنا که شبهات آنها را پاسخ بدهیم، سؤالات آنها را پاسخ بدهیم و این کار بسیار مهم و ظریفی است. لیدرهای فکری این جریان به دنبال القای بدبینی، یأس، شبهه و عوام‌فریبی هستند و ما باید با منطق، استدلال و برهان با آنها مقابله کنیم.همین گروه در بحث جمهوریت و اسلامیت، جمهوریت را باارزش و اساسی قلمداد می‌کنند، این در حالی است که خواهان حذف اسلامیت هستند و معتقدند که اسلام در حکومت کردن کارایی و جایگاه ندارد؛ نظر شما در این رابطه چیست؟البته بحث‌های زیادی درباره جمهوریت و اسلامیت، ‌مشروعیت و مقبولیت شده است. بنده هم در حد توان خودم در طول سالیان گذشته فعالیت‌هایی دراین زمینه داشته‌ام. در نگاه عامه مردم ما اسلامیت بر جمهوریت می‌چربد و این در حالی است که ما می‌گوییم جمهوری اسلامی. ما جمهوریت را بر اسلامیت مقدم نمی‌دانیم بلکه اسلامیت را بر جمهوریت مقدم می‌دانیم. اینکه مقام معظم رهبری فرمودند جمهوریت از اسلامیت جدا نیست و اسلامیت از جمهوریت جدا نیست بحث فقهی می‌خواهد و مطلب ساده‌ای نیست و باید نشست و اینها را تبیین کرد. بنده یک دلیل افتراضی را مطرح کردم که براساس آن دلیل افتراز معتقدم حضور مردم و رأی اکثریت یا همان جمهوریت بخشی از مشروعیت را ایفا می‌‌کند. اینکه امام (ره) فرمودند میزان رأی ملت است، فقط مقبولیت را نمی‌رساند، بلکه سهمی از مشروعیت هم با رأی مردم است. دلیل هم که مطرح کردم این است که اگر دو فقیه واجد‌الشرایط اسلامیت هر دو مدعی رهبری باشند که از لحاظ علمی و فقهی در سطح برابر و همسانی باشند (هر دو عادلند، فقیهند و ...) اما از این دو فقیه یکی را مردم بیشتر دوست دارند و مثلاً 80 درصد مردم به یکی از دو مجتهد علاقه دارند و 20 درصد هم مجتهد دیگری را قبول دارند، اگر ما این دو پرونده را پیش پیغمبر (ص) قرار بدهیم و بگوییم هر دو شرایطی متوازن و مساوی دارند فقط تنها فرق آنها در جهت میزان علاقه مردم نسبت به آنهاست. (فرض بنده بر این است که رهبر شورایی نداریم) پیغمبر(ص) کسی را انتخاب می‌کند که طرفدار بیشتری دارد. در کل بنده اعتقاد دارم مشروعیت براساس شرایطی که شرع و اسلام تعیین کرده اگر در دو نفر باشد آن هم به صورت تساوی عرفی، کسی حق رهبری را دارد که از میزان رأی بیشتری بین عموم مردم برخوردار باشد و پیغمبر هم مطمئناً اینگونه عمل می‌کنند. معنای آن این است که پیغمبر فردی را که 80 درصد مقبولیت دارد حکومتش را مشروع می‌‌داند و دیگری را غیرمشروع می‌داند. پس اسلامیت در اولویت نسبت به جمهوریت قرار دارد.‌ نظر خود را در مورد شعارهای مبنی بر جدایی دین از سیاست که این گروه سر می‌دهند بیان کنید.برخی از تفکرات این گروه قلیل (درباره جدایی دین و سیاست بیان می‌کنند) همان تفکرات سکولاریسم است و با مبنای دینی ما بسیاری از تفکراتشان سازگاری ندارد و ملت ما حکومتی که مدنظر این گروه است را نمی‌خواهند. ملت ما همانگونه که قبلاً عرض کردم مردمی اسلامی و پایبند به ارزش‌های دینی و انقلابی هستند و بحث ما در یک جامعه با فضای دینی است نه یک جامعه که سکولار است و مردم علایق دینی ندارند. این ملت براساس شواهد تاریخی در صحنه‌های مختلف حضور داشته‌اند و حضور دارند (مراسمی مذهبی و غیرمذهبی مثل روز عاشورا، 22 بهمن و...) و این حضور به معنای آن است که نظام و حکومت را قبول دارند و به دنبال یک حکومت دینی هستند.لذا با توجه به این فضا می‌گویم حکومت سکولار به درد این جامعه نمی‌خورد. اما در جوامع غربی وضع به این شکل و مبنا نیست و در واقع حاکمیت دین و ارزش‌های دینی خیلی برای آنها مهم نیست. اما ما در فضای مذهبی کشور خودمان مطمئنیم که این اقلیت در خلاء به سر می‌برند و اظهارنظر می‌کنند.چرا کسانی که با بیانیه‌هایشان این افراد را به سطح خیابان‌ها می‌کشند و خود ادعای پیروی از اسلام و امام (ره) را دارند. با شنیدن مواضعی خاص از این افراد اعلام برائت از آنها نمی‌کنند؟ ما معتقدیم آنهایی که مذهبی هستند و داعیه دین و انقلاب دارند باید از اینها اعلام برائت و جدایی کنند. این افراد باید از اندیشه سکولار اعلام‌تبری بجویند و صف خود را از آنها جدا کنند. ملت ما حاکمیتی که هیچ رابطه‌ای با دین و ارزش‌ها و شعائردینی نداشته باشد را نمی‌خواهد. ما به این افراد می‌گوییم شما اگر می‌توانید چنین حکومتی را در ایران به پا کنید، آنها نمی‌توانند چنین کاری بکنند. ما با شناختی که از مردم و روحیات مردم داریم می‌توانیم به راحتی بگوییم آنها نمی‌توانند چنین کاری را انجام بدهند. حکومت لائیک و سکولار کشورهایی مثل ترکیه و مالزی بین ایرانیان جای ندارد و گروه‌های بسیاری قبل از این هم می‌‌خواستند این کار را بکنند اما نتوانستند و دلیلش هم این است که مردم آنها را همراهی نمی‌کنند. مگر نهضت آزادی و جبهه ملی در گذشته نزدیک و در ایام حضرت امام (ره) دنبال چنین حکومتی نبودند پس چرا نتوانستند به خواسته‌های خود برسند. دلیلش واضح و روشن است. چه کسی توانست حکومت سلطنتی و پادشاهی رژیم شاه را منقرض کند، شخصی فقیه و عالم بود که توانست، این کار را انجام بدهد و مردم این فرد را همراهی کردند آن هم به خاطر آنکه امام (ره) شعارها و خواسته‌های دینی داشت و هدفش برقراری حکومت دینی و اسلامی در جامعه بود و مردم زمانی که مطالبات و شعارهای امام (ره) را شنیدند به ایشان پاسخ مثبت دادند و همراهی کردند. سکوت سرکردگان آشوب در برابر حمایت پی‌درپی سران استکبار، سلطنت‌طلبان و رقاصان چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این نوع سکوت اگر علامت رضا باشد قابل قبول نیست،‌ این سکوت باید شکسته شود و موضع صریح و روشن اتخاذ شود. آقایان باید موضع خود را هر چه سریع‌تر بیان کنند و برائت خودشان را از اینگونه افرادی که اهل اغتشاش و آشوبگری هستند اعلام کنند. اینگونه مسائل با روحیات مردم ما سرسازگاری ندارد و بهتر است آقایان از رقاصان و مستکبران حامی اعلام انزجار و برائت کنند. باز هم تأکید می‌کنم اگر کسانی مدعی پیروی از امام (ره) و اسلام هستند باید صف خود را از این گروه‌ها و جناح‌های تابلودار جدا کنند.عده‌ای در حوزه‌ها دست به نوشتن توضیح‌المسائل زده‌اند و خودشان را مرجع به حساب می‌آورند؛ نظر خود را درباره شیوع این پدیده که در سال‌های اخیر باب شده است بیان کنید.بنده چندین سال قبل جزو شورای بررسی کتاب در قم بوده‌ام و در اداره ارشاد قم کتاب‌های چاپ شده را مورد بررسی و دقت نظر قرار می‌دادیم. در آن زمان مطلع بودم که حدود چندین جلد رسانه توضیح‌المسائل وجود دارد که نویسندگان آنها را روانه بازار کرده‌اند. بنده خودم به عنوان یک حوزوی با حدود 10 نویسنده بیشتر آشنا نبودم یعنی نویسندگان حدود 90 رسانه را نمی‌شناختم، بنده که حوزوی هستم خبر ندارم چگونه قابل قبول است که مردم این کتاب‌ها و نویسندگانش را بشناسند. توضیح‌المسائل چاپ کردن خیلی کار سخت و دشواری نیست و اصلاً موضوع مهمی نیست چرا که ما باید ببینیم مقلدی دارد یا ندارد یا کسی از نظرات او تقلید می‌کند یا نه. این مهم نیست که چند نفر بدون نام و نشان دست به این کار زده‌اند، باید ببینیم استقبال و تقلید مردم از اینگونه افراد و کتبشان چگونه است. این مهم است که آیا جامعه و مردم استقبال و روی خوشی به این گونه توضیح المسائل نشان می‌دهند یا نه. در این عرصه مراجعی هستند که از لحاظ رفتار و اخلاق به گونه‌ای هستند که مقبولیت بیشتری پیدا می‌کنند و برخی هم مقبولیت کمتری پیدا می‌کنند و عده‌ای هم مقبولیتی ندارند. این عرصه هم به نوعی رقابت است که مراجع و علمای دینی با هم دارند و نباید به راحتی از کنار آن گذشت.در حوزه کسانی رشد و نمو پیدا کرده‌اند که با فتاوی نادر و حیرت‌آور درصدد برجسته‌سازی اسم خود هستند و مرجعیت خود را می‌خواهند جا بیندازند، آیا شما از این گروه احساس خطر نمی‌کنید؟ بنده به خاطر اشراف بر مسائل دینی و مذهبی احساس خطر نمی‌کنم.چرا؟به خاطر آنکه قدرت مقابله علمی را در خودم می‌بینم که نظرات حیرت‌انگیز برخی از این افراد را نپذیرم. اگر مثلاً فتوای نادر را فردی اظهار کند بنده جوابش را می‌دهم. آن هم از دید عقلانی و مذهبی با استدلال و بیان.شما به عنوان کسی که در این حوزه صاحبنظر هستید شاید بتوانید پاسخگوی بسیاری از این فتاوی آن هم در جهت ردشان برآیید، اما آیا مردم و جامعه هم می‌توانند اینگونه عمل کنند و این فتاوی نادر نمی‌تواند به مردم و مرجعیت ضربه بزند؟ بنده برای مردم و مرجعیت احساس خطر می‌کنم و اگر بنده روحانی شدم به خاطر احساس تکلیف است. بنده در سال‌های دور رشته راه و ساختمان می‌خواندم و اگر حس مسؤولیت و احساس تکلیفی وجود نداشت همان رشته را با حقوق بالا ادامه می‌دادم. چون عشق و علاقه به علوم حوزوی داشتم آمدم طلبه شدم. ما اگر احساس خطر کردیم باید بدانیم که طرز برخورد با اینگونه مسائل باید به گونه‌ای باشدکه جوابگوی این گونه نظرات حیرت آور باشد. بنده بارها قلم خود را برداشتم و در جهت نقد افکار سروش مطالب زیادی نوشتم و سال‌ها این کار را انجام دادم و معتقدم الان هم باید همین کار را انجام داد، چرا که وظیفه و مسؤولیت این امر را بر ما تحمیل می‌کند. قطعاًَ برای مردم و جامعه‌بنده احساس خطر می‌کنم اما روش مقابله و راهکار آن نقد علمی است و این کار را باید علما صورت بدهند و فتاویی که باعث لطمه زدن به مرجعیت و اسلام است را مورد بررسی و نقادی قرار بدهند. اگر علما و روحانیون هم دست روی دست بگذارند و حرکتی در این زمینه صورت ندهند قاعدتاً به رشد و توسعه اینگونه افکار و ایده‌ها کمک شایانی کرده‌اند.نکته ‌بسیار مهمی که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته مطرح فرمودند می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات به وجود آمده در این زمینه باشد. ایشان خواستار شکل‌گیری باشگاه فکری و عملی برای حوزویان شدند. رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند که نهضت علمی و تولید علم و جنبش نرم‌افزاری معنایش این است که شما باشگاه فکری داشته باشید. مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از استادان فلسفه و حوزه که من هم حضور داشتم، فرمودند باید در حوزه باشگاه فکری فقه،‌ اصول، کلام و فلسفه به وجود بیاورید و اگر کسی نظریه نادری می‌دهد شما باید بروید و آن نظریه را مورد نقد و بررسی قرار بدهید و حداقل 10 اشکال اصولی و عقلانی به آن نظریه بگیرید. وقتی شما 10 اشکال به نظریه آن فرد گرفتید، خود به خود آن فرد طرفدار و حامی پیدا نمی‌‌کند.مرجعیت موضوعی است که پایه اولیه و اصلی آن حوزه است و بعد به مردم می‌رسد یعنی آنکه مرجعیت اول شاگرد تربیت می‌کند و عده‌ای را به عنوان شاگرد قرار می‌دهد که افکار و عقایدش را بیان کند و بعد آن عده شاگردان در بین مردم افکار و عقاید آن مرجع را تبلیغ و ترویج می‌کنند و مردم هم به واسطه این افراد نسبت به آن فرد گرایش پیدا می‌کنند.اگر در همان مسیری که رهبر معظم انقلاب فرمودند ما حرکت کنیم جایی برای اینگونه افراد و افکارشان باقی نمی‌ماند و خود‌به‌خود افکار و عقایشان به انزوا می رود آن هم از دید و منظر مردم این کار صورت می‌گیرد.حوزویان و مراجع چطور می‌توانند در عین حفظ استقلال حوزه به حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بپردازند؟زمانی که نظام، نظام اسلامی است قطعاً علما و روحانیون هم حمایت می‌کنند چرا که آرزوی علما و مراجع برپایی حکومت دینی و اسلامی بوده است. به عقیده من این دو فرقی با هم ندارند و نظامی که اسلامی باشد و از دل حوزه بیرون آمده باشد، خود‌به‌خود‌ مورد حمایت مراجع و علما قرار می‌گیرد چرا که امام (ره) و مقام معظم رهبری چهره‌های حوزوی هستند و در رأس نظام بوده‌اند. به هر حال قابل تفکیک نیست و حوزه از حکومت و نظام نمی‌تواند جدا باشد. این دو در راستای هم هستند و علما و مراجع در عین استقلال حامی دولت بوده و هستند و از اصل نظام هم حمایت کرده و می‌کنند و در زمان حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری این رابطه بوده است. اصل به دور از جنجال‌های سیاسی مورد حمایت همه علما و مراجع است. مقام معظم رهبری البته فرمودند که دولت بیشتر به نظر مراجع و علما توجه داشته باشد و باید مورد نظر دقیق قرار بگیرد و با این کار دولت می‌تواند این همبستگی میان حوزه و نظام را محکم‌تر و جدی‌تر کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار