امروز لندن درحالی میزبان کنفرانسی به ظاهر بینالمللی در خصوص یمن بود که تجربه تحولات چند ماه و بخصوص چند هفته اخیر به صراحت این واقعیت را به اثبات رسانده است که مسائل پدید آمده در این کشور راهحل داخلی و منطقهای دارد و همچنانکه وقایع چند هفته اخیر نیز نشان میدهد، ورود قدرتهای فرامنطقهای تنها به گسترش و پیچیدهتر شدن بحران انجامیده است. انگلیس که از چند ماه پیش عهدهدار برگزاری کنفرانسی در خصوص افغانستان شده بود، بلافاصله پس از حمله تروریستی نافرجام و البته مشکوک، در مسیر خط هوایی آمستردام، دیترویت در نخستینروز سال جدید میلادی که اعلام شد عامل نیجریهای آموزشهایی از القاعده یمن دریافت کرده است، آمادگی خود را برای میزبانی کنفرانس بینالمللی یمن همزمان با کنفرانس افغانستان اعلام کرد. دولت لندن که برای برگزاری این کنفرانس از نیشخندهای مقامات پارلمان انگلیس نیز در امان نمانده است هدف از برگزاری این کنفرانس را کمک به دولت یمن برای مقابله با القاعده اعلام کرده است اما به اعتقاد ناظران دولت انگلیس در پوشش هدف اعلامی، اهداف اعلام نشده نیز از میزبانی کنفرانس لندن پیگیری میکند. از حدود یک دهه پیش، پس از آنکه مشخص شد آمریکا در چارچوب طرح موسوم به خاورمیانه بزرگ درصدد تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه برآمده است، انگلیس از طریق اتخاذ سیاست همراهی با آمریکا کوشید به هر طریق ممکن جایگاه و نفوذ سنتیاش را در این منطقه حفظ بکند که البته پس از روی کار آمدن اوباما کوشیده نقش مدیریتی نیز در حل بحرانهای بینالمللی شامل: بحران جهانی اقتصاد، بحران افغانستان و اینک بحران یمن به عهده بگیرد و احیای نفوذ نظامی گذشته خود در جنوب یمن از طریق حمایت از اپوزیسیون جنوب و تعمیم تجربه مبارزه با تروریسم در عراق به افغانستان و یمن از طریق اعطای امتیاز به کشورهای عربی از جمله اهدافی است که به طور مشخص در این جهت دنبال میشود. همچنین برخی از کارشناسان این احتمال را نیز مطرحکنند که کنفرانس لندن همانند کنفرانس فروردینماه ژاپن درباره ارائه کمکهای بینالمللی به پاکستان برای مقابله با تروریسم، عاملی برای مجبور کردن دولت صنعا به اعطای امتیاز به جداییطلبان جنوب تحت حمایت دولت لندن از یک سو و تشدید سرکوب دیگر مخالفان اعم از القاعدهایها و الحوثیها و سوق دادن این کشور در مسیر جنگ داخلی از دیگر سو باشد. این درحالی است که در پی استقبال گروه الحوثیها از پیشنهاد مصالحه ملی علیعبدالله صالح رئیسجمهور یمن و متقابلاً طرح ابتکاری این گروه به عربستان برای برقراری آتشبس که با وساطت یکی از رؤسای عشایر حاصل شد، بیش از پیش زمینه برای بهکارگیری راهحلهای بومی و منطقهای برای حل بحران پدید آمده است و از این لحاظ برگزاری اجلاس لندن میتواند تلاشی برای از بین بردن فرصتهای بومی و منطقهای باشد. اجلاس لندن از این جهت نیز قابل نقد است که دولت لندن متولی موضوعی شده است که فینفسه به دولت یمن و یا سازمانهای اسلامی و عربی مربوط می شود و از این لحاظ تلاشی برای کنار زدن اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی نیز محسوب میشود... به اعتقاد ناظران فقر و توسعه نیافتگی دشمن مشترک همه یمنیها صرفنظر از تفاوتهای مذهبی و سیاسی موجود در این کشور است و یکی از نتایج منفی درگیریهای چند ماهه اخیر افزایش فقر و فلاکت با توجه به خرابیهای گسترده ناشی از درگیریها و آوارگان ناشی از آن است. از اینرو بحران یمن راهحل نظامی و نیازی به مداخله کشورهای فرامنطقهای ندارد و اگر همان موافقتنامه دوحه مبنای حل بحران قرار میگرفت، چه بسا که از بسیاری از پیامدهای اسفناک کنونی جلوگیری می شد. یک بررسی واقعبینانه از درگیریهای چند ماه گذشته در یمن نشان میدهد که این درگیریها هیچ نفعی برای هیچ یک از بازیگران داخلی و منطقهای درگیر در این بحران و جنگ نداشته است و برعکس امکان حضور نظامی بیشتر دولتهای فرامنطقهای را در یمن فراهم کرد و یا به رژیم صهیونیستی امکان داده که یهودیان ساکن در یمن را به آمریکا و یا سرزمینهای اشغالی فلسطین منتقل کند و در عین حال القاعده نیز از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حضور استفاده کند و با توجه به اینکه کنفرانس لندن در چارچوب یک سناریوی از پیش طراحی شده برگزار میشود که ابتکار آن در دست دولتهای غربی است که به هیچوجه در امر مبارزه با تروریسم صادق نبوده و نیستند، لذا هرگز نمیتوان به نتایج این کنفرانس در کمک به برقراری ثبات و امنیت در یمن امیدوار بود.