
تنها چند روز مانده به برگزاری کنفرانس بینالمللی لندن درباره افغانستان، موضوع مذاکره با شبهنظامیان طالبان که از سوی دولت کرزای مطرح شده بود بار دیگر مورد توجه مطبوعات و محافل سیاسی افغانستان قرار گرفته است اما بحث اینکه در کنفرانس لندن، بر سر کدام موارد از مشکلات افغانستان صحبت خواهد شد و تصمیمهای گرفته شده در این کنفرانس، چقدر زمینههای عملی خواهند یافت، سؤالات اساسی است که پاسخ به آنها زوایای پنهان اهداف این نشست را بهخوبی بیان خواهد کرد.
در ادبیات برگزارکنندگان این کنفرانس بر تنها مسألهای که بیش از پیش تأکید شده است، گفتوگو با طالبان و تبادلنظر در مورد مسائل امنیتی است. البته از میزان کمکهای اقتصادی به این کشور و همچنین توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز شده است اما شاهکلید این کنفرانس بحث بر سر چگونگی تعامل یا تقابل با طالبان است.
باید توجه داشت که نشست لندن از نگاه بخش عمدهای از کارشناسان خود افغانستان نشستی بینتیجه و در عین حال با اهدافی از پیش تعیینشده است چرا که در این نشست هر دولت و بازیگری که در آن شرکت میکند از منظر خود به این کشور مینگرد و در جستوجوی تأمین منافع خود است به عنوان مثال در نشستهای قبلی برای افغانستان وعدههای زیادی داده شد که به ثمر ننشست و در مجموع از نشست توکیو تا کنفرانس برلین 12/7میلیارد دلار برای بازسازی افغانستان وعده داده شده است و این بار نیز فقط بر وعدهها افزوده میشود.
از طرفی دولت کرزای پس انتخابات از یک سو با چالش مشروعیت، گسترش فساد اداری و نبود مدیریت درست برای مهار بحران، روبهرو است و از سویی عدم تکمیل کابینه کرزای، به مشکلات موجود افزوده است و این وضعیت دولت میزان تحقق وعدههای داده شده را بسیار کاهش داده و ضمانت اجرای این تصمیمهای نشست را بهکلی از بین میبرد.
محمد ظاهر فقیری، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان میگوید: کنفرانس لندن برای تعهد بیشتر جامعه جهانی در جهت تقویت نهادهای امنیتی، همکاریهای منطقهای، رشد اجتماعی، سپردن مسؤولیت بیشتر به نهادهای افغانستانی و گرفتن تعهد بهتر برای همکاری جامعه جهانی و منطقهای در راستای پیشرفت افغانستان برگزار میشود. این در حالی است که در تازهترین اظهارات کرزای، وی مسأله گفت و گو با طالبان را از عمده مباحث این کنفرانس عنوان میکند.
حال با توجه به اینکه شاهکلید این نشست منیتی و مذاکره بر سر طالبان باشد باید بررسی کرد که آیا در طرف مقابل دولت عزمی برای بازی در این چارچوب ترسیم شده توسط غرب و کرزای وجود دارد و آیا طالبان میپذیرد که با کرزای و آمریکا وارد گفتوگو شود که حمله مسلحانه اخیر گروه طالبان به مرکز کابل در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری و کشته و زخمی شدن عدهای از مردم و نیروهای امنیتی توسط این گروه، نشان داد که طالبان بر موضع قبلی خود که عدم مذاکره با دولت حامد کرزای است، تأکید دارد و به عقیده کارشناسان، حوادث اخیر در افغانستان نشان داد که هنوز دولت افغانستان و جامعه جهانی، در مورد شناخت طالبان و ارائه یک تعریف روشن از آنها، در اشتباه هستند.
در عین حال ذبیحالله مجاهد که خود را سخنگوی طالبان معرفی میکند، میگوید که طالبان در کنفرانسی که از سوی خارجیها به خاطر منافع آنها برگزار میشود، شرکت نخواهند کرد.
برخی از تحلیلگران بر این باورند که طالبان با این حملات سعی کرد تا نشان دهد تسلیم نتایج کنفرانسی که قرار است طی چند روز آینده برای بررسی اوضاع افغانستان و ایجاد راهکار دیپلماتیک برای حل و فصل بحران این کشور در لندن برگزار شود، نخواهد شد و هرگز راهکارهای دیپلماتیک را نخواهد پذیرفت. به عبارتی حملات گسترده اخیر بر مواضع طالبان در افغانستان و همچنین عدم حضور نیروهای متمایل به طالبان در کابینه کرزای، اثبات توانایی بالای طالبان در این کشور برای حمله به تمام نواحی افغانستان، ارسال پیام به کنفرانس لندن و هشدار در مورد هرگونه برنامهریزی در مورد آینده افغانستان بدون در نظر گرفتن طالبان، هشدار به آمریکا و کرزای و شاید تحتالشعاع قرار دادن گفتوگوهای صلح بین دولت و طالبان انگیزه اصلی این حملات باشد. این فرض در حالی است که کرزای بارها از طالبان خواسته است که پای میز مذاکره بیایند و به دولت بپیوندند.
شاید با این تحولات اخیر در افغانستان بتوان گفت که کنفرانس لندن کسب مشروعیت جهانی دولت کرزای، با توجه به چالش عدم مشروعیت آن در انتخابات 29 است. نه بیشتر از آن