
گفتوگو از سیدحسن روتن
با وجود اینکه مقامات کاخ سفید از آغاز اشغال افغانستان تاکنون بارها بر تلاش برای تأمین امنیت افغانستان تأکید کردهاند، اما در عمل نه تنها این تلاشها به تأمین امنیت در این کشور منجر نشده بلکه اوضاع افغانستان را به شدت نا امن کرده است، به طوری که کابل پایتخت افغانستان بارها هدف حملههای انتحاری قرار گرفته و بسیاری بر اثر این حملات کشته شدهاند. با توجه به اینکه مقامات آمریکایی افزایش نیروی نظامی را به عنوان کلید تأمین امنیت مد نظر قرار دادهاند و این راه تاکنون مؤثر نشان نداده است، به نظر میرسد که در کنفرانس لندن که قرار است هشتم بهمن ماه برگزار شود، بررسی راههایی غیر از گزینه نظامی بیشتر مد نظر باشد. در همین رابطه گفتوگویی را با حسین مزاری رئیس خبرگزاری صدای افغان انجام دادهایم که به شرح زیر است.
به عنوان سوال اول لطفاً جزئیات بیشتری را در مورد حادثه هفته گذشته (28 دی) ارائه فرمایید. حوالی ساعت 9:45 به وقت کابل یک عملیات ا نتحاری در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری و در میدان نزدیک کاخ صورت گرفت. پس از انجام این عملیات چند نفر از افرادی که این عملیات را صورت داده و زنده مانده بودند در ساختمانهای اطراف کاخ موضعگیری کردند و ساختمانهای دولتی و هتلهای نزدیک آن را به رگبار بستند. همزمان با این اقدام نیروهای ارتش ملی و پلیس بلافاصله وارد عمل شدند و منطقه را محاصره کردند. پس از آن جستوجو و بازرسی برای شناسایی عوامل حادثه آغاز شد و این وضعیت امنیتی تا اواخر روز در کابل ادامه داشت. با وجود اینکه منابع دولتی اعلام کرده بودند که عناصر حمله چهار نفر هستند که دو نفر از آنها در اثر عملیات انتحاری در کاخ ریاست جمهوری کشته شدند و دو نفر دیگر نیز که در داخل ساختمان موضعگیری کرده بودند، خود را منفجر کردند، اما سخنگوی طالبان در گفتوگو با رسانهها مدعی شد که عناصر حملهکننده علیه مکانهای دولتی 20 نفر بودند.
به نظر شما کسانی که این حمله را صورت دادند، قصد تصرف کابل را داشتند؟
من این طور فکر نمیکنم چون تعداد افراد شرکتکننده در این عملیات انتحاری تنها چهار نفر بوده است، حتی اگر ادعای طالبان را در این مورد که تعداد افراد 20 نفر بوده است بپذیریم، بازهم با توجه به حضور نیروهای ناتو، آمریکا و انگلیس در کابل و همچنین حضور نیروهای ارتش و پلیس ملی امکان تصرف کابل با این تعداد کم غیرممکن به نظر میرسد.
آیا میتوان هدف حملهکنندگان را از این اقدام ترساندن مردم دانست؟
بله، مسلماً همین طور است. در واقع هدف این افراد متوجه ساختن اذهان عمومی در داخل و خارج و نشان دادن قدرت و به بیان دیگر قدرتنمایی طالبان بوده است.
به نظر شما چرا عاملان این حمله چنین زمانی را برای حمله انتخاب کردند و آیا ارتباطی میان زمان این حمله و ترکیب کابینه کرزای وجود دارد چون تمام وزرای رد صلاحیت شده که برای کابینه معرفی شده بودند، از حامیان طالبان بودهاند و اکنون کابینه در دست آمریکاست؟
فکر نمیکنم ارتباط خاصی میان این حمله و ترکیب کابینه کرزای وجود داشته باشد اما این حمله تنها سه روز پس از اعلام ردصلاحیت اعضای کابینه انجام شد.
به هر حال چنین حملاتی معمولاً در کابل رخ میدهد البته حملات سابق کماهمیتتر از این حمله بودهاند، بنابر این اگر قرار بود این حمله به بحث کابینه مرتبط باشد، باید پیش از اعلام اعضای کابینه و ردصلاحیتها انجام میشد. این در حالی است که 14 نفر از اعضای کابینه تأیید صلاحیت شدند و قرار است مراسم تحلیف آنها به زودی انجام شود، بنابر این با توجه به این نکته مهمترین موضوعی که میتوان به عنوان نیت حملهکنندگان مطرح کرد، ارتباط این حمله با کنفرانس لندن است.
به نظر شما چنین حادثهای چه نکتهای را برای گروههای سیاسی دخیل در امور افغانستان تداعی میکند، به بیان دیگر هدف اصلی طالبان از این حمله چه بوده است؟
اجلاس لندن به زودی برگزار میشود و یکی از مهمترین مسائلی که در این اجلاس به آن پرداخته خواهد شد، مسأله ادغام نیروهای مخالف دولت با دولت افغانستان است. مسلماً مهمترین گروه مخالفت دولت در افغانستان، طالبان است. این موضوع را هم دولت افغانستان توسط سخنگوی خود تایید کرده است و هم برخی از کشورهای شرکتکننده در اجلاس لندن به آن اشاره کردهاند. با توجه به این نکته به نظر میرسد که عملیاتهای اخیر بیشتر با هدف قدرتنمایی توسط طالبان صورت گرفته است. هدف طالبان از این قدرتنمایی این بوده است که فرصت چانهزنی در کنفرانس لندن را برای خود افزایش دهد و شرایطی را فراهم کند تا برگزارکنندگان اجلاس بیشترین توجه را به گروه طالبان داشته باشند و مطالبات طالبان تا حد زیادی تأمین شود.
با توجه به این مسأله واکنش دولت افغانستان به این حادثه چگونه بوده است؟
دولت افغانستان این حادثه را به شدت محکوم کرد البته قطعاً دولت افغانستان نمیتواند و نباید نسبت به این حادثه بیتفاوت باشد.
واکنش غربیها به این حادثه چگونه بوده است؟
غربیها پیش از این نسبت به حملات کماهمیتتر واکنش نشان میدادند و آن را محکوم میکردند اما در مورد این حادثه با وجود اینکه بازتاب وسیعی در رسانهها داشت و از اهمیت بیشتری برخوردار بود، واکنش قابل توجهی از سوی آنها صورت نگرفت.
به نظر شما آیا آمریکاییها در وقوع این حادثه نقشی داشتهاند؟
مشخصاً سندی مبنی بر نقش مستقیم آمریکا در این حمله وجود ندارد ولی به طور کل میتوان گفت، ریشه تمام ناامنیها و مشکلات در افغانستان متوجه غربیها به سرکردگی آمریکا و انگلیس است. ما فعلاً مسؤولیت تمام نابسامانیها، ناامنیها و مشکلاتی مانند فساد اداری و ناهنجاریهای فرهنگی و اخلاقی که در افغانستان میبینیم را متوجه دخالت کشورهای خارجی به ویژه آمریکا و انگلیس میدانیم.
یعنی اینکه آیا میتوان ادعا کرد که در انفجار خوست که اعضای سیا کشته شدند نیز کار آمریکا دخیل بود؟
به هر حال آمریکا در قضایا به شکلی دخیل است فردی که احتمالاً جاسوس سیا بود به سود طالبان وارد عمل شد و مرکز جاسوسی سیا را در خوست منفجر کرد. این مسأله نشاندهنده این است که آمریکاییها دخالتی در موضوع ناامنی و تنشهای داخلی افغانستان دارند.
پس میشود این انفجار را به آمریکا نسبت داد. با توجه به اینکه میان سیا و پنتاگون در داخل آمریکا اختلافات شدیدی وجود دارد به قصد تسویه حساب اتفاق افتاده است؟
مسألهای که در اینجا مطرح است این است که عملیات این چنینی در داخل کابل به عنوان یک دژ نظامی درآمده است. مردمی که در مقابل زندگی میکنند احساس میکنند که در یک پادگان نظامی زندگی میکنند. شهری که این چنین در محاصره ارتش و پلیس است و پایگاههای اصلی نیروهای خارجی در این شهر وجود دارد، در چنین شهری یک چنین عملیات گستردهای صورت میگیرد این مسأله به خودی خود شک و گمان را ایجاد میکند که باید چنین حملاتی به گونهای در ارتباط با عوامل پشت پرده باشد، به این معنا که برفرض اگر خود خارجیها مستقیماً دخالتی در این حملات ندارند دستکم عوامل و عناصری از درون منابع امنیتی و نظامی افغانستان در این قضیه دخیل هستند و نمیتوان ارتباط داشتن آنها را رد کرد.
با توجه به احتمال دخالت، آمریکا چه قصدی دارد؛ توجیه برای تداوم اشغالگری یا آوردن نیروهای جدید؟
دخالت داشتن آمریکا در این موارد توجیهات مختلفی و دلایل گوناگونی دارد. با هر دلیلی و توجیهی وضعیت موجود افغانستان به احتمال زیاد در راستای تأمین منافع غربیها صورت میگیرد زیرا اگر غیر از این بود راه حل مشکلات امنیتی افغانستان نظامی نبود. اصلاً دلیلی ندارد که نیروی نظامی وارد افغانستان شود و گفته شود که ما میخواهیم مشکلات امنیتی افغانستان را حل کنیم زیرا مشکلات امنیتی افغانستان راه حل غیرنظامی دارد. ما باید زیرساختهای اقتصادی افغانستان را بازسازی کنیم. در رابطه با زیرساختهای اقتصادی باید طرحهای جدید ارائه و اعمال شود و اشتغالزایی ایجاد شود. وضعیت معیشتی و عمومی مردم را بهبود بخشیم و با مواد مخدر در افغانستان مبارزه جدی صورت گیرد. به هر حال کشورهای همسایه که در ارتباط با آمریکا هستند و در حقیقت بسیاری از حرکاتی که توسط این کشورها صورت میگیرد در هماهنگی با آمریکاست، باید جلوی اینها گرفته شود تا در امور افغانستان دخالت نکنند. اینها راه حل موضوع است تا افغانستان از این وضعیت بحرانی خارج شود، بنابر این طبیعی است که حرکات و تلاشها و برنامههایی که از سوی غربیها در افغانستان اجرا میشود هیچ یک در راستای تأمین امنیت و بازسازی افغانستان و بیرون کردن افغانستان از وضعیت بحرانی فعلی نیست.
با توجه به اینکه تلفات نیروهای ناتو در فصل زمستان افزایش پیدا کرده، چه پیامی برای ناتو از طرف طالبان تداعی میکند؟
بیانش بسیار واضح است، میخواهند برای محافل داخلی وخارجی عنوان کنند که وضعیت امنیتی افغانستان اینگونه است و طالبان این قدرت را دارد که حتی در مرکز این کشور با همه قدرت و توان عملیات خود را انجام دهد.
هالبروک اعلام کرد که آمریکا قصد دارد امنیت افغانستان را از طالبان خریداری کند. میشود ارتباطی میان حمله و موضع هالبروک پیدا کرد؟
از نظر سیاسی هر حرکت و هر جنبشی از طرف یک نیروی مخالف دارای پیامهای متعدد و مختلفی میتواند باشد ولی من بعید میدانم که این حملات و انفجارها و مشکلاتی که از طرف طالبان برای افغانستان به وجود میآید، مشخصاً متوجه اهداف آمریکا و موقعیت آمریکا در افغانستان باشد.