زلزلهای با قدرت 3/7 در مقیاس ریشتر برای کشور کوچکی همانند هائیتی فاجعهای کامل در تمام ابعاد آن بود. هائیتی با حدود 10 میلیون نفر جمعیت از فقیرترین کشورهای منطقه کارائیب محسوب میشود که وقوع زلزله با چنین قدرتی، تمام آنچه را داشت یکشبه از بین برد. خسارات وارده تا آن حد بوده که گفته میشود 90 درصد ساختمانهای شهر لیوگان این کشور به کلی نابود شده و با تخریب گسترده پورتو پرنس، پایتخت هائیتی، زیرساختها و تأسیسات آن از بین رفته و همین امر نیز باعث شده تا نجات آسیبدیدگان و قربانیان و عملیات کمکرسانی به مردم زلزلهزده با مشکلات زیادی روبهرو شود. به نظر میرسد که فقر و زلزله شدید تنها مشکلی نیست که مردم مصیبتزده هائیتی با آن روبهرو هستند بلکه مشکل اساسی دیگر آنها این است که کشورشان در منطقه کارائیب قرار گرفته؛ منطقهای که از نظر آمریکا جزو مناطق ممنوعه محسوب میشود.
ارتش آمریکا بعد از وقوع زلزله به سرعت وارد منطقه شد و عملیات کمکرسانی خود را آغاز کرد. این واکنش ارتش آمریکا تا اندازه زیادی طبیعی به نظر میرسد چرا که قبل از هر چیز، اجرای عملیات امدادرسانی هنگام وقوع بلایا و حوادث طبیعی و به خصوص زلزله جزو وظایف و مأموریتهای هر ارتشی است و ارتش آمریکا نیز از این قاعده مستثنای نیست. علاوه بر این، روشن است که ارتش آمریکا نسبت به نیروهای دیگر کشورهای منطقه از بالاترین امکانات امدادرسانی برخوردار بوده و در حالی که سازمان ملل اعلام کرده زلزله هائیتی بدترین فاجعهای بوده که تا سال 2010 با آن روبهرو شده، عملیات این ارتش پاسخ طبیعی به درخواست کمک سازمان ملل است. نکته قابل توجه در عملیات ارتش آمریکا نه در اصل انجام عملیات کمکرسانی به زلزلهزدگان، بلکه در چگونگی و کیفیت آن است که پرسشها و تردیدهای زیادی را برانگیخته است.
آمریکا در روزهای اولیه پس از وقوع زلزله به سرعت وارد منطقه شد و مدام نیروهای خود را افزایش داد به گونهای که طی چند روز دو هزار و 676 نیرو را در این کشور مستقر کرد و با اعزام ناو هواپیمابر کارل وینسون و ناو وینسنس، بیش از 10 هزار نفر دیگر را در سواحل هائیتی قرار داد. آمریکا به این تعداد نیرو قناعت نکرده و به گفته ژنرال داگلاس فریزر، رئیس ستاد فرماندهی جنوبی ارتش آمریکا قرار است تا نیروهای آمریکایی در هائیتی به 20 هزار نفر افزایش بیابند. هر چند که مقامات آمریکایی برای توجیه اعزام این تعداد نیرو مدعی کمک به دولت و ملت هائیتی شدهاند اما ادعاهای آنان در نظر دیگران چندان صادقانه تلقی نشده و با توجه به کیفیت عملیات ارتش آمریکا بدبینیهایی به وجود آمده است.
فرانسه و برزیل که پس از وقوع زلزله، آمادگی خود را برای کمک به هائیتی اعلام کرده بودند به دلیل نحوه عملکرد ارتش آمریکا، شکایت رسمی خود را به واشنگتن اعلام کردند. محور اصلی شکایت آنان بر این موضوع است که چرا نیروهای هوایی آمریکا اجازهرسمی فرود در هائیتی را به دست آوردهاند اما هواپیماهای بسیاری از سازمانهای امدادی مجبور به فرود در جمهوری دومنیکن، کشور همسایه هائیتی شدهاند. خبرگزاری روسی اینترفکس نیز شکایت مشابهی از سوی سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه را منتشر کرد مبنی بر اینکه «آمریکا نباید از شرایط بد هائیتی برای دستیابی به هر هدف دیگری جز اهداف انسانی استفاده کند.» آلن ژویانده، وزیر فرانسه در امور کمکهای بشردوستانه در همین راستا از سازمان ملل درخواست کرد تا نقش آمریکا در هائیتی را توضیح دهد زیرا به نظر وی «ساختار نظامی آمریکا مانع از امدادرسانی میشود» و سازمان پزشکان بدون مرز مستقر در ژنو نیز با حمایت از درخواست فرانسه اعلام کرده که زندگی صدها نفر از مردم هائیتی در خطر قرار گرفته است زیرا هواپیماهای حامل کمکهای دارویی توسط بازرسان ترافیک هوایی آمریکا بازگردانده میشوند.
این اعتراضات باعث شده تا عملیات ارتش آمریکا در هائیتی به نوعی اشغال نظامی آن کشور تعبیر شود به خصوص اینکه چنین امری سابقه داشته و هائیتی به مدت 20 سال از سال 1915 تا سال 1935 در اشغال آمریکا بود، شاید همین سابقه نیز موجب شده تا مقامات آمریکایی به صورت موکد موضوع اشغال این کشور را تکذیب کنند اما اگر آنان در این ادعای خود صداقتی داشته باشند باز باید گفت که عملکردشان نشانگر آن است که حتی برای کمک به مردم فقیر زلزلهزده نیز حاضر به تحمل کمک دیگر کشورها نیستند. در واقع منطقه کارائیب در تصور دولتمردان آمریکایی از مناطق ممنوعه این کشور است که باید هر عملیاتی در آن تنها منوط به نیروهای آمریکایی باشد و حضور دیگر نیروها به نوعی مداخله در حوزه ممنوعه آمریکا تلقی میشود.