کد خبر: 203445
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۶
جشنواره تئاتر فجر و بررسی دلایل عدم جریان‌ساز شدن تئاتر انقلاب در گفت‌وگو با منوچهر اکبرلو
‌امین خرمی - ‌جشنواره تئاتر فجر برای همه هنرمندان و مسؤولان امور نمایشی کشور به مثابه نوروز تئاتر ایران به شمار می‌رود که بر اساس آن چشم انداز این هنر زایا و خلاق در طول سال آینده را برای همه دلسوزان این هنر مشخص می‌کند. ‌از سوی دیگر تلاقی این جشنواره با ایام شکوهمند پیروزی انقلاب اسلامی خود مؤید نوروز و آغازی دوباره برای ایران عزیز و اسلامی ما به‌شمار می‌رود که الحق و الانصاف اوضاع هنر و فرهنگ ما را از حرکت به سمت ورطه نزول و فراموشی در دوران دهه پنجاه رهاند و بار دیگر آن را از عطر طراوت خلاقانه هنرمندان این سرزمین انباشت.
‌اما متأسفانه کم‌کم و با گذر از دوران شور و نشاط انقلاب و وارد شدن به حماسه هشت سال جنگ تحمیلی، ‌آن شیفتگی بازتاب ارزش‌های انقلابی موجود در دوارن شور آفرین بهمن 57 و دوران ایستادگی و مقاومت در برابر متجاوزان به مام میهن در حماسه هشت سال دفاع مقدس کم‌کم با شعار حرکت به سمت تئاتر مدرن و پست مدرن از هنر نمایش ایران رخت بربست و این روند تا جایی ادامه داشت که در طول 10 سال اخیر در جشنواره تئاتر فجر و حتی فیلم فجر که نام دهه‌ای را در کنار خود یدک می‌کشند که چشمه جوشان و زاینده ‌اصلی انقلاب از آنجا به جوشش درآمده بود در خیل آثار شرکت‌کننده حتی به اندازه انگشتان یک دست هم شاهد کارهای نمایشی با محوریت انقلاب و داستان‌های دراماتیک آن نبودیم. ‌بر همین اساس و برای آسیب شناسی چرایی عدم تولید آثار نمایشی با مفهوم تئاتر انقلاب و با هویت درونی آثار منشعب از حوادث انقلاب با منوچهر اکبرلو، ‌نمایشنامه نویس، ‌پژوهشگر تئاتر، ‌مدرس دانشگاه و عضو انجمن نویسندگان و منتقدان تئاتر ایران به گفت‌وگو نشستیم که حاصل آن از خاطر شما دوستداران هنر نمایش می‌گذرد.
‌آقای اکبرلو تأثیر انقلاب بر روند حرکت نمایش در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟‌گیرنده‌های حسی هنرمندان نسبت به سایر اقشار جامعه در برابر ایجاد تحولات بسیار حساس‌تر است و به همین جهت فهم انقلاب و دلایل وقوع آن از همان ابتدا هنرمندان نمایش کشور را با چالش‌های ذهنی فراوانی مواجه ساخت و در تشویق آنها برای پرداختن به مقوله انقلاب و ابعاد مختلف آن بسیار مؤثر بود. ‌تأکید‌ نمایشنامه نویسان در این سه دهه گذشته از انقلاب در خلق درام انقلابی بر ابعاد مذهبی، ‌فرهنگی و اجتماعی استوار بوده است که از این سه رویکرد، ‌وجه مذهبی به دلیل اندیشه ورزی و اندیشه سازی آن بیشتر در بین هنرمندان پرداخت شده است و آنها توانسته‌‌اند اندیشه‌های مختلف خود را با انواع شیوه‌ها و تمهیدات به صورت روبنایی و زیربنایی در قالب هنر نمایش به مخاطبان انتقال دهند. ‌در اینجا لازم به یادآوری است که هنر از زیر مجموعه‌های فرهنگ به شمار می‌آید پس برای پیشرفت هنر باید بذر آن در زمین فرهنگ هر جامعه‌ای پاشیده شود تا بتواند همگام با تحولات فرهنگی و گسترش آن رشد و نمو کند البته در راه رشد و شکوفایی همیشه آسیب‌هایی وجود داشته و خواهد داشت که آینده نگری و انتخاب بهترین راه جهت برطرف سازی آسیب‌ها می‌تواند نجات‌دهنده گیاهان رسته فرهنگی و هنری در هر جامعه‌ای باشد. ‌چرا هنوز توجه به تولیدات نمایشی با محوریت رویدادهای انقلاب به شکل یک جریان نمایشی در بدنه تئاتر کشور یا حداقل جشنواره تئاتر فجر تبدیل نشده است؟‌شکی نیست که لازم است در این زمانه ادبیات نمایشی انقلاب در جامعه ما تبدیل به یک فرهنگ شود بنابراین باید بررسی کرد و دید که وقتی از یک واقعه تاریخی صحبت می‌کنیم آیا باید تنها به ذکر آن واقعه اکتفا کنیم یا بهتر است کاربرد آن وقایع را در زندگی روزمره نیز مورد بررسی قرار دهیم. ‌کار هنرمند تفکیک واقعیت‌های ظاهری و باطنی است و او با کاوش در این مسیر و تفکیک دیدگاه‌های خود این تفاوت‌ها را درک و با نگاه خاص خود به ما منتقل می‌کند در حالی که امروز ما در اصل نگاه‌مان به مقوله تئاتر انقلاب مشکل داریم و بر همین اساس است که شاهدیم جریانی به نام تئاتر انقلاب هنوز برای ما تبدیل به یک فرهنگ نشده است. ‌جریان تئاتر انقلاب در ابتدای حرکت بسیار زنده و پویا بود اما بعد از گذشت یک دهه از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی بسیاری از حرکت‌های اجرایی آن کمرنگ شد. ‌تئاتر انقلاب و دفاع مقدس به نوعی معادل تئاتر جنگ یا تئاتر مقاومت در دنیاست در حالی که الگویی که در کشور ما از اینگونه ایجاد و رایج شده معادلی در تئاتر اروپا ندارد و باید برای جهانی کردن این پدیده 30 ساله اقدامات پایه‌ای صورت گیرد. ‌آیا پیش از صدور هر تئاتری به کشورهای جهان در ابتدا لازم نیست که آن جریان نمایشی در خود کشور به جریانی پویا و هدفمند تبدیل شود؟ توجه به تئاتر انقلابی در خور عظمت انقلاب ایران و هنر هنرمندانش نیست. ‌شاید دلیل این ناهماهنگی را باید متوجه مسؤولان امر دانست. ‌ممکن است مسؤولان تئاتر در ظاهر از طرح‌های تئاتر انقلاب استقبال کنند اما در باطن آن طور که بایسته و شایسته است برای رسیدن به جریان مستمر تولید تئاتر با محوریت داستان‌های انقلاب عمل نکرده‌اند. ‌از یک سو هنرمندان ما و حتی مسؤولان نمایشی ما نباید فراموش کنند که انقلاب توسط همه مردم انجام گرفته و از آن همه آنهاست و مردم حق دارند آنچه را که دوست دارند پیرامون این رویداد جاودان تاریخی بر صحنه هنر نمایش ببینند و از سوی دیگر هنر برای مردم است و باید اختیار انتخاب دیده شدن گونه‌های مختلف آن در دستان مردم باشد، ‌همچنین برای رسیدن به یک تئاتر جریان‌ساز باید اجازه دهیم تمامی هنرمندان با افکار و رویکردهای گوناگون به بازتاب مسائل تئاتر انقلاب بپردازند. ‌‌یکی از بحث‌های همیشه مطرح که به نوعی به بهانه‌جویی هنرمندان برای عدم تولید آثار نمایشی با محتوای داستان‌های انقلاب از سوی آنها بدل شده است همین خط قرمزهایی است که در راه تولید آثار نمایشی انقلاب مطرح است اما سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که مگر انقلاب ما فقط از بعد سیاسی قابل طرح است و آیا نمی‌توان از بعد اجتماعی و فرهنگی به آن پرداخت؟‌ابعاد سیاسی، ‌اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی در هم تنیده است. ‌درک این مجموعه ممکن است خیلی سخت باشد. ‌به همین خاطر هنرمند برای خلق اثری در این زمینه باید همه جوانب را دریابد و برای اعمال آن در اثرشان دقت لازم را داشته باشد. ‌متأسفانه رسم شده که هنرمندان وقتی در ارائه داشته‌هایشان احتیاط را در نظر داشته باشند، ‌سعی می‌کنند اصلاً خود را درگیر آن نکنند چرا که با این رویکرد نمی‌توان موافقت و نظر مساعد همه گروه‌ها با افکار و جهت‌گیری‌های خاص را به خود و اثرشان جلب کنند. ‌این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که هنرمندان اصلاً دلشان نمی‌خواهد که برچسب اجرای تئاتر تبلیغاتی به اثر هنری‌شان الصاق شود. ‌ممکن است آسیب‌ها و دلایلی که به نظر شما در راه جریان ساز شدن تئاتر انقلاب ما تا امروز وجود داشته را ذکر کنید؟‌برای ایجاد تحول در درام نویسی انقلاب و جریان‌ساز بودن آن در بطن جامعه با داشتن چند سالن کوچک نمایش نمی‌توانیم انتظار تحولات عظیم و بنیادین را داشته باشیم، ‌چرا که هنر نمایش برای جریان‌ساز شدن نیاز به ارائه گسترده به مخاطب آن هم به صورت سراسری دارد نه اینکه جمعیت محدودی آن هم در پایتخت شاهد اجرای محدودی از آثاری باشند که با وجود ظرفیت حرکت سازی، ‌اجرای آنها نتیجه‌ای در بر نداشته باشد. ‌برای تأثیرگذاری تئاتر بر فرهنگ عمومی جامعه گذشت سه دهه نمی‌تواند زمان مناسبی به شمار آید. ‌تأثیرگذاری تئاتر و تأثیرپذیری مخاطب برای ایجاد یک حرکت بنیادین در جامعه به زمان بیشتری احتیاج دارد و نمی‌توان این سه دهه و تأثیرات مثبت آن را بر درام نویسی و تئاتر ایران نادیده گرفت و باید تأکید‌ کرد که ادامه این روند قطعاً نتایج مثبتی را در یک دهه آینده در بر خواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار